#رؤیاها معمولاً مثل یک گزارش روشن و منطقی حرف نمیزنند؛ آنها با تصویر و نماد کار میکنند، چون میکوشند چیزی را بیان کنند که ذهنِ بیدار هنوز برایش واژه و چارچوب آماده ندارد. به همین دلیل، فهمیدن رؤیا یعنی ترجمهکردن یک زبان تصویری؛ زبانی که هم از تجربههای شخصیِ ما تغذیه میکند و هم از الگوهای کهنی که در روانِ انسانها مشترک است. وقتی کسی رؤیایش را فقط «اتفاقی بیمعنا» بداند، ممکن است نشانههای مهمی از تعارضها، نیازها یا مسیرِ رشدِ درونیاش را از دست بدهد.
#کتاب #انسانوسمبولهایش📔
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در محضر بوعلیسینا
در ورزش پیران باید اختلاف حالات جسمی و بیماریهایی را که عادتا به سراغ آنها میآیند و عادت آنها را در ورزش کردن در نظر گرفت.
اگر جسمشان در منتهای اعتدال باشد ورزشهای معتدل برای آنها مفید است.
اگر یکی از اندامها در بهترین وضع اعتدال نیست باید در هنگام ورزش مراعات آن اندام بشود و دستور ویژه هر اندام درباره آن اجرا گردد.
کتاب اول قانون؛ ترجمه مرحوم هژار، ص۴۱۶
پ۴۰۵
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
-5658194903287521536_11357232560302.mp3
زمان:
حجم:
12M
*گلوبند ایران
علیرضا قربانی*
آهنگساز: حسام ناصری
شعر: حسین غیاثی
علیرضا قربانی پس از انتشار «گلوبند ایران»:
*سر ایران کوتاه نمیآییم*
علیرضا قربانی در پی انتشار یک قطعه موسیقی جدید به نام «گلوبند ایران» نوشت: یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب/ کز هر زبان که میشنوم نامکرر است» و بهراستی کجاست که هم قصه عشق است و هم از هر زبان که بشنوی نامکرر است؟ وطن!
وطن همانجایی است که ما نبودهایم و بوده است و ما خواهیم رفت و خواهد ماند و ایکاش آیندگان بدانند ما همانهایی بودیم که غم ایران بسیار خوردیم.
*سخت بر ما گذشت ولی کوتاه نیامدیم که «ایرانمان» است، جانمان است...*
قطعه «گلوبَند ایران» که امروز تقدیم شما میشود پس از ماهها فکر و خیال متولد شد؛ فکر اینکه چه باید کرد یا اصلا چه نباید کرد و در نهایت اینگونه شد که دلمان تنگ است برای «مردم ایران» و نگاهمان به «ایران» است؛ سرزمینی که بوده است از گذشته تاریخ و خواهد ماند به عزت و افتخار در آینده تاریخ.
*مرا بخوان که از تو دل نمیکنم...*
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
" بنام خدای بزرگ "
ابن سینا فیلسوف و حکیم بزرگ جهان،در مورد جایگاه امام علی( ع) در کتاب معراج نامه به روایتی اشاره می کند که پیامبر ص خطاب به حضرت علی ع مرکز دایره حکمت و فلک حقیقت می فرمایند"یا علی اذا الناس مقربون الی خالقهم بانواع البر،تقرب الیه بانواع العقل تسبقهم"یعنی به عبارت دیگر ای علی ع چون مردمدر کثرت عبادت رنج برند تو در ادراک معقولات رنج بر تا بر همه سبقت بگیری
و ابن سینا بر اساس همین روایت و درمقایسه ی حضرت علی با دیگر صحابه فرمودند :
" الامام علی (ع) کالمعقول بین المحسوس ".
خواجه نصیر طوسی فیلسوف و شارح ابن سینا،به همین دلیل محبت و دوست داشتن حضرت علی ع را کافی نمی داند و آن را به معرفت عقلی تکمیل می نماید.
سید احمد علوی حکیم ومتکلم ومحدث مشهور قرن 11 هجری واز شاگردان میرداماد وشیخ بهایی واز شخصیت های بزرگ مکتب فلسفی اصفهان، در باره قول ابن سینا در باره ی امام علی (ع ) معتقد است که معقول یک اندیشه ی انتزاعی نیست، بلکه عالم عقول ملکی
"عالم نور" است.محسوس عالم پدیدارها،عالم مرگ وظلمت است .نسبت امام با دیگر انسانها نسبت نور به ظلمت ، زندگی به مرگ ،قداست وپاکی وپلیدی وناپاکی است.
بنابراین آنچه از بیان ابن سینا مستفاد میشود این است که تامل حکیمان فقط به معقولات مرتبط است . غایت دانش حکمی این است که به فضل معقولات قدسی ،کمالی را که در اقلیت خود نفس مقام دارددر نفس به فعلیت برساند.
بدین معنا امام غایت قصوی و مقصد اصلی قرار میگیرد. که به برکت او نفس کامل ،جاودانی میشود وبه همه ی زیبایی های دانش عرفانی ،وبه همه ی زینتهای آسمان آراسته میگردد واز شعف همه ی مراتب بهشت برخوردار میشود .
همه ی آنچه که غیر از امام است در عداد محسوسات قرار میگیرد که نفس نه کمال خویش را در ان مییابد ونه بقای خویش را ،
فقط معرفت امام وعرفان او این کمال را محقق میسازد.
با این توصیف عقلی و معرفتی؛ در فلسفه سوبژکتیویته غربی ودکارتی که همه چیز را در اصالت
" من " انسان درک میکند وعقل را بی نیاز از غیر خود میداند وبا مفاهیم فطری وذهنی به معرفت شناسی می پردازد واز دایره ی محسوسات فراتر نمی رود:امکان درک معقولات ومعرفت حقیقی را ندارد ودر تمام جهان بصورت مجموعه ای از ابژه ها خودنمایی میکند وبجز تصویری که آدمی ازعالم اطراف خود ساخته است امکان درک واقعی حقیقت وساحات غیبی وملکوتی برایش وجود ندارد.
همچنین در فلسفه کانت فنومنها و پدیدارها که از عالم محسوسات هستند،قابل شناسایی، ولی نومنها که همان ذات اشیا هستند و مربوط به معقولات،قابل شناسایی نیستند؛ و به همین دلیل است که هانری کربن فیلسوف و عارف فرانسوی،که هم بر فلسفه مسیحیت و هم فلسفه مدرن آگاهی و استیلای کامل دارد و متوجه تجسدگرایی خداوند در مسیحیت تثلیثی انحرافی خدای پدر و پسر، و در تقلیل گرایی آن به مرگ سابجکتیوه خدای نیچه در فلسفه نهلیسم مدرن شده است،راه حل این معرفت گمشده را امام شناسی سینایی اشراقی-شیعی در مکتب فلسفی اصفهان بازشناسی و بازنمایی می نماید،که بهواسطه این معرفت عقلانی این امام ع است که تجلی اسما و صفات الهی است و نه دردام خدای تجسدگرای مسیحیت می افتد و نه مرگ و لاادری گرایی خدا در نهلیسم مدرن!!
خلاصه و پژوهشی از
دکتر حمزه کرمی
و
دکتر سید محمد دیباجی
برگرفته از کتاب ابن سینا و تمثیل عرفانی
پورفسور هانری کربن
ترجمه دکتر انشالله رحمتی
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در محضر بوعلیسینا
اگر پیران سرگیجه یا صرع دارند و یا بخارهای زیاد به سوی سر و مغزشان بالا میرود، نباید در موقع ورزش سرشان را خم کنند. ورزش چنین کسانی باید پیادهروی، مسابقه دو، سوارکاری و آن نوع ورزشی باشد که به نیمه پایین تن مربوط میشود.
اگر در پاها آسیبی داشته باشند، ورزش آنها باید از نوع ورزشهای مربوط به بخشهای بالای تنه، از قبیل وزنهبرداری، پرتاب سنگ و بلند کردن آن باشد.
کتاب اول قانون؛ ترجمه مرحوم هژار، ص۴۱۶
پ۴۰۶
بنیاد بوعلیسینا
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔍قدرت واقعی در تنهایی نیست، در پذیرشِ آسیبپذیری است.
▫️استقلال افراطی معمولاً ریشه در ترومای "رهاشدگی" یا "بیاعتمادی" در کودکی یا روابطِ گذشته دارد. وقتی کسی که باید حمایت میکرد، حضور نداشت، مغز یک قانونِ جدید میسازد: «تنها کسی که میتونی بهش تکیه کنی، خودتی.»
▪️ برخی از نشانههای استقلال افراطی در افراد:
▫️واگذاری کارها به دیگران برایشان به شدت سخت است (کمالگراییِ کنترلی).
▫️وقتی کسی برایشان کاری انجام میدهد، سریعاً میخواهند جبران کنند تا "مدیون" نمانند.
▫️دردهای فیزیکی یا روانی را پنهان میکنند تا قوی به نظر برسند.
▫️این افراد سالها برای بقا جنگیدهاند، اما آرامش زمانی شروع میشود که اجازه دهند آدمهای درست، بارِ روی دوششان را سبکتر کنند.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
«احمقِ بیسواد شاید روزی بتواند حقیقت را درک کند، اما احمقِ باسواد هرگز نمیتواند حقیقت را بفهمد.»
-روناس آرا
▪️چرا «احمقِ باسواد» سختتر حقیقت را میپذیرد؟
▫️ توهم فهم:
دانشِ سطحی یا ایدئولوژیک اغلب حس دانستن میآورد، نه خود دانستن.
ذهن وقتی فکر میکند «میداند»،
دیگر جستوجو نمیکند.
▫️دفاع شناختی
ذهن انسان فقط برای «فهمیدن» ساخته نشده؛
برای دفاع از باورها هم تکامل یافته است.
وقتی باورهای قدیمی با مدارک جدید تهدید شود:
ذهن بهجای اصلاح، توجیح و دلیلسازی میکند
شواهد مخالف را «تحریف» یا «بیاعتبار» میکند
این پدیده در افراد باسواد خطرناکتر است چون:
ابزار توجیه بیشتری دارند.
در تفکر ایدئولوژی چون پاسخ از قبل آماده است
هر گونه پرسش ، سؤال اضافی تلقی میشود و اگر ناسازگار باشد، «تهدید یا دشمن» محسوب میشود
▫️در بسیاری از جوامع:
• مدرک
• عنوان
• جایگاه فکری
بخشی از هویت فرد میشود.
اگر آن دانش غلط از آب درآید، فرد فقط «اشتباه نکرده»،
بلکه تصور می کند هویت و فردیتش فرو ریخته خواهد شد و اعتبار، جایگاه، گذشته و زندگیاش نیز به مخاطره می افتد، زیرا عقبنشینی یعنی اعتراف به سالها عملکرد خطا.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍چرا انسانها جهان را متفاوت میفهمند و چرا اختلاف نظر اجتنابناپذیر است؟
▫️سقراط اختلاف را نه نشانهی شر، بلکه نتیجهی نادانی ناآگاهانه میدانست.
از نظر او، انسانها چون گمان میکنند میدانند، با هم در تعارض میافتند؛ راه رهایی، گفتوگوی انتقادی و آگاهی از نادانی خویش است.
▫️افلاطون ریشهی اختلاف را در اسارت انسان در «سایهها» میدید.
بیشتر مردم واقعیت را نه آنگونه که هست، بلکه از خلال تصورات، تربیت و عادتها میبینند؛ تفاوت دیدگاهها نتیجهی تفاوت جایگاهها در غار است.
▫️ارسطو اختلاف را طبیعی میدانست.
به نظر او، انسانها با تجربهها، منافع و عادات متفاوت به جهان مینگرند؛ عقل میتواند این اختلاف را مدیریت کند، نه حذف.
رنه دکارت اختلاف را حاصل داوری شتابزده میدانست.
حواس و پیشفرضها خطاپذیرند؛ تنها با شک روشمند و نظم عقلانی میتوان از آشفتگی دیدگاهها کاست.
ایمانوئل کانت گامی بنیادین برداشت:
اختلاف نظر اجتنابناپذیر است، چون ذهن انسان واقعیت را میسازد.
ما جهان را آنگونه که هست نمیبینیم، بلکه آنگونه که ساختار ذهنمان اجازه میدهد تجربه میکنیم.
فریدریش نیچه این مسیر را رادیکال کرد:
«حقیقت واحد وجود ندارد؛ فقط تفسیرها وجود دارند.»
اختلاف دیدگاهها بازتاب تفاوت نیروها، ارزشها و ارادههاست؛ نزاع بر سر حقیقت، در اصل نزاع بر سر قدرتِ تفسیر است.
جمعبندی کوتاه
در سنت فلسفی غرب:
• اختلاف نظر نه استثنا، بلکه قاعده است.
• انسانها جهان را نمییابند؛ آن را تفسیر میکنند.
• خطر زمانی آغاز میشود که یک تفسیر خود را «حقیقت مطلق» بنامد و دیگران را حذف کند.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔍فلسفه و خوشبختی
▪️آیا شما تصور میکنید که فلسفه میتواند در خوشبختی انسان نقشی داشته باشد؟
آری مشروط بر اینکه فلسفه مورد علاقهی انسان واقع شود و برای درک آن هم استعداد و آمادگی وجود داشته باشد.
در غیر این صورت، تصور نمیکنم فلسفه بتواند در خوشبختی انسان موثر گردد.
به همین ترتیب چنانچه شما بنّای خوبی باشید شغل بنّایی میتواند موجب خوشبختی شما باشد.
به طور کلی، هر نوع فعالیت و کاری که انسان از عهده انجام آن برآید موجب خوشبختی است.
#جهانی_که_من_میشناسم
#برتراند_راسل
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
▪️زندگی انسان فقط وقتی در مسیر درستش پیش میرود که فرد نسبت به جهان پیرامونش احساس ثبات و اطمینان کند.
ما برای اینکه نقشمان را ایفا کنیم به امور روزمره و عادتها نیازمندیم زیرا اگر هر آنچه در اطراف ماست کاملاً نو، بیسابقه و غیرمنتظره باشد، در زندگیمان تکیهگاهی نخواهیم داشت، و کاملاً گیج و سردرگم خواهیم شد.
به زبان امروزی، فرد نیازمند میزانی از احساس امنیت روانی است، تا حدی که جهان پیرامونش نسبتاً قابل پیشبینی و قابل درک باشد نه یک چیز کاملاً آشوبناک.
ما در زندگی روزمرهمان به نوعی حسِ ثبات و روزمرگی نیاز داریم.
این حس، برای هر کس، همان زیست - جهان اوست، برداشت و تجربهی او از نظم و ترتیب و ثبات نسبیِ جهان پیرامونش.
📕#فرهنگ_و_زندگی_روزمره
✍🏻 #دیوید_اینگلیس
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
تاریخِ خدا یا تاریخ فهم انسان از خدا؟
کارن آرمسترانگ در کتاب «تاریخ خدا» از تحول فهم انسان از خدا در ادیان ابراهیمی سخن میگوید، نه از آفرینش خدا توسط ذهن انسان. با این حال، یادداشت منتشرشده در گفتوشنود با خلط میان «خدا» و «برداشت انسان از خدا»، نتیجهای فلسفی و سیاسی میگیرد که از محتوای کتاب به دست نمیآید.(منبع)
مهمترین مغالطه یادداشت در این عبارت نهفته است: «اگر تصور انسان از خدا همواره در حال تحول بوده، چه اتفاقی میافتد وقتی یک حکومت، برداشت خاصی از دین را ثابت، نهایی و غیرقابل تغییر معرفی میکند؟»
این استدلال نمونهای از «گسست منطقی میان مقدمه و نتیجه» است. زیرا از این گزاره که فهم انسانها از خدا در طول تاریخ تغییر کرده، نمیتوان نتیجه گرفت که خدا ساخته ذهن بشر است، حقیقت ثابتی وجود ندارد یا هیچ قرائتی بر دیگری برتری ندارد.
آرمسترانگ درباره تاریخ فهم انسان از خدا سخن میگوید، نه درباره انکار وجود خدا. همانگونه که تغییر نظریههای علمی درباره جهان به معنای ساختهشدن جهان توسط دانشمندان نیست، تحول برداشتهای دینی نیز به معنای ساختهشدن خدا توسط انسان نیست.
این یادداشت، با خلط میان «واقعیت خدا» و «فهم انسان از خدا» و سپس پیوند دادن این بحث تاریخی به داوری سیاسی درباره ایران، نتیجهای را مطرح میکند که از محتوای کتاب آرمسترانگ به دست نمیآید.
مدرسه علم و دین؛ نقد الحادجدید
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا