eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از مبانی دعا، جاندار و ذی حیات بودن (دارای نفس بودن) اجرام سماوی است که در جهان‌بینی و طبیعیّات قدیم امر مسلّمی بوده است. چنانکه سهروردی می‌نویسد: «و اعلم انّه لا میّت فى عالم الأثیر» در حقیقت در دیدگاه شیخ اشراق و بر اساس جهان بینی قدیم، افلاک و کواکب به عنوان وسائط فیض در نظر گرفته می‌شدند. بر این اساس در حکمة الاشراق می‌نویسد: خداوندی را تسبیح گویید که خورشید را وسیله قرارداد و نیّرین (خورشید و ماه) را خلیفة ]خود[ قرار داد و ستارگان متحرّک (خمسة متحیّره) را حمل کنندگانی قرار داد که در قرب خداوند متنعم هستند و انعام می‌کنند. ملاصدرا در تعلیقة خود بر حکمة الاشراق با ذکر آیاتی از قرآن می‌نویسد که خداوند امر نیّرات سماوی را در قرآن، عظیم داشته است به حدی که به آنها قسم یاد کرده است وی سپس به دعایی در صحیفة سجّادیه استشهاد می‌کند که امام سجّاد (ع) در دعای خود خطاب به ماه این گونه می‌فرمایند ای مخلوق مطیع که بسیار سریع حرکت می‌کنی و در جایگاه‌هایی که برایت مقدّر شده است در رفت و آمد هستی و در فلکی که برایت مشخص شده است در گردش هستی، ایمان آوردم به کسی که به واسطة تو تاریکی‌ها را نورانی ساخت. https://eitaa.com/phwsla 
الکسیس کارل می گوید: “هیچ دری را نیایش نمی زند، مگر اینکه به رویش گشوده می شود.” و نیایش، بلندترین قله ی تعبیر را در شب ظلمانی عقل، در پرواز عشق، می یابد، آنگاه که کُمِیت عقیل می لنگد.” اول کتاب نیایش (الکسیس کارل) با این جمله شروع می شود که: ” ارزش عقل در نظر ما غربی ها به مراتب بالاتر از آستانه ی عشق است” و در پایان، کتاب را با این جمله ختم می کند که: ” ای کاش انسان، امروز هم چنانکه زیبائی دانش را می فهمد، زیبائی خدا را نیز بشناسد و به سخن پاسکال هم چنان گوش بدهد، که به سخن دکارت.” نیایش، در تاریخ شیعه می تواند به عنوان مکتب امام سجاد ع نامگذاری شود از کتاب زیباترین روح پرستنده (امام زین العابدین) دکتر شریعتی سالروز شهادت امام‌سجاد ع https://eitaa.com/phwsla
برخلاف ما که مثلاً از تهاجم فرهنگی و ورود فرهنگ بیگانه وحشت داریم و دائم چیزی مثل هالوین و کریسمس و ترندهای غربی رو میکوبیم، ژاپن نه تنها نمیترسه ونمیترسونه، بلکه باآغوش باز میره سراغش! اصلا هیچ کشور غیرغربی به اندازه ژاپن پذیرای فرهنگ غرب نیست!پس چرا مردمش غربی نمیشن؟! درسی که امروز بابچه هاکار کردیم هالوین بود. مسئولین ژاپنی، قبل از مواجهه مردم با غرب، پیشقدم میشن تا معرف فرهنگ غرب بشن، منتها به سبک ژاپنی!! معرفی میکنن تحلیل میکنن به بچه ها تکلیف میدن گزارش و مقاله میخوان تست میگیرن و ..تا جایی که بچه ژاپنی به فرهنگ غربی همون حسی رو پیدا کنه که بچه ایرانی به انتگرال ریاضی درمدرسه داره! مطمئنم پشت تمام اقدامات و سیاستهای اجتماعی ژاپن، نظارت و کارشناسی جامعه شناختی و روانشناختی هست! هالوین و کریسمس رو میگیرن ژاپنیش میکنن! مسخره شو درمیارن! لوثش میکنن! ازش سود تجاری میبرن!یک «فرهنگ انتزاعی» رو به کالای اقتصادی قابل مبادله تبدیل میکنن! اما با فرهنگ خودش اینکارو نمیکنه! اوبون برتر از هالوین! اوبون معنوی وجدی و اصیله! هالوین دلقک بازیه! بدون مسخره کردن،بدون توهین کردن،بدون مبارزه کردن شکستش میدن! زینب بهرامی https://eitaa.com/phwsla
🔆گاهشمار زندگی و آثار دکتر یگانه شایگان (بخش دوم) ☘️دکتر محمدجواد اسماعیلی در سال1382 پس از ساليان دراز اقامت در انگلستان، سوئيس، آمريكا، اسپانيا، فرانسه و گرجستان، تصميم گرفت در ايران سكني گزيند. از آن پس تدريس مقولات، طبيعيات و مابعدالطبيعه ارسطو و طبيعيات ابن‌سينا را در انجمن حكمت و فلسفه ايران آغاز كرد. نيز در دورۀ دكتري مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفة ايران و دورۀ كارشناسي ارشد دانشگاه تربيت مدرس فلسفۀ ارسطو را تدريس كرد. افزون بر تدريس‌هاي رسمي، وي با رغبتي توصيف‌‌نا‌پذير به علاقه‌مندان بسياري كه حتي در زمرۀ آنان، از شهر‌هاي مشهد، قم و اصفهان بودند، مباحث مرتبط با فلسفۀ ارسطو را ارائه مي‌كرد. همچنين در جلساتي كه در منزل خود برپا مي‌كرد، استاداني نظير دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني، دكتر پرويز ضياء شهابي، دكتر استفان پانوسي، دكتر مير‌شمس‌الدين اديب سلطاني، دكتر محمد آزادپور، دكتر رضا علوي، استاد كامران فاني، دكتر ريچارد فراي، دكتر پل گاير، دكتر ديويد بورل، دكتر تامارا آلبرتيني و دكتر سلي سجويك شركت كرده بودند.       در سال1383 در همايش بين‌المللي ابن‌سينا در دانشگاه بوعلي سينا همدان شركت كرد و مقاله‌اي در باب « مقايسۀ مفهوم زمان نزد ابن‌سينا و هايدگر» ارائه كرد. در سال1384 براي انجام سخنراني در باب فلسفۀ ابن‌سينا و ابن‌رشد به دانشگاه اصفهان دعوت شد. در سال 1385 آخرين سخنراني خود را در دانشگاه آزاد اسلامي (تهران شمال) در باب بزرگداشت توشيهيكو ايزوتسو ارائه داد. وي در اواخر زندگي خويش، مقالۀ‌ عارض بودن وجود نزد ابن‌سينا و ابن‌رشد را با انجام ويرايش بسيار براي انتشار در مجلۀ فلسفي دانشگاه آكسفورد آماده كرده بود. نيز، مقاله‌اي با عنوان فلسفۀ پسا-تحليلي در آمريكا به نگارش درآورده بود. در اسفندماه 1385 تهران را به قصد هلند و فرانسه براي مدتي كوتاه ترك كرد و در آنجا متوجه بيماري سرطان ريه شد. سرانجام با روحيه‌اي پايدار به استقبال مرگ رفت و در 16 خرداد 1386 در هفتاد سالگي جان به جان آفرين تسليم كرد و در پاريس، به آرامگاه ابدي سپرده شد. يادش گرامي باد! https://t.me/farzan_agahi https://eitaa.com/phwsla
🔍فلسفه هگل به زبان ساده در فلسفه هگل، واقعیت و تاریخ بر پایه یک عقلانیت درونی شکل می‌گیرند که او آن را «روح مطلق» می‌نامد. از این منظر، خدا موجودی جدا از جهان نیست، بلکه همان حقیقت کلی و عقلانی است که در سراسر طبیعت، تاریخ و آگاهی انسان جریان دارد و به‌تدریج در روند تاریخ آشکار و قابل فهم می‌شود. بنابراین فلسفه، ابزار فهم این حقیقت است و انسان از طریق رشد آگاهی خود، به درک عمیق‌تری از این واقعیت می‌رسد. 👀 بر اساس این نگاه، تاریخ مجموعه‌ای تصادفی از رویدادها نیست، بلکه فرآیندی معنادار و عقلانی است که در آن آگاهی انسان نسبت به آزادی به‌تدریج رشد می‌کند. هر دوره تاریخی، مرحله‌ای از تکامل این آگاهی است و گذشته، حال را به‌صورت ضروری شکل داده است. تاریخ در نگاه هگل دارای جهت است، اما این جهت نه از بیرون، بلکه از درون خود تاریخ و از حرکت عقل در آن پدید می‌آید. 💬 مکانیزم این حرکت، «دیالکتیک» است؛ یعنی هر واقعیت درون خود دارای تضادهایی است که موجب نفی و تغییر آن می‌شود و در نهایت به مرحله‌ای بالاتر و کامل‌تر می‌انجامد. این فرایند را می‌توان به صورت حرکت میان یک وضعیت اولیه، نفی آن و سپس ترکیب و ارتقای دو وضعیت پیشین فهمید. دیالکتیک نه فقط یک روش تفکر، بلکه ساختار خودِ واقعیت و تاریخ است. ✌️ در این چارچوب، آزادی نیز معنای خاصی پیدا می‌کند. آزادی در نگاه هگل به معنای رهایی مطلق فرد از هر قید و قانون نیست، بلکه زمانی تحقق می‌یابد که فرد در درون نظم عقلانی جامعه و در هماهنگی با آن به خودآگاهی برسد. بنابراین آزادی فردی بدون پیوند با جامعه ناقص است و آزادی واقعی در هم‌سویی فرد، جامعه و ساختارهای عقلانی آن شکل می‌گیرد. 🤔 دولت در این نظام فکری، صرفاً یک قرارداد اجتماعی یا ابزار قدرت نیست، بلکه بالاترین شکل تجلی عقل در زندگی جمعی است. دولت حاصل رشد تاریخی است که از خانواده به‌عنوان وحدت طبیعی آغاز می‌شود، در جامعه مدنی با روابط و منافع فردی پیچیده‌تر می‌گردد و در نهایت در دولت به وحدتی عقلانی و منسجم می‌رسد. در این معنا، دولت یک کل زنده و ارگانیک است که آزادی و نظم را در سطحی بالاتر با هم آشتی می‌دهد. 🔮 در مجموع، فلسفه هگل تصویری از جهانی ارائه می‌دهد که در آن تاریخ و واقعیت بر پایه عقلانیت درونی پیش می‌روند، تضادها عامل حرکت و تکامل‌اند، آزادی در بستر جامعه و دولت تحقق می‌یابد و حقیقت نهایی همان عقل یا روحی است که در کل این فرآیند تاریخی در حال آشکار شدن است. https://eitaa.com/phwsla
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کودک بیش از آنکه به پاسخ نیاز داشته باشد، به فرصتِ پرسیدن نیاز دارد. ما اغلب گمان می‌کنیم فلسفه از دانشگاه و کتاب‌های قطور آغاز می‌شود، اما شاید نخستین فیلسوفی که هر یک از ما در زندگی دیده‌ایم، یک کودک بوده است؛ کودکی که بی‌وقفه می‌پرسد: «چرا؟» کتاب «کودک فلسفی» نوشتۀ جانا مور لون یادآوری می‌کند که کنجکاوی، شگفتی و پرسشگری، طبیعی‌ترین ویژگی‌های کودکی‌اند. این کتاب نشان می‌دهد که وظیفۀ ما، آماده‌کردن پاسخ‌های قطعی نیست؛ بلکه حفظ کردن جسارتِ اندیشیدن و پرسیدن است. شاید بزرگ‌ترین هدیه‌ای که بتوان به یک کودک داد، نه پاسخ به همۀ پرسش‌هایش، بلکه اشتیاقِ ادامه‌دادنِ پرسش‌ها باشد. [کودک فلسفی/ جانا مور لون/ مرتضی براتی/ چاپ پنجم]
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوردانو برونو، فیلم ۱۹۷۳، روایتگر زندگی فیلسوف ایتالیایی است که در برابر استبداد دینی ایستادگی کرد. وولونته در نقش برونو تصویری فراموش‌نشدنی از مقاومت اندیشه خلق کرد. برونو پس از سال‌ها تحقیق و تدریس در اروپا به ونیز بازگشت. او جهان را نه از دریچه ایمان کور، که از چشم عقل و مشاهده می‌دید؛ معتقد بود جهان بی‌نهایت است و خورشید تنها یکی از ستارگان است. سخنانش در میان مردم نفوذ کرد و کلیسای ونیز آن را تهدید جدی تلقی نمود. در سکانسی ماندگار از فیلم، برونو به کشیشی که او را به شکنجه تهدید می‌کرد پاسخ داد: «من حتی اگر هیچ نداشته باشم، صاحب سرنوشت خویش هستم.» این سرنوشت از عقل و فلسفه سرچشمه می‌گیرد، نه ایمان. کشیش گفت: «هرچه بیشتر بدانی، بیشتر محکوم به رنج خواهی بود.» برونو پذیرفت اما تسلیم نشد. داستان او آینه‌ای از امروز است؛ جایی که حقیقت هنوز تهدید دانسته می‌شود و آزادی اندیشه خیانت. هنوز سلطه‌گران دینی و سیاسی در پی خاموش کردن صدای روشنفکران هستند. برونو در ۱۶۰۰ در میدان کامپو ده‌فیوری رم زنده سوزانده شد اما اندیشه‌هایش قرن‌ها پس از مرگش درخشیدند و پیروزی جاودان او بر کلیسا شد. https://eitaa.com/phwsla
واژگان فارسی اشعار جاهلی در سه‌چهار کتیبه‌ای که به عربی از پیش از اسلام به‌دست آمده، تنها یک کلمهٔ فارسی (تاج) به‌چشم می‌خورَد. به‌عکس، تعداد کلمات فارسی در اشعار جاهلی زیاد است… البته این‌ها اسناد صددرصد معتبری نیستند و احتمال می‌رود گروهی از کلمات فارسی رایج نزد جاهلیان از این اشعار حذف شده باشد یا برخی کلمات عصر اسلام را به آن‌ها اضافه کرده باشند… عیب بزرگ واژه‌های قرضیِ عصر جاهلی در آن است که در بسیاری از موارد، تاریخ معینی برای ورود آن‌ها به عربی نمی‌توان داد… برخی از نمونه‌ها به این شرح‌اند: اِبریق (آبریز)، اَبزَن (آبزن)، اُرجوان (ارغوان)، اِوان یا اِیوان (تالار پذیرایی ساسانیان، قصر)، بند (پرچم، عَلَم)، جُل (گُل)، جُلّستان (گلستان)، خندق (از پهلوی کَندَک؛ حضور این کلمه در عصر جاهلی نظریهٔ کسانی را که آن را از ابداعات سلمان فارسی می‌دانند نفی می‌کند)، دهقان (دهگان)، زنجبیل، شهنشاه، فارسی (به‌صورت صفت برای چیزهای مختلف)، فیل (پیل)، قیرَوان (کاروان)، کِسری (خسرو)، هَمیان (کیسه‌ای که به کمر بندند)، هَنزَمَن (انجمن)، وَرد (از ریشهٔ پهلوی و اوستایی، به‌معنی گُل و نیز رنگ سرخ). آذرتاش آذرنوش راه‌های نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی از شکفتن در آفتاب https://eitaa.com/phwsla
زندگی اصیل چیست؟ 🔎بررسی کتاب «هستی و زمان» اثر : مارتین هایدگر 📖 کتاب «هستی و زمان»، اثری نوشته‌ی مارتین هایدگر است که نخستین بار در سال 1927 به چاپ رسید. انتشار شاهکار هایدگر ، رویدادی فوق‌العاده جریان ساز را در عرصه‌ی تولید اندیشه رقم زد و جهانی نو از ایده‌ها را خلق کرد. کتاب هستی و زمان به دلیل ارائه‌ی تحلیل‌هایی مبتکرانه و منحصر به فرد از ماهیت پرسشگری‌های فیلسوفانه و ارتباط آن‌ها با زندگی انسان، سال‌های سال است که به عنوان یکی از مهم‌ترین رویدادهای قرن بیستم مورد تحسین و تمجید قرار می‌گیرد. معنا در هستی چیست؟ این، سؤال اساسی مطرح شده در شاهکار ژرف هایدگر است؛ اثری که این فیلسوف بزرگ در آن تلاش می کند تا توضیحی از مشکلات پایه ای هستی ارائه کند. هستی و زمان با تأثیری انکارناشدنی بر فلسفه‌ بعد از خود، ادبیات، هنر، نقد ادبی، اگزیستانسیالیسم و اندیشه‌ پست مدرن، نقشه ی فکری جهان مدرن را برای همیشه تغییر داد. https://eitaa.com/phwsla
«انسان‌ها زاده نمی‌شوند، بلکه ساخته می‌شوند.» 🔍 تربیت چیست ❕ تربیت، صرفاً آموزش نظم ، رفتار و انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه فرایندی تدریجی برای شکل‌دادن به ذهن، اخلاق و شیوهٔ بودن انسان است. اگر فلسفه را تمرینِ اندیشیدن بدانیم، تربیت را باید تمرینِ «انسان شدن» دانست؛ اما پرسش بنیادین این است: 📌آیا می‌توان خودِ اندیشیدن را هم آموزش داد؟ در تاریخ اندیشه، پاسخ‌ها به این پرسش یکسان نبوده‌اند. برخی، تربیت را مهار و انضباط می‌دانستند و برخی دیگر آن را شکوفایی آزادی. در دوره‌ای که آموزش با سخت‌گیری و تنبیه گره خورده بود، اراسموس (Desiderius Erasmus، ۱۴۶۶–۱۵۳۶)، انسان‌گرای هلندی، نگاه متفاوتی ارائه کرد. از نظر او، خشونت آموزشی نه تنها انسان را بهتر نمی‌کند، بلکه او را از جوهر انسانی‌اش دور می‌سازد. او باور داشت تربیت نیک باید بر مهربانی، گفت‌وگو و حتی شوخ‌طبعی استوار باشد. در نگاه او، انسان «به دنیا نمی‌آید»؛ بلکه در جریان تربیت «شکل می‌گیرد». اما این شکل‌گیری صرفاً اخلاقی نیست. ایمانوئل کانت (Immanuel Kant، ۱۷۲۴–۱۸۰۴) تربیت را شرط امکان انسان شدن می‌دانست. از نظر او، انسان بدون تربیت در وضعیت طبیعی باقی می‌ماند؛ وضعیتی که در آن توانایی‌های عقلانی و اخلاقی بالفعل نمی‌شوند. به همین دلیل، تربیت نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای تحقق کرامت انسانی است. با این حال، کانت تأکید داشت که این فرایند نباید به سرکوب آزادی کودک منجر شود؛ بلکه کودک باید به‌تدریج بیاموزد چگونه آزادانه، اما مسئولانه بیندیشد و انتخاب کند. این مسئله بعدها در اندیشه‌های مدرن نیز ادامه یافت. الیزابت بادینتر (Elisabeth Badinter، ۱۹۴۴-) به رابطهٔ والد–کودک از زاویه‌ای انتقادی نگاه کرد و هشدار داد که «فداکاری کامل» والدین—به‌ویژه مادران—می‌تواند به رابطه‌ای ناسالم و فرساینده تبدیل شود. از نظر او، تربیت سالم بر احترام متقابل استوار است، نه بر حذف خودِ والد در مسیر مراقبت از کودک. اگر به تجربهٔ روزمره نگاه کنیم، تربیت همیشه در دل جزئیات زندگی رخ می‌دهد: دیوارهای خط‌خطی‌شده، اسباب‌بازی‌های پخش‌شده روی زمین، و رفتارهایی که گاهی بی‌نظم به نظر می‌رسند. هدف از تربیت، حذف این بی‌نظمی‌ها نیست، بلکه تبدیل تدریجی کودک به انسانی است که بتواند میان خواست لحظه‌ای و مسئولیت بلندمدت تمایز قائل شود. در این مسیر، افلاطون (۴۲۷–۳۴۷ ق.م) تربیت را مقدمهٔ شکل‌گیری شهروندی خردمند می‌دانست؛ انسانی که بتواند میان ظاهر و حقیقت تمایز بگذارد. شاگرد او، ارسطو (۳۸۴–۳۲۲ ق.م)، نگاه عملی‌تری داشت: تربیت یعنی پرورش فضیلت از طریق عادت. انسان با تکرار رفتارهای درست و مشاهدهٔ الگوهای اخلاقی، به تعادل میان افراط و تفریط می‌رسد؛ همان «راه میانه» که اساس اخلاق اوست. در سنت معاصر، بل هوکس (bell hooks، ۱۹۵۲–۲۰۲۱) تربیت را نه یک رابطهٔ قدرت، بلکه یک عمل عاشقانه و رهایی‌بخش می‌داند. از نظر او، کودک زمانی توان اندیشیدن و همدلی پیدا می‌کند که در فضایی بدون سلطهٔ کور و ترس رشد کند. تربیت، در این معنا، تمرینی برای گسترش آگاهی و کاهش خشونت در جهان است. مقابل این دیدگاه‌ها، ژان‌ژاک روسو (Jean-Jacques Rousseau، ۱۷۱۲–۱۷۷۸) بر آزادی طبیعی کودک تأکید می‌کند. در کتاب «امیل، یا دربارهٔ تربیت» (۱۷۶۲)، او تلاش می‌کند نشان دهد که چگونه می‌توان کودک را از فساد اجتماعی دور نگه داشت و اجازه داد تجربهٔ مستقیم، جایگزین آموزش تحمیلی شود. اما این آزادی، به معنای رهاسازی کامل نیست؛ بلکه مسئله اصلی در اندیشهٔ او تعیین مرز میان آزادی و خطر است: تا کجا باید اجازه داد کودک تجربه کند و از کجا باید مداخله کرد؟ روسو تصویری از کودکی ارائه می‌دهد که در دل طبیعت رشد می‌کند، خطا می‌کند، می‌آزماید و از تجربه می‌آموزد. در این نگاه، خطا بخشی از فرایند یادگیری است، نه امری برای سرکوب. با این حال، این ایده همچنان محل بحث است: آیا تجربهٔ مستقیم همیشه آموزنده است، یا گاهی نیاز به محدودیت و هدایت دارد؟ در نهایت، همهٔ این دیدگاه‌ها به یک پرسش باز می‌گردند: تربیت چگونه انسان می‌سازد؟ انسانی آزاد یا منضبط؟ عقل‌محور یا عاطفی؟ تابع جامعه یا منتقد آن؟ 📌 و ، آماده‌سازی برای زندگی نیست؛ خودِ زندگی است. پاسخ قطعی وجود ندارد. اما شاید تربیت، نه انتخاب یکی از این دوگانه‌ها، بلکه هنرِ ایجاد تعادل میان آن‌ها باشد؛ تعادلی میان آزادی و مسئولیت، تجربه و هدایت، و عشق و انضباط. https://eitaa.com/phwsla
قلم فقط یک ابزار نوشتن نیست؛ ردّی است که انسان برای فهمیدنِ خودش بر جهان می‌گذارد. هر خطی که نوشته می‌شود، ادامه‌ی راهی است که هزاران سال پیش از دل غارها و سنگ‌نبشته‌ها آغاز شد و امروز در دست ما ادامه دارد. در روز قلم، آدم ناگهان متوجه می‌شود چقدر از زندگی‌اش با همین موجود باریک و کم‌ادعا گره خورده؛ از اولین جمله‌های لرزان دوران مدرسه تا امضاهایی که مسیر آینده را تغییر داده‌اند. قلم همیشه کنار ما بوده؛ بی‌صدا، بی‌هیاهو، اما اثرگذار. نوشتن نوعی مسئولیت است. هر واژه‌ای که روی کاغذ می‌نشیند، می‌تواند روشنایی بیاورد یا سایه بسازد. شاید همین است که اهل قلم همیشه با وسواس و دقت می‌نویسند؛ چون می‌دانند نوشته‌ها دیرتر از آدم‌ها می‌میرند و گاهی حتی از آن‌ها پیشی می‌گیرند. ۱۴ تیر، فرصتی است برای احترام گذاشتن به کسانی که با نوشتن، جهان را قابل‌تحمل‌تر کرده‌اند؛ کسانی که با جمله‌هایشان امید داده‌اند، پرسش ساخته‌اند، حقیقت را زنده نگه داشته‌اند و گاهی فقط با یک یادداشت کوتاه، دلِ خسته‌ای را آرام کرده‌اند. قلم، میراث مشترک همه‌ی ماست؛ پلی میان فکر و آینده. امروز، روز همین پل است. https://eitaa.com/phwsla
🔎How to be a Conservative (Roger Scruton) 📚کتاب «چگونه محافظه‌کار باشیم» ✍️ نوشته: راجر اسکروتن، فیلسوف برجسته بریتانیایی، در سال ۲۰۱۴ منتشر شد و به بررسی اصول ایدئولوژی محافظه‌کاری در دنیای مدرن می‌پردازد. اسکروتن با نگاهی autobiographical، از تجربیات شخصی خود در مواجهه با کمونیسم و اعتراضات چپ‌گرایانه سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که جامعه باید از پایین به بالا، بر پایه سنت‌ها، هویت ملی و بازار آزاد ساخته شود، نه از طریق برنامه‌ریزی‌های ایدئولوژیک از بالا. این کتاب افسانه‌های رایج درباره محافظه‌کاران را رد کرده و راهکارهایی برای حفظ ارزش‌هایی چون قانون، مدنیت، خانواده و حقوق طبیعی ارائه می‌دهد، در حالی که به نقد ماتریالیسم اقتصادی و حقوق بشر مدرن می‌پردازد. https://eitaa.com/phwsla