🔎چرا برخی از روانشناسان و منتقدان سینما ، فیلم پرسونا را یک شاهکار می دانند؟
✅اینگمار برگمان در فیلم پرسونا، سینما را به ابزاری برای کاوش عمیق روان انسان تبدیل میکند. این فیلم با تمرکز بر رابطه میان الیزابت و آلما، به بحران هویت، نقابهای اجتماعی و مرز میان «خود واقعی» و تصویری که انسان از خود به دیگران ارائه میدهد، میپردازد. برگمان با بهرهگیری از سکوت، نماهای نزدیک چهره و ساختار روایی پیچیده، درونیترین اضطرابها و تنهایی انسان را به تصویر میکشد. این فیلم با الهام از مفهوم پرسونا در روانشناسی یونگ، نشان میدهد که انسان گاهی میان نقش اجتماعی و هویت حقیقی خود گرفتار میشود. به همین دلیل، پرسونا یکی از مهمترین آثار تاریخ سینماست؛ فیلمی فلسفی درباره هویت، تنهایی و جستوجوی انسان برای شناخت خود.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
هدایت شده از کانال تبلیغات علیسینا
🚀 نرمافزار علیسینا؛(Alicenna) بازار آنلاین خرید و فروش و ثبت آگهی
اگر به دنبال یک پلتفرم حرفهای برای توسعه بین المللی کسبوکار خود هستید، علیسینا همه امکانات موردنیاز را در اختیار شما قرار میدهد:
✅ ثبت و مدیریت آگهیها
✅ فروشگاه آنلاین اختصاصی صادرات و واردات دیجیتال
✅ اپلیکیشن اندروید
✅ درگاه پرداخت بینالمللی
✅ مناسب برای فروشندگان، کسبوکارها و ارائهدهندگان خدمات بین المللی مالی
✅مجهز به دو زبان انگلیسی و فارسی
🌐 سایت آگهیها:
alicenna.com
🛍️ فروشگاه:
shop.alicenna.com
📱 دانلود اپلیکیشن اندروید:
کافهبازار - علیسینا
همین امروز کسبوکار خود را به دنیای دیجیتال متصل کنید و محصولات و خدماتتان را به مشتریان بیشتری معرفی کنید.
کیارستمی، نقاشی پساامپرسیونیست
بابک مینا
«بر زردیِ برشتهی گندمزاری ...» کیارستمی شاید این تصویر از شعر شاملو (هنوز در فکر آن کلاغم) را در ذهن داشته است، و قطعا ون گوگ را. زیباییشناسی کیارستمی به شکل عجیبی هم بسیار ایرانی است و هم بسیار نزدیک به میراث تصویری فرانسه، امپرسیونیسم و پساامپرسیونیسم را در قابهای او میتوانیم ببینیم. کسانی مثل سزان، ون گوگ، پل سروزیه. اما خودش صراحتاً به الهام گرفتن از ون گوگ اشاره کرده است و همین کافی است، شهود هنریاش او را درست در ادامه میراث پساامپرسیونیسم قرار داده است و این چیزی است که در فرانسه خیلی سریع درک میشود. بیجهت نیست این همه در این کشور ستوده شد.
اولین باری که «زیر درختان زیتون» را دیدم با خودم گفتم این فیلم یک نام بیشتر ندارد «امپرسیون: گیلان» حقیقتاً اگر کلود مونه ایرانی بود و فیلمساز چنین فیلمی میساخت. ایران و فرانسه با هم بسیار متفاوتاند، با دو میراث تصویری بسیار متفاوت از هم، با این همه بسیار جالب است که کیارستمی تا این حد به شهود زیباییشناسانه امپرسیونیستها و پساامپرسیونیستها نزدیک شده همزمان با اینکه کاملاً ایرانی است و ذرهای تقلید مضحک در آن نیست. شاید برعکس هم بتوانیم بگوییم: امپرسیونیستها با شکستن «سنت بزرگ» از رافائل تا ژاک لویی داوید و انگر و نقاشی «سالنها» توانستند به هنر شرقی نزدیک شوند. بعضیهاشان ستایشگران نقاشی ژاپنی و چینی بودند. بگذریم.
من کمتر به محتوای فیلمهای کیارستمی فکر میکنم، فقط دوست دارم بشینم «تابلوهای» فیلمهایش را ببینیم، کیارستمی هم مثل بسیاری از فیلمسازان بزرگ، خصوصاً بزرگان شمال اروپا یا تارکوفسکی با سینما نقاشی میکرد. شاید تنها استثناء «کلوزآپ» است. فیلمی که کمتر نقاشی است و خود رویداد و شخصیتی که روایت میکند بسیار جذاب است.
زیباییشناسی کیارستمی از چشم فیلسوفان فرانسوی که معمولاً «دیداری»اند و سنتی طولانی از تأمل فلسفی بر نقاشی دارند دور نمانده است. ژاک لوک نانسی میگوید سینمای کیارستمی، سینمای ظهور جهان است. فیلمهای او بیش از آنکه داستان تعریف کنند، اجازه میدهند جهان، انسانها، راهها، درختان، سکوت و زمان خود را نشان دهند. تصویر در سینمای او چیزی را «بازنمایی» نمیکند، بلکه حضوری را آشکار میسازد.
فکر میکنم اگر مرلوپونتی زنده بود حتما چیزی درباره سینمای کیارستمی مینوشت. مینوشت سینمای کیارستمی میکوشد آگاهی را از چهارچوب عقلانی و ساختار مفهومی نجات دهد و تصویر و جهان را در نخستین تجلی پیشامفهومیاش به چنگ آورد...
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔎ابزوردیسم
انسان در جستوجوی معنا در جهانی خاموش
✅ابزوردیسم (پوچگرایی یا معناباختگی) یک مکتب فلسفی است.
این مکتب میگوید زندگی انسان بیمعنا است و جستجوی ما برای یافتن هدف، نتیجهای ندارد. در واقع، این تضاد بین «نیاز ما به معنا» و «سکوت جهان» همان پوچ (Absurd) است.
ریشهها و فلسفه
این دیدگاه با آلبر کامو، فیلسوف فرانسوی، شناخته میشود.
او میگوید ما مثل سیزیف هستیم. در افسانهها، سیزیف محکوم است تا ابد تختهسنگی را به بالای کوه ببرد و غلتیدن آن به پایین را تماشا کند. زندگی ما نیز شبیه کار او است. ما هر روز تلاش میکنیم، بدون اینکه نتیجه نهایی مهمی داشته باشد.
پاسخ ابزوردیسم
برخلاف نیهیلیسم (هیچانگاری) که تسلیم ناامیدی میشود، ابزوردیسم میگوید: باید با این پوچی روبرو شد و زندگی کرد.
کامو پیشنهاد میکند با وجود بیمعنایی، شورش کنیم و از تکتک لحظات زندگی لذت ببریم. ما باید آزادی خود را بپذیریم و خودمان بدون توجه به هدف نهایی، به زندگی ارزش دهیم.
ابزورد در هنر و ادبیات
در تئاتر و ادبیات، ابزوردیسم به شکل داستانهای نامفهوم و غیرمنطقی نشان داده میشود. شخصیتها کارهای عجیب میکنند و گفتوگوهای آنها پوچ به نظر میرسد. هدف این است که بیمعنایی و تنهایی انسان در دنیای مدرن را به تصویر بکشند.
معروفترین نمونه در ادبیات، نمایشنامه «در انتظار گودو» اثر ساموئل بکت است. دو شخصیت اصلی داستان، کنار جادهای منتظر شخصی به نام گودو هستند که هرگز نمیآید.
انسان از آغاز زندگی همیشه به دنبال معنا، نظم و پاسخ بوده است. ما میخواهیم بدانیم چرا وجود داریم، هدف زندگی چیست و آیا پشت اتفاقات جهان دلیل و معنایی پنهان شده است یا نه.
ابزوردیسم میگوید مشکل از جایی آغاز میشود که انسان با تمام وجود به دنبال معنا میگردد، در حالی که جهان لزوماً پاسخهای روشن و قطعی در اختیار او قرار نمیدهد. از برخورد این دو؛ یعنی نیاز عمیق انسان به معنا و سکوت جهان در برابر این پرسشها، چیزی شکل میگیرد که آن را «امر ابزورد» مینامند.
اما ابزوردیسم به معنی ناامیدی یا بیارزش دانستن زندگی نیست. این دیدگاه نمیگوید چون ممکن است معنای قطعی و از پیش تعیینشدهای برای زندگی وجود نداشته باشد، پس باید دست از تلاش کشید. برعکس، ابزوردیسم انسان را دعوت میکند که این واقعیت را بپذیرد و با وجود آن، به زندگی ادامه دهد؛ انتخاب کند، مسئولیت تصمیمهایش را بپذیرد و خودش برای زندگیاش معنا خلق کند.
تفاوت مهمی میان ابزوردیسم و نیهیلیسم وجود دارد. نیهیلیسم معتقد است اگر معنای مطلقی در جهان وجود ندارد، پس هیچ چیز ارزش واقعی ندارد. اما ابزوردیسم نگاه متفاوتی دارد؛ میگوید شاید جهان یک پاسخ نهایی و قطعی برای همه پرسشهای انسان نداشته باشد، اما این موضوع مانع از آن نمیشود که انسان برای زندگی خود ارزش، هدف و معنا بسازد.
یکی از مهمترین چهرههای این فلسفه، آلبر کامو بود. او باور داشت انسان نباید از پوچی فرار کند یا خود را فریب دهد، بلکه باید با آگاهی آن را بپذیرد و با شجاعت به زندگی ادامه دهد. کامو در کتاب «افسانه سیزیف» از داستان سیزیف استفاده میکند؛ انسانی که محکوم است سنگی را به بالای کوه ببرد و هر بار سنگ دوباره پایین میغلتد. از نگاه کامو، ارزش زندگی در رسیدن به یک پایان قطعی نیست، بلکه در تلاش، انتخاب و شیوه مواجهه انسان با مسیر زندگی است. به همین دلیل جمله معروف او شکل گرفت: «باید سیزیف را خوشبخت تصور کرد.»
در نهایت، ابزوردیسم نمیگوید «زندگی بیارزش است»، بلکه میگوید اگر جهان همیشه پاسخهای آماده و قطعی به ما نمیدهد، باز هم میتوانیم زندگی کنیم، عشق بورزیم، خلق کنیم، تجربه کنیم و انتخاب کنیم.
ابزوردیسم دعوت به تسلیم شدن نیست؛ دعوتی است برای اینکه انسان با شناخت محدودیتهای جهان، آگاهانهتر، آزادانهتر و مسئولانهتر زندگی کند.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
🔎محمدتقی بهار
📌محمّدتقی بهار (۱۸ آذر ۱۲۶۵ اردیبهشت) ملقب به ملکالشعرا و متخلص به «بهار»، شاعر، ادیب، نویسنده، روزنامهنگار، تاریخنگار، استاد دانشگاه، سیاستمدار معاصر ایرانی بود.ناتل خانلری وی را آخرین ادیب بزرگ ایران مینامد.
بفکن ز پی این اساس تزویر
بگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا که باید
از ریشه بنای ظلم برکند
زین بیخردانِ سفله بستان
دادِ دل مردم خردمند
محمدتقی بهار
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فلسفه
📚معرفی کتاب
🔎📖 چنین گفت زرتشت
✍️اثر : فریدریش نیچه
اثری که فلسفه را به شعر تبدیل کرد و نگاه به هستی و دنیا را متحول کرد.
#فردریش_نیچه در این کتاب، داستان زرتشتِ پیامبرگونهای را روایت میکند که پس از ده سال تنهایی در کوهستان، به میان مردم بازمیگردد تا سه پیام بزرگ را فریاد بزند:
ابرانسان – تو باید فراتر از خودت بروی و ارزشهای تازه بیافرینی.
ارادهٔ معطوف به قدرت – نیروی درونت را کشف کن، نه برای سلطه بر دیگران، برای شکوفایی خودت.
این کتاب قرار نیست آرامت کند؛ قرار است به چالشات بکشد.
قرار است باورهای بی دلیلت را زیر سوال ببرد.
#نیچه
#معرفی_کتاب
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
#روانشناسی_فلسفه
⚫ آلفرد ادلر
«بزرگترین آزادی انسان زمانی آغاز میشود که بپذیرد کامل نیست.
وقتی دیگر مجبور نباشی بهترین باشی، تازه میتوانی واقعاً خودت باشی و شکوفا گردی.»
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در رونمایی مثنوی مطرح شد؛
محمدعلی موحد: مثنوی معنوی شرح مقالات شمس است
در نشست رونمایی نسخهی قطع کوچک «مثنوی» محمدعلی موحد که از سوی نشر هرمس منتشر شده است، محمدعلی موحد با نگاهی عمیق به پیوند میان مولانا و شمس تبریزی، بر این نکته تأکید کرد که شناخت درست از «مثنوی معنوی»، تنها از طریق شناخت «مقالات شمس» و پیشینه ارتباطی این دو شخصیت ممکن است.
سخنرانی دکتر موحد بر این محور میچرخید که مولانا را نمیتوان بدون در نظر گرفتن شمس تبریزی شناخت. ایشان بر لزوم گذار از تعاریف کلیشهای و نگاه کردن به آثار مولانا به عنوان یک «شگفتی جهان بشری» تأکید کردند که هر عصر، حقیقتی تازه از آن مییابد.
موحد بیان کرد که ابتدا با منتخباتی از مثنوی در دوران تحصیل آشنا شده است، اما نقطه تحول زمانی رخ داد که با «مقالات شمس» مواجه شد. به گفته وی، بسیاری از پژوهشگران پیش از این، مثنوی را از «پشت عینک ابن عربی» میدیدند و سعی داشتند مولانا را زیر سایه مکتب ابن عربی تعریف کنند. اما دکتر موحد معتقداست که مطالعه مقالات شمس، پژوهشگر را مجبور میکند که دوباره به مثنوی برگردد تا برکات و حقایق جدیدی را در آن کشفی کند. وی اشاره کرد که در مقالات، مولانا به گونهای از ابن عربی و شیخ محمد یاد میکند که نشان میدهد دیدگاه او مستقل و فراتر از تعصبات مکتبی بوده است.
موحد در بخش دیگری از سخنان خود، بر جایگاه والای مولانا به عنوان یک شاعر و عارف درجهیک تأکید کردند. ایشان با اشاره به استعارههای «نی» و «چنگ» در اشعار او، بیان کرد که مولانا در اوج عرفان، به زیباییشناسی ادبی نیز دست یافته است. وی خاطرنشان کرد که در معیارهای امروزین ادبیات و زیباییشناسی، مولانا به دلیل دقت در نظر شعری و توانایی در بیان رمزها، در جایگاه فوقالعادهای قرار دارد.
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
از گوته و سارتر تا مخفيگاه
«هر انسانی باید به شیوهی خودش در این جهان عمل کند؛ چرا که هیچکس نمیتواند جایگاهِ دیگری را پر کند یا از مسیرِ او عبور کند. بزرگترین کاری که انسان میتواند انجام دهد این است که حقیقتی را که در درون خود کشف میکند، به روشنترین شکل ممکن به ظهور برساند. هر فرد آینهای از کل بشریت است و با به کمال رسیدن هر انسان، در واقع کل بشریت یک مرحله ارتقا مییابد.»
#یوهان_ولفگانگ_گوته
(برگرفته از گفتوگوهای گوته با پیتر اکرمن)
___
✏️ دنیای بیرون مدام از ما میخواهد در قالب و سیستمی که برایمان ساختهاند، حل شویم. اما گوته، ناگهان مانند شیپوری از دل تاریخ فریاد میزند: راهِ تو، تقلید نیست!
گوته چند قرن قبل در این پیام، بذرِ اندیشهای را میکارد که قرنها بعد، هستهی اصلی فلسفهی «اگزیستانسیالیسم» شد.
وقتی گوته میگوید: «هیچکس نمیتواند جایگاه دیگری را پر کند»، در واقع پیشدرآمدی است بر اندیشهی ژان پل سارتر که: «انسان محکوم به آزادی است»؛ هرچند گوته در اینجا به شکوفاییِ «بذرِ درونی» باور دارد و سارتر به «ساختنِ خویش از هیچ»، اما هر دو در این نقطه همداستاناند که مسئولیت کاملِ ساختنِ معنای هستیِ خویش، تنها بر دوشِ خود فرد است؛ چرا که هیچ راه از پیش تعیین شدهای برای او وجود ندارد.
. هنر و فلسفه در اینجا نه برایِ فرار، که ابزاری هستند تا ما آن حقیقتِ یگانهای را که در هیچکسِ دیگری تکرار نشده، صیقل دهیم و به ظهور برسانیم. اینگونه ما با کشف و کمالِ فردیِ خویش، آینهی وجود را برایِ تعالیِ کلِ بشریت شفافتر میکنیم ...
🔍 در اولین قدم سؤال کلیدی این است: آیا ما در حال «زیستنِ زندگیِ خود» هستیم یا در حال ایفای نقشی که برایمان نوشتهاند؟
1- به نظر شما در دنیای امروز که سیستمها و رسانهها مدام الگوهای زندگیِ موفق را به مخاطب دیکته میکنند، آیا اصلاً میتوان «مسیرِ شخصی» پیدا کرد، یا ما همگی در حالِ تکرارِ نسخههای از پیشنوشتهشده هستیم؟ شما تا چه حد به «ندای درونی» خودتان وفادار ماندهاید؟
2- فضای پرتنش جامعه و ترس از قضاوتهای جاهلانه و عواقبِ آن، حتی آزادیِ بیان را نیز محدود میکند؛ چگونه میتوان این زنجیر را شکست و به کشفِ حقیقتِ درونی (خود بودن) رسید؟ راهکارِ عملی یا فلسفی شما چیست؟
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
وقتی خودخواهی عدهاى برای جامعهای به صورت قانون درآمد،
فانوس بردارید و روز روشن به دنبال عدالت و انسانیت بگردید.......
#موریس_مترلینگ
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا
در محضر بوعلیسینا
دارندگان مزاج گرم و تر از آنجا که برای تعفن و ریزش مواد به سوی اندامها آمادگی دارند باید ورزششان بسیار گدازنده و نرم باشد تا گرم نشوند.
باید از حرکاتی که جوشهایی در اخلاط ایجاد میکنند پرهیز کنند.
اکثرشان اگر با ورزشِ بسیار خو نگرفتهاند، باید آن را کنار بگذارند و بهتر است ورزششان بعد از تخلیه باشد و قبل از طعام حمام کنند و کوشش کنند که تمام مواد زائد را کاهش دهند و وقتی به موسم بهار رسیدند رگ زدن و تخلیه را برای احتیاط فراموش نکنند.
کتاب اول قانون؛ ترجمه مرحوم هژار، ص۴۱۹
https://eitaa.com/phwsla
#انجمنبوعلیسینا