eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
342 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
هان تا سر رشته خِرَد گم نکنی / خود را ز برای نیک و بد گم نکنی رهرو تویی و راه تویی، منزل تو / هشدار که راه خود، به‌ خود، گم نکنی منتسب به + بمناسبت هشتم مرداد ماه: بزرگداشت شهاب الدین سهروردی فیلسوف، شاعر و عارف شهیر ایرانی و بنیان‌گذار مکتب "حکمت اشراق" 📸عکس: تندیس سهروردی در آرامگاه او. حلب، سوریه https://eitaa.com/phwsla
🔍 «نفرین دانش» (Curse of Knowledge) تا حالا برایتان پیش آمده که چیزی را با حوصله برای کسی توضیح بدهید، اما او آخرش بگوید: «اصلاً نفهمیدم»؟ در آن لحظه معمولاً فکر می‌کنیم طرف مقابل دقت نکرده یا اطلاعات کافی ندارد. اما گاهی مشکل از جای دیگری است؛ چیزی که روان‌شناسان و اقتصاددانان آن را «نفرین دانش» می‌نامند. نفرین دانش یعنی وقتی خودمان موضوعی را خوب یاد گرفته‌ایم، کم‌کم فراموش می‌کنیم که روزی آن را نمی‌دانستیم. در نتیجه، هنگام توضیح دادن، ناخودآگاه از روی مراحل مهم عبور می‌کنیم، اصطلاحات تخصصی به کار می‌بریم یا چیزهایی را بدیهی فرض می‌کنیم که برای مخاطب اصلاً بدیهی نیست. فرض کنید رانندگی را سال‌هاست یاد گرفته‌اید. اگر بخواهید به یک نوجوان آموزش بدهید، شاید بگویید: «کلاچ را بگیر، دنده را عوض کن و آرام گاز بده.» برای شما این جمله کاملاً روشن است، اما برای کسی که اولین بار پشت فرمان نشسته، هر کدام از این عبارت‌ها خودش ده‌ها سؤال ایجاد می‌کند: کلاچ را تا کجا بگیرم؟ چه زمانی رها کنم؟ چقدر گاز بدهم؟ شما پاسخ این سؤال‌ها را نمی‌گویید، چون دیگر به آن‌ها فکر هم نمی‌کنید. این اتفاق فقط در آموزش رخ نمی‌دهد. در محیط کار، مدیر تصور می‌کند دستورش کاملاً واضح بوده، اما کارمند برداشت دیگری می‌کند. پزشک با واژه‌های تخصصی صحبت می‌کند و بیمار چیزی متوجه نمی‌شود. برنامه‌نویس، استاد دانشگاه، مهندس یا حتی والدین، همه ممکن است گرفتار این دام شوند. https://eitaa.com/phwsla
☠️ مرگ از درون سایه‌ی دیگری به ما نگاه نمی‌کند. سایه‌ی خود ماست؛ همراهی همیشگی و جدایی‌ناپذیر. 💀 مرگ با همزادِ خود، زندگی، پیمان بسته‌اند که آنی از هم غافل نشوند و با یادآوری هم، انسان‌ها را در مسیر پرپیچ و خم و دلهره‌آور عمرشان، به شادمانی، بالندگی و جاودانگی رهنمون کنند. https://eitaa.com/phwsla
❕توجه دیگران برای ما اهمیت دارد چون ما به شکی ذاتی به ارزش خود مبتلا هستیم که در نتیجهٔ آن تمایل داریم تا به ارزیابی دیگران اجازه دهیم نقشی تعیین کننده در چگونگی نگاه ما به خودمان بازی کنند. حس هویت ما زندانی داوری آن‌هایی است که در میانشان زندگی می‌کنیم. ✍️ 📕اضطراب موقعیت https://eitaa.com/phwsla
سهروردی کیست و چرا مهم است؟ از روستای سهرورد تا هاروارد و سوربن ​اگر فردوسی با پاسداری از زبانِ پارسی، ساختار و هویتِ این زبان را در برابر خطراتِ زوال حفظ کرد، چه کسی از شعله‌ور ماندنِ جانِ خرد و "حکمتِ خسروانی" (میراثِ حکمای فرزانه‌ی ایرانِ باستان) در تندبادِ بیرحمانه‌ تاریخ محافظت کرد؟ ​پاسخ میتواند در یک نام خلاصه شود: فیلسوفی عظیم‌الشأن که در قرنِ ششمِ هجری حدود ۹۰۰ سال قبل در روستای سهروردِ (شهر کنونی سهرورد) در حوالی زنجان چشم به جهان گشود تا پرچمدارِ نور، خرد و حکمتِ ایرانِ باستان در بستر جهانِ اسلام باشد؛ او کسی نیست جز شهاب‌الدین سهروردی، ملقب به «شیخ‌الإشراق»؛ متفکری که جهان را نه در تاریکی، که در مفاهیمِ «نور و اشراق» معنا کرد و به تعبیر "جان والبریج" استاد فلسفه و تاریخ علم: سهروردی تمام نظامِ پیشینِ فلسفی را به چالش کشید و پایه‌گذارِ علمی شد که در آن عقلِ برهانی و شهودِ اشراقی در کنار یکدیگر به کار گرفته می‌شوند برای حل پیچیده‌ترین مسائلِ هستی‌شناسی. ​اهمیت سهروردی امروزه اندیشه‌های این شخصیت ۹۰۰ ساله‌ی ایرانی، راه خود را به مهم‌ترین دانشگاه‌های جهان (هاروارد و سوربن) هم باز کرده است و به‌عنوان موضوعاتِ تخصصیِ پژوهشی و آموزشی در دپارتمان‌های فلسفه‌ی تطبیقی، مطالعاتِ شرق‌شناسی و فلسفه‌ی اسلامی بررسی می‌شوند. ​همچنین اندیشه‌های او به‌طور مستمر در قالبِ مقالاتِ علمی و پایان‌نامه‌های تخصصی در عالی‌ترین سطحِ دکتری (Ph.D. Dissertations) در این دانشگاه‌ها زیر ذره‌بینِ اساتید و پژوهشگران قرار می‌گیرد. https://eitaa.com/phwsla
🔖 بررسی علت ظهور مکتب اشراق: بزرگترین انقلاب فلسفی فراتمدنی (فلسفی/تطبیقی) در تاریخ ایران و جهان اسلام فلسفه‌ای که جان بنیانگذارش را گرفت ... ۹۰۰ سال قبل "شهاب الدین سهروردی" در روستای سهرورد در حوالی زنجانِ امروزی چشم به جهان گشود. روزگارِ کودکی و نوجوانی‌اش در فضایی گذشت که شاید هیچ‌کس در آن روستا تصور نمی‌کرد این پسربچه‌ی خاموش، روزی نیوتنِ فلسفه‌ی شرق خواهد شد. او علوم زمان خود شامل فقه، اصول و حکمت را در مراغه آموخت، سپس به اصفهان که پیشروترین مرکز علمی آن زمان بود رفت تا به تکمیل دانش خود بپردازد؛ و آنجا بود که آثار دانشمند بزرگ «ابن‌سینا» را به‌طور کامل آموخت و فلسفه را فرا گرفت. اما هنوز حتی خودش هم نمی‌دانست دستِ سرنوشت‌ چه خواب‌هایی برای او دیده است... در ذهن فیلسوف سهروردی زمانی پا به عرصه‌ی ظهور گذاشت که جهانِ اسلام و ایرانِ قرنِ ششم هجری، جولانگاهِ بی‌چون‌وچرای فلسفهٔ مشاء (آثار ارسطو با رهبریِ فکریِ ابن‌سینا) بود. ​سهروردی تمامِ آنچه را که از ابن‌سینا و مابقیِ فیلسوفانِ بزرگِ مشاء در چنته داشتند، مو به مو بلعید و به استدلال‌های ارسطویی مسلط شد. اما این همه‌ی ماجرا نبود؛ در دلِ این ذهنِ جستجوگر، آتشِ دیگری زبانه می‌کشید. سهروردی وقتی در خلوت و تنهایی خود به فلسفه‌ی رایجِ زمانه‌ی خود نگاه می‌کرد کمبودی بزرگ و دردناک می‌دید: او حس می‌کرد فلسفه‌ی مشاء با تمام عظمتش، همچون کالبدی بی‌روح است که تنها با منطقِ خشک و استدلال‌های ذهنی سر و کار دارد و از سیراب کردنِ روح او عاجز است؛ چرا که از «شهود» و «تجربه‌ی درونیِ حضور» خبری در آن نیست. او درمی‌یابد که استدلال‌های عقلیِ خالی، برای پاسخ به ژرف‌ترین پرسش‌های انسان درباره‌ی هستی ناکافی‌اند. همین نقطه‌ی عطف و نارضایتیِ عمیق از مکتبِ موجود بود که جرقه‌ی یکی از بزرگ‌ترین تحولات فکریِ شرق را در ذهنِ او روشن کرد؛ جرقه‌ای که به تولدِ «مکتب اشراق» و فلسفه‌ی نور ختم شد. سهروردی رسما دست به یک تلفیقِ فراتمدنی، نظام‌مند و فرموله‌شده زد (جزئیات در قسمت آینده) که پیش از آن کمتر سابقه داشت؛ او حکمت باستانی شرق (ایرانِ باستان / حکمت خسروانی) و حکمتِ اشراقیِ یونان باستان (افلاطون و فیثاغورس) را در قالب یک سیستمِ فلسفیِ مدون (حکمت‌الاشراق) ریخت. اهمیت این انقلاب فلسفی چنان است که دانشنامه‌ی فلسفی استنفورد، سهروردی را پدیده‌ای منحصربه‌فرد در تاریخ فلسفه معرفی می‌کند. https://eitaa.com/phwsla
Between Leibniz, Newton, and Kant: Philosophy and Science in the Eighteenth Century — Edited by Wolfgang Lefèvre Between Leibniz, Newton, and Kant یکی از مهم‌ترین مجموعه‌مقالات در تاریخ فلسفه و علم است که به بررسی یکی از سرنوشت‌سازترین دوره‌های اندیشه غرب، یعنی قرن هجدهم، می‌پردازد. ولفگانگ لوفور (Wolfgang Lefèvre) در این کتاب می‌کوشد نشان دهد که فاصله میان لایبنیتس، نیوتن و کانت، صرفاً یک فاصله زمانی نیست؛ بلکه میدان شکل‌گیری مفاهیمی است که جهان مدرن بر آن‌ها بنا شده است: عقل، طبیعت، تجربه، ریاضیات، قانون، علیت و روش علمی. ایده مرکزی کتاب آن است که انقلاب علمی با نیوتن پایان نیافت و فلسفه انتقادی کانت نیز از خلأ پدید نیامد. میان این دو، بیش از یک قرن گفت‌وگو، مناقشه و تحول فکری جریان داشت که بنیان‌های علم مدرن را شکل داد. نویسندگان کتاب نشان می‌دهند که قرن هجدهم نه دوره‌ای انتقالی، بلکه آزمایشگاهی برای زایش جهان‌بینی مدرن بود. https://eitaa.com/phwsla
مهم‌ترین بخش کتاب،فصل‌هایی است که به نسبت فلسفه و علم می‌پردازند. برخلاف تصور رایج، علم و فلسفه در این دوره دو قلمرو جداگانه نبودند. فیزیک، ریاضیات، متافیزیک، الهیات و نظریه شناخت در گفت‌وگویی دائمی با یکدیگر قرار داشتند. به همین دلیل، فهم کانت بدون نیوتن، یا فهم نیوتن بدون مناقشه با لایبنیتس، ناقص خواهد بود. کتاب همچنین نشان می‌دهد که پرسش‌های بنیادین علم مدرن، صرفاً فنی نبودند. پرسش‌هایی مانند «قانون طبیعت چیست؟»، «آیا ریاضیات زبان جهان است؟»، «آیا تجربه به‌تنهایی برای شناخت کافی است؟» و «مرزهای عقل کجاست؟» همگی در این دوره صورت‌بندی شدند و هنوز نیز در فلسفه علم زنده‌اند. یکی از نقاط قوت کتاب، پرهیز از روایت قهرمان‌محور تاریخ علم است. نویسندگان به‌جای آنکه تاریخ را به زندگی چند نابغه تقلیل دهند، شبکه‌ای از اندیشه‌ها، مناظره‌ها، دانشگاه‌ها، آکادمی‌ها و سنت‌های علمی را ترسیم می‌کنند که در کنار هم، جهان مدرن را ساخته‌اند. جمله‌ای که روح کتاب را بازتاب می‌دهد: «مدرنیته نه با یک کشف، بلکه با گفت‌وگوی پیوسته میان فلسفه و علم زاده شد.» این کتاب اهمیتی فراتر از تاریخ علم دارد. جامعه باز بر این فرض استوار است که هیچ حقیقتی از نقد، گفت‌وگو و بازاندیشی مصون نیست. کتاب نشان می‌دهد که خودِ علم مدرن نیز نه از قطعیت، بلکه از مناظره، اختلاف‌نظر و نقد مستمر زاده شده است. از این منظر، لایبنیتس، نیوتن و کانت نه رقیبانی صرف، بلکه سه ایستگاه در تکامل اندیشه‌ای هستند که آزادی پژوهش، استقلال عقل و نقد مداوم را به یکی از ارکان تمدن مدرن تبدیل کرد. منابع Between Leibniz, Newton, and Kant: Philosophy and Science in the Eighteenth Century, edited by Wolfgang Lefèvre. Immanuel Kant, Critique of Pure Reason. Isaac Newton, Philosophiæ Naturalis Principia Mathematica. Gottfried Wilhelm Leibniz, New Essays on Human Understanding. Thomas Kuhn, The Structure of Scientific Revolutions. https://eitaa.com/phwsla
835 سال قبل فیلسوف بزرگ ایرانی بعلت احیای حکمت ایران باستان و نظریات نورشناختی، مرتد دانسته شد و فتوای تکفیر او توسط متعصبین و تندروهای مذهبی صادر گشت، وی در ۳۸ سالگی اعدام شد ... 📸 تصویر مفهومی از نخستین شهید فلسفه در تاریخ ایران؛ شهاب الدین سهروردی + سران علم، فلسفه و حکمت (راست: افلاطون، زرتشت/چپ: سقراط، ابن سینا) در این فضای تراژیک بصورت سمبولیک حضور دارند، در حالی که خون شیخ اشراق (لقب سهروردی) به روی کتاب بزرگ "نماد حکمت و دانش" سرازیر می‌شود. ✨ هاله اطراف سهروردی نمادی از هسته مرکزی فلسفه او یعنی "نور" است: برگرفته از حکمت خسروانی ایران باستان.
تنها پرنده ای جرئت میکنه عقابو نوک بزنه دورِنگوی سیاهه، اون پشت عقاب می شینه و گردنشو گاز می گیره. با این حال عقاب هیچ واکنشی نشون نمی ده و با دورِنگو نمی جنگه! اون وقت و انرژی خودشو تلف نمی کنه، فقط بالاشو باز می کنه و شروع می کنه به بالاتر پرواز کردن تو آسمون. هرچی پروازش بالاتر باشه نفس کشیدن برای دورِنگو سخت تره و سرانجام برای کمبود اکسیژن سقوط می کنه! زندگی عقابو سرلوحه زندگیتون قرار بدید! نیازی نیست به همه ی قضاوتا و نبردا واکنشی نشون بدید؛ فقط کافیه تمرکزتون بذارید رو خودتون و آیندتون و  پیشرفت کنید و ارتفاع بگیرید تا همچین مسائلی براتون ریز و بی‌اهمیت تر شود.
دو ایده مهم در اندیشه هایدگر در «هستی و زمان» هایدگر در کتاب «هستی و زمان» دو ایده اساسی درباره انسان و هستی مطرح می‌کند. نخست : به جای اینکه فقط درباره موجودات و چیزهایی که «هستند» صحبت کنیم، باید از خودِ معنای بودن بپرسیم: «اصلاً بودن یعنی چه؟» این پرسش نگاه ما به انسان را تغییر می‌دهد. از نظر هایدگر، انسان موجودی جدا و مستقل از جهان نیست که ابتدا به‌تنهایی وجود داشته باشد و بعد تصمیم بگیرد با جهان و دیگران ارتباط برقرار کند. انسان از همان ابتدا در جهان و در ارتباط با دیگران و چیزهای پیرامون خود وجود دارد. برای مثال، ما ابتدا یک «منِ تنها» نیستیم که بعداً تصمیم بگیریم دوست پیدا کنیم، کار کنیم، خانواده تشکیل دهیم یا با جهان ارتباط برقرار کنیم؛ بلکه رابطه با جهان، با دیگران و با امور پیرامون، از همان ابتدا بخشی از شیوه وجود ماست. به همین دلیل هایدگر از مفهوم «دازاین» (Dasein) استفاده می‌کند؛ واژه‌ای آلمانی به معنای «بودن-در-آنجا» که برای اشاره به انسانی به کار می‌رود که وجودش همیشه در یک جهان، در میان دیگران و در موقعیتی مشخص در حال تحقق است. دوم : هایدگر معتقد است در مورد انسان، وجود بر ذات یا سرشت مقدم است. یعنی انسان از ابتدا با یک ماهیت کاملاً آماده و از پیش تعیین‌شده وارد جهان نمی‌شود؛ بلکه در جریان زندگی، انتخاب‌ها، روابط، تجربه‌ها و مسئولیت‌هایش، به تدریج خودش را شکل می‌دهد و دارای ماهیت میشود. در این مسیر، اضطراب، ندای وجدان و احساس مسئولیت نقش مهمی دارند. این تجربه‌ها انسان را از زندگی کاملاً روزمره و غرق‌شدن در نظر دیگران بیرون می‌کشند و او را با این پرسش روبه‌رو می‌کنند: «من با این زندگی و با امکان‌هایی که در اختیار دارم، چه می‌خواهم بکنم؟» بنابراین، از نگاه هایدگر، انسان چیزی نیست که یک بار برای همیشه «ساخته شده» باشد؛ انسان در شیوه بودن و زندگی کردن خود، پیوسته در حال ساخته‌شدن است. هایدگر می‌گوید انسان اول «هست» و بعد وارد رابطه با جهان نمی‌شود؛ انسان از همان ابتدا «در جهان و با دیگران» است و در جریان همین زندگی، خودش را می‌سازد