eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
341 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
​85 سال قبل در چنین روزی، "تاگور" ملقب به Gurudev (پیشوای الهی) شاعر، فیلسوف و یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های فرهنگی تاریخ جهان، در سن ۸۰ سالگی درگذشت. + او نخستین آسیایی است که برنده نوبل ادبیات شد، تاگور تنها انسانی است که سرود ملی ۲ کشور (هند، بنگلادش) از اشعار او انتخاب شد، سرود ملی سریلانکا نیز با الهام از مکتب فکری اوست. ___ 🔖 تاگور و ایران تاگور شیفته فرهنگ غنی ایران بود، دولت ایران با اطلاع از این ماجرا در سال ۱۳۱۱ این چهره عظیم جهان را بعنوان مهمان ویژه رضاشاه به ایران دعوت کرد این رویداد موجب پیوند عاطفی مردم دو کشور شد، جشن تولد ۷۱ سالگی تاگور در ایران با حضور بزرگان ادب و هنر برپا شد، وی در بیانات خود اعلام کرد یک ایرانی است و اجدادش متعلق به ایران هستند. ✏️ ​تاگور ضد استعمار و حامی بزرگ گاندی و استقلال هند بود؛ او لقب مهاتما (روح بزرگ) را بعنوان لقب ملی و جهانی گاندی تثبیت کرد، گاندی در تنگناهای ناامیدی، به نزد تاگور میرفت و چند روزی را در خانه او می‌ماند تا برای ادامه مبارزه سیاسی تجدید قوای فکری و روحی کند. 📸 دو اسطوره تاریخ هند در یک قاب تاگور/گاندی https://eitaa.com/phwsla
هزارپایی بود که وقتی می رقصید جانوران جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند ؛ همه ، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت : یک لاک پشت حسود ... او یک نامه به هزارپا نوشت : ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شما هستم. و میخواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم . با احترام تمام ، لاک پشت. هزارپا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه میکند ؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند میکند؟ و بعد از آن کدام پا را ؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد. سخنان بیهوده دیگران از روی بدخواهی وحسادت ؛ میتواند بر نیروی تخیل ما غلبه کرده و مانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود ... یوستین_گردر دنیای سوفی https://eitaa.com/phwsla
تولد هند مدرن در ذهن یک سیاستمدار و شاعر گاندی/تاگور شکوه یک دوستی بزرگ در بحران زندان و اعتصاب غذای کشنده‌ی گاندی که سایهٔ مرگ را بر سر نهضت هند افکنده بود، تاگور شخصا وارد عمل شد و درخواست ملاقات با گاندی را داد؛ بریتانیا به علت واهمه از جایگاه این شاعر، ناچار شد حصار زندان را بشکند و به درخواستش تن دهد. حضور تاگور، فشار سیاسی و رسانه‌ای سنگینی بر حکومت استعماری آورد تا در نهایت در برابر خواسته‌های گاندی عقب‌نشینی کند؛ و این‌گونه تاگور با ایستادن در کنار دوستِ در حال احتضار خود، با دمیدن روح امید بر گاندی و مردم هند، مانع از یک فاجعهٔ تاریخی شد و سرنوشت را عوض کرد. ____ اختلافات عمیق ملی‌گرایی گرچه گاندی و تاگور دو دلسوز بزرگ بشریت بودند (گاندی در میدان سیاست و تاگور در عرصه اندیشه و هنر)، اما همیشه هم‌عقیده نبودند. یکی از معروف‌ترین اختلافات آن‌ها بر سر «ناسیونالیسم» و «تحریم کالاهای خارجی» بود ... تاگور با نگاهی انتقادی، نگران بود که تمرکز بر چرخ ریسندگی دستی و رد مطلق جهان مدرن، هند را در دام تعصب ملی و انزوا گرفتار کند. او معتقد بود: «روح انسان تشنه ارتباط با جهانیان است و هیچ ملتی در جزیره‌ی تنهایی شکوفا نمی‌شود.» تاگور همچنین نگران بود که "شور و هیجان سیاسی" جایگزین «پالایش درون» و «فهم فلسفی» شود. تاگور به گاندی هشدار داد که انسان نباید صرفاً به خاطرِ مبارزه با یک ظلم، خود را در زنجیرِ تعصبِ جدیدی (حتی تعصبِ وطن‌پرستیِ افراطی) اسیر کند. ____ واکنش گاندی به انتقادات شاعر گاندی در پاسخ مقاله‌ای نوشت و با احترام عمیق به تاگور، لقب "نگهبان بزرگ هند" را داد و تاگور را هدیه‌ای برای کشور و جهان خواند و انتقادات و تذکراتش را تلنگری برای دوری از خودبزرگ‌بینی و تعصب تعبیر نمود. گاندی در دفاع از چرخ ریسندگی، آن را نماد «خوداتکایی اقتصادی» و «بازگرداندن کرامت به کار دستی» برای مردم محروم هند معرفی کرد. او تأکید کرد که مقصودش نفی جهان نیست، بلکه هند پیش از پیوند با جهان باید «هویت و استقلال ازدست‌رفته‌اش» را بازپس گیرد. ✏️ این تقابلِ احترام‌آمیز فکری، نه نشانه‌ی خصومت، بلکه اوج پختگی فکری و تولد هند مدرن بود؛ جایی که سیاستمدار و شاعر، هر یک از زاویه‌ای به دنبال احیای کرامت انسانی بودند.
🗣️ توضیح می‌دهد که «سایه» در روان انسان، بخشی از ماست که آن را نمی‌پذیریم و ترجیح می‌دهیم شبیهش نباشیم. این بخش اغلب در بیرون از خودمان دیده می‌شود؛ در رفتار اعضای خانواده‌ای که بیشتر از همه درباره‌شان می‌کنیم، در و که از آن‌ها شدید داریم، یا حتی در چهره‌ی افراد که با دیدنشان احساس انزجار یا خشم پیدا می‌کنیم.🗣️ ✨اگر بتوانیم این مفهوم را عمیق‌تر درک کنیم، متوجه می‌شویم که «سایه» در واقع مجموعه‌ی ویژگی‌های ناخوشایند، ترسناک یا طردشده‌ی خود ماست؛ چه در دیگران و چه در درون خودمان. در این لحظه ممکن است با واقعیتی تکان‌دهنده روبه‌رو شویم: هر چیزی که تلاش می‌کنیم از دیگران, به‌خصوص نزدیکانمان پنهان کنیم، و هر ویژگی‌ای که نمی‌خواهیم کسی درباره‌اش ما را بشناسد، همان سایه‌ی ماست. ✍️ 🔖راز سایه https://eitaa.com/phwsla
براى مردمی كه به تو اعتراض دارند، زمانى معین كن كه در آن فارغ از هر كارى به آنان پردازى ... در برابرشان فروتنى نمایى و بفرماى تا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسپانان به یك سو شوند، تا سخنگویشان بى هراس و بى لكنت زبان سخن خویش بگوید. كه من از رسول الله (صلى الله علیه و آله ) بارها شنیدم كه مى گفت پاك و آراسته نیست امتى كه در آن امت ، زیردست نتواند بدون لكنت زبان حق خود را از قوى دست بستاند. پس تحمل نماى ، درشتگویى یا عجز آنها را در سخن گفتن . و تنگ حوصلگى و خودپسندى را از خود دور ساز تا خداوند درهاى رحمتش را به روى تو بگشاید ... نامه 53 به مالک اشتر نخعی https://eitaa.com/phwsla
هر زمان فالی گرفتم غم مخور آمد ولی این امیدِ واهیِ حافظ مرا دیوانه کرد... https://eitaa.com/phwsla
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد توجه هنر، موسیقی و خوشنویسی،نقاشی و طراحی با وضو ساز و سه تار می زدند ایران مباشد تن من مباد نصف جهان https://eitaa.com/phwsla
♻️ مناظره اینشتین و تاگور / تقابل فیزیک,فلسفه و ادبیات https://eitaa.com/phwsla
اسپینوزا در قرن هفدهم، در دوره‌ای می‌اندیشید که اروپا از پیامدهای جنگ‌ها و نزاع‌های مذهبی رنج می‌برد و اختلافات دینی با قدرت سیاسی و اجتماعی درآمیخته بود. خود او نیز در جامعه یهودی آمستردام با حکم حِرِم و طرد دائمی مواجه شد. این تجربه شخصی، در کنار مشاهده تعصبات و منازعات مذهبی زمانه، در شکل‌گیری نگاه انتقادی او به دین نهادی و اقتدار روحانیان مؤثر بود؛ هرچند نمی‌توان طرح دین عقلانی را صرفاً واکنشی شخصی به تکفیر دانست. مسئله اصلی اسپینوزا این بود که چرا دینی که باید انسان را به اخلاق، عدالت و محبت برساند، گاه به ابزار نزاع، تکفیر و سلطه تبدیل می‌شود. او ریشه این مشکل را در جزم‌گرایی الهیاتی، تفسیرهای انحصاری از متون مقدس و دخالت اقتدار دینی در حوزه اندیشه می‌دید. از همین رو، در رساله الهی ـ سیاسی میان ایمان و فلسفه تفکیک کرد و کتاب مقدس را نه منبع معرفت فلسفی و علمی، بلکه متنی با کارکرد عمدتاً اخلاقی و اجتماعی دانست. از نظر اسپینوزا، ادیان در مناسک، شریعت‌ها و صورت‌های تاریخی با یکدیگر اختلاف دارند، اما می‌توان هسته‌ای اخلاقی و مشترک در آنها یافت؛ هسته‌ای که بر عدالت، محبت به انسان‌ها و زندگی اخلاقی استوار است. بنابراین، دین جهانی یا عقلانی مورد نظر او بیش از آنکه تأسیس دینی جدید باشد، تلاشی برای عبور از اختلافات فرقه‌ای و استخراج اصول مشترک و عقل‌پذیر دین بود. این دیدگاه با خداشناسی خاص اسپینوزا نیز پیوند داشت. او تصور سنتی از خدای شخص‌وار و مداخله‌گر را نمی‌پذیرفت و خدا را با طبیعت و نظام ضروری هستی در پیوندی بنیادی می‌فهمید. از این رو، شناخت خدا نه از طریق اقتدار متولیان دین و پذیرش بی‌چون‌وچرای مناسک، بلکه از مسیر عقل و شناخت نظم هستی امکان‌پذیر بود. در نتیجه، تکفیر و طرد اسپینوزا را باید یکی از زمینه‌های مهم شکل‌گیری مسئله دین عقلانی دانست، نه علت یگانه آن. تجربه شخصی او با بحران گسترده‌تر دین و سیاست در اروپای قرن هفدهم پیوند خورد و به پروژه‌ای فلسفی انجامید که هدف آن محدود کردن اقتدار دینی بر اندیشه، دفاع از آزادی فلسفه‌ورزی و جایگزین کردن نزاع‌های فرقه‌ای با اخلاق مشترک و عقلانی بود. در این معنا، «دین جهانی» اسپینوزا تلاشی برای بازتعریف دین بر پایه عقل، اخلاق و همزیستی انسانی است، نه صرفاً واکنشی شخصی به تجربه تکفیر. مدرسه علم و دین؛ نقد الحاد جدید https://eitaa.com/phwsla
مناظره اینشتین و تاگور (علم و فلسفه) آشنایی با انیشتین فیزیکدان و تاگور، شاعر و فیلسوف هندی، از مهم‌ترین بخش‌های تبادل اندیشه در تاریخ جهان، بین ۲ برنده جایزه نوبل فیزیک و ادبیات است. ____ حقیقت چیست؛ آیا حقیقت نسبت به انسان مستقل است یا وابسته؟ اینشتین معتقد است که «حقیقت» مستقل از وجودِ انسان و ناظر انسانی است؛ یعنی حتی اگر هیچ انسانی در جهان وجود نداشته باشد تا چیزی را درک کند، همچنان قوانینِ طبیعت، ماه و ستاره‌ها وجود دارند و به کار خود ادامه می‌دهند. اما تاگور از دیدگاه فلسفی شرقی با او مخالفت کرد و گفت: حقیقت همان چیزی است که توسط ذهنِ انسانی درک و تفسیر می‌شود. او معتقد بود که «حقیقت» نمی‌تواند از «ادراک» جدا باشد؛ با این استدلال که اگر انسانی وجود نداشته باشد که معنا و حقیقتِ چیزی را درک کند، اساساً صحبت کردن از حقیقتِ آن چیزها نیز بی‌معنا خواهد بود. _ 🗞بخشی از گفتگو: انیشتین: جهان واقعیتی مستقل از عاملِ انسانی است. حقیقت مستقل از انسان وجود دارد؛ این مذهبِ (باور) من است. تاگور: حقیقتِ جهان، یک حقیقتِ انسانی است و به آگاهیِ ما وابسته‌ است. جهانی جدا از ما وجود ندارد. انیشتین: اگر هیچ انسانی در جهان نباشد، آیا مجسمه‌ی «آپولو» باز هم زیبا است؟ تاگور: خیر (چون زیبایی و معنا بدون آگاهی و ادراک انسانی وجود خارجی ندارند). انیشتین: ذهن، واقعیت‌هایی را در بیرون از خود و مستقل از خود تصدیق می‌کند. برای مثال، ممکن است هیچ‌کس در این خانه نباشد، با این حال آن میز سر جای خودش باقی می‌ماند. تاگور: بله، آن میز در خارج از ذهنِ فردی باقی می‌ماند، اما نه خارج از ذهنِ جهانی و مشترک. میز چیزی است که توسط نوعی آگاهیِ متعلق به ما قابل ادراک است. اگر حقیقتی کاملاً بی‌ربط به بشر وجود داشته باشد، برای ما مطلقاً ناموجود است. انیشتین: (با تحسینِ نگاه شاعر) پس با این حساب، من از شما مذهبی‌تر هستم! تاگور: مذهبِ من در پیوندِ روحِ فردی با روحِ کیهانی و جهانی نهفته است. اینشتین: باورِ من این است که حقیقت از طریق فرآیندی مستقل از انسان درک می‌شود. برای مثال، فرض کنید قضیه فیثاغورس در هندسه که در کتاب‌ها نوشته شده است؛ آیا این حقیقت، جدا از انسان وجود دارد؟ ​تاگور: این یک حقیقتِ ذهنِ انسانی است. ​اینشتین: مفاهیمِ شهودی، که شبیه به اصولِ موضوعه (آکسیوم‌ها) به نظر می‌رسند و مستقل از تجربه به دست آمده‌اند، به گمانِ من منطقی هستند، نه ذهنیِ انسانی. تاگور: حقیقت، حتی در قالب علم و منطق، اساساً باید امری انسانی باشد؛ زیرا منطق و ابزارِ تفکر نیز در بسترِ آگاهی و ذهنِ بشر شکل می‌گیرند و هیچ حقیقتِ مستقلی خارج از ادراک و آگاهیِ انسان نمی‌تواند برای ما معنا یا مفهومی داشته باشد. __ 🔍 به طور خلاصه اینشتین به دنبال توجه به «قانون» است (چیزی که از بیرون بر ما تحمیل شده است)، اما تاگور به دنبال اهمیت به «معنا» بود (چیزی که از درون بر جهان می‌تابانیم)؛ این همان تضادی است که امروزه در بسیاری از مکاتب فلسفی و هنری به آن پرداخته می‌شود. ✏️ این دیدارِ تاریخی در ژوئیه ۱۹۳۰ در خانه‌ی انیشتین در برلین شکل گرفت. انیشتین و تاگور که در طول زندگیِ خود چندین بار با یکدیگر دیدار و گفتگوی دوستانه داشتند، در این نشستِ عمیق به چالش میان «واقع‌گرایی علمی» و «آگاهی انسانی» پرداختند. https://eitaa.com/phwsla
بزرگترین فضیلت امام علی (ع) از نظر امام رضا (ع) روزى مأمون به حضرت رضا عليه‌السلام گفت: بزرگ ترين فضيلت امیرالمؤمنین علیه السلام كه قرآن بر آن دلالت دارد، چيست؟ حضرت رضا عليه ‌السلام به او فرمود: «فضیلتی که در مباهله است.زیرا خداوند عزّوجلّ می فرماید: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ».  پيامبر خدا صلى ‌الله ‌عليه ‌و‌آله، حسن و حسين عليهما‌السلام را فرا خواند. پس اين دو، پسران او حساب شدند، و فاطمه عليهاالسلام را نيز فرا خواند. که آن حضرت مصداق زنان مذکورِ او در آیه حساب شد. سپس  امیرالمؤمنین عليه ‌السلام را فرا خواند. پس به حكم خدا،  امیرالمؤمنین عليه ‌السلام، نفسِ پيامبر صلى ‌الله ‌عليه ‌و‌آله است. از طرفى مى‌دانيم كه هيچ يك از مخلوقات خداوند سبحان، بزرگوارتر و برتر از پيامبر خدا صلى ‌الله ‌عليه ‌و‌آله نيست. پس لازم است كه به حكم خدا هيچ كس برتر از نفس پيامبر خدا صلى ‌الله ‌عليه ‌و‌آله نباشد». https://eitaa.com/phwsla