eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
343 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 ابوریحان بیرونی؛ پیشگام اندیشه‌های تطبیقی ✍️ مهدی محقق چه چیزی ابوریحان بیرونی را، در کنار گستره حیرت‌انگیز دانشش، از بسیاری از عالمان زمانه‌اش متمایز می‌کند؟ مهدی محقق پاسخ را در روش شناخت «دیگری» می‌بیند. بیرونی هنگامی که به سراغ هند و باورهای هندوان رفت، به گزارش‌های دست‌دوم اکتفا نکرد. زبان آنان را آموخت، نزد عالمان هندی نشست و کوشید پیش از داوری، جهان فکری‌شان را از درون بفهمد. ثمره این کوشش، کتاب مشهور «تحقیق ماللهند» بود؛ اثری درباره دین، فلسفه، فرهنگ، دانش و آداب هند که در آن بیرونی بارها اندیشه‌های هندی را با آرای یونانی و سنت‌های دیگر مقایسه می‌کند. محقق از همین ویژگی نتیجه می‌گیرد که بیرونی را می‌توان از پیشگامان بزرگ اندیشه و مطالعات تطبیقی دانست؛ پژوهشگری که هزار سال پیش فهمیده بود برای شناخت یک فرهنگ، باید زبانش را آموخت، منابع خودش را خواند و آن را صرفاً با معیارهای بیرونی داوری نکرد. بیرونی حتی درباره جایگاه خود در برابر استادان هندی، تعبیری فروتنانه دارد: «التلمیذ المتأدب»؛ شاگردی مؤدب که برای آموختن نزد استاد می‌نشیند. این شاید یکی از ماندگارترین درس‌های روش‌شناختی او باشد: پیش از مقایسه، باید فهمید؛ و پیش از داوری، باید آموخت. 📖 «تحقیق ماللهند» یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ هندشناسی و مطالعه تطبیقی فرهنگ‌هاست. https://eitaa.com/phwsla
خاطره پوریا سپتا در سن ۱۵ سالگی از "مهدی اخوان ثالث" مربوط به سال ۱۳۶۸: امروز عمو اخوان خانه ی ما بود.  ضمن حرفهایی که از این در و آن در می زد  گفت،  و در واقع خطاب به من گفت: "ببین عمو جان، من در آن اوایل که به تهران آمدم و در ورامین مشغول کار شدم حال روحی ام خیلی بد بود اما تنها دلخوشی ام به همان چندتا شعری بود که می گفتم. شعر به من حال و هوای دیگری می داد،  حتی باعث می شد که من از وضع خودم متاسف نباشم و به وضع دیگران حسرت نخورم. شعر به من غرور می داد. عمو جان،  تو الحمدلله خوب درس می خوانی و شاید مثل همه که میخواهند دکتر و مهندس بشوند، دکتر و مهندس بشوی، اما پزشکی یک شغل است مثل مشاغل دیگر. گیرم وضع مادی و مقام اجتماعی یک دکتر بالاست، ولی در نظر من یک پزشک با یک کفاش فرقی ندارد. آدم اگر بی درد باشد، اگر اهل معنا نباشد، اگر فقط به مسائل مادی بیندیشد به مفت نمی ارزد. البته لازم نیست همه شاعر یا نویسنده باشند یا بشوند. همین که آدم به فرهنگ و ادب کشورش علاقه داشته باشد و از کتاب بیگانه نباشد می شود آدم. اگر کسی به یکی از رشته های هنر، مثلا به شعر،  به داستان، به نقاشی یا موسیقی علاقه و توجه داشته باشد زندگی اش هدف و معنا پیدا می کند، دلش گرم می شود، از زندگی حیوانی یا گیاهی جدا می شود و می شود آدم ... ✏️ آنچه خواندید از کتاب "دفترهای زمانه" (بدرودی با مهدی اخوان ثالث و دیدار و شناخت م. امید) گردآوری و تدوین سیروس طاهباز، سال ۱۳۷۰ است. https://eitaa.com/phwsla
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
〽️فکرشو مي كرديد كانديدای سناتوری امريكا تو رقابتهاي انتخاباتيشون از امام علي و نهج البلاغه بگن؟! 🔹نامزد فعلی حزب دموکرات برای سنای ایالات متحده در ایالت میشیگان، در حال سخنرانی در کنفرانس جهانی UMAA در سال 2018 در دیترویت، میشیگان، درباره سخنان جاودانه امام علی (ع) از نامه شماره 53 نهج البلاغه https://eitaa.com/phwsla
⛪️ پاپ در فرانسه؛ مذهب بازمی‌گردد؟ ✍🏻 حبیب حسینی‌فرد فرانسه را معمولاً یکی از سکولارترین جوامع اروپای غربی می‌دانیم؛ اما سفر چهارروزه پاپ لئو چهاردهم تصویری متفاوت نیز نشان داد: ده‌ها هزار جوان در استاد دو فرانس و صدها هزار نفر در مراسم پاریس به استقبال او آمدند. این استقبال فقط یک نمایش رسانه‌ای نبود. آمارهای رسمی کلیسای کاتولیک فرانسه نیز از افزایش محسوس غسل تعمید بزرگسالان و نوجوانان، به‌ویژه در میان جوانان، خبر می‌دهند. نشانه‌ای از اینکه در کنار روند بلندمدت سکولاریزاسیون، نوعی بازگشت محدود اما قابل‌توجه به دین نیز جریان دارد. پاپ در عین حال فقط در قامت رهبر مذهبی ظاهر نشد. از پاریس تا متز درباره صلح، چندجانبه‌گرایی، حقوق بین‌الملل، مهاجرت، هوش مصنوعی و خطر استفاده سیاسی از دین سخن گفت و کوشید کلیسا را دوباره به‌عنوان بازیگری اخلاقی در سیاست جهانی مطرح کند. همین سفر تناقض جالب فرانسه امروز را آشکار کرد: جامعه‌ای عمیقاً لائیک که هم‌زمان می‌تواند میزبان یکی از بزرگ‌ترین تجمعات مذهبی سال‌های اخیر اروپا باشد؛ و سیاستمدارانی از چپ تا راست که حاضر نیستند از این موج اجتماعی کاملاً فاصله بگیرند. پس شاید هنوز برای گفتن اینکه «مذهب به فرانسه بازگشته» زود باشد؛ اما پرسش جدی‌تر شده است: آیا در عصر ناامنی، بحران هویت و فرسایش اعتماد به نهادهای سیاسی، دین دوباره برای بخشی از نسل جوان به منبع معنا تبدیل می‌شود؟ https://eitaa.com/phwsla
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگه: گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح ... گفتم که چهره‌ی تو از آن دلگشاتر است... صحبتون نیک🌸 https://eitaa.com/phwsla
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان می‌رسد شاد باش! این رنج بی پایان به پایان می‌رسد گرچه گاهی تندبادی شاخه‌ای را هم شکست سرو می‌ماند، ولی توفان به پایان می‌رسد https://eitaa.com/phwsla
چرا بعضی آدم‌ها در برابر فهمیدن مقاومت می‌کنند؟ علم روان‌شناسی میگه : مغز ما همیشه دنبال حقیقت نیست؛ خیلی وقت‌ها ترجیح می‌ده همون چیزی رو که قبلاً یاد گرفته، درست بدونه. برای همین وقتی با اطلاعات جدیدی روبه‌رو می‌شیم که با دانسته‌های قبلیمون فرق داره، ممکنه ناخودآگاه در برابر پذیرفتنش مقاومت کنیم.  جالب‌تر اینکه باهوش‌بودن هم همیشه جلوی این اتفاق رو نمی‌گیره؛ گاهی فقط باعث میشه برای چیزی که فکر می‌کنیم درسته، دلیل‌های قانع‌کننده‌تری پیدا کنیم! ذهنِ باز یعنی همیشه این احتمال رو بدیم که شاید چیزی رو کامل نمی‌دونیم. https://eitaa.com/phwsla
پشت هر آدم موفق، کوهستانی سرد و تاریک از اهمیت ندادن به دیگران و نظرات‌شان است. https://eitaa.com/phwsla
سه پدیده همزمان جامعه ما رو تهدید میکنه: - تظاهر به باسوادی - افتخار به بی شعوری - روشنفکری پوشالی و هر مشکلی داریم از این سه مورده👍 https://eitaa.com/phwsla
دعوای شاعرانه :😉 : اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را به خالِ هندویش بخشم سمرقند و بخارا را تبریزی: اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را به خالِ هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را هر آن‌کس چیز می‌بخشد، ز مالِ خویش می‌بخشد نه چون حافظ که می‌بخشد سمرقند و بخارا را : اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را به خالِ هندویش بخشم تمامِ روح و اجزا را هر آن‌کس چیز می‌بخشد، بسانِ مرد می‌بخشد نه چون صائب که می‌بخشد سر و دست و تن و پا را سر و دست و تن و پا را به خاکِ گور می‌بخشند نه بر آن ترکِ شیرازی که برده جمله دل‌ها را https://eitaa.com/phwsla
▪️انسان فرزانه كسی است كه همچون طبيعت سود می‌رساند؛ بدون انتظار سپاس. كارها را به پايان می‌برد؛ بدون ادعای برتری. پيروز می‌شود بدون نمايشِ پيروزمندی. 📕 ✍🏻 https://eitaa.com/phwsla
🔍یکی از تلخ‌ترین و در عین حال بیدارکننده‌ترین واقعیت‌های روان انسان ما از کودکی، آگاهانه یا ناآگاهانه، با یک باور عمیق بزرگ می‌شویم: «جهان باید عادلانه باشد.» به ما گفته‌اند: «اگر خوب باشی، خوبی می‌بینی.» «اگر به دیگران بدی نکنی، دیگران هم با تو بدی نمی‌کنند.» اما زندگی دیر یا زود چیزی را به ما یاد می‌دهد که پذیرفتنش آسان نیست: خوب بودن، تضمینِ خوب دیدن نیست. ممکن است نیت خوبی داشته باشی، به دیگران کمک کنی، خیانت نکنی، وفادار بمانی و حتی سال‌ها برای دیگران فداکاری کنی؛ اما هیچ قرارداد کیهانی وجود ندارد که در ازای خوبی‌های تو، زندگی را موظف کند از تو در برابر رنج، فقدان، بیماری، خیانت یا بی‌عدالتی محافظت کند. این همان چیزی است که در روان‌شناسی با مفهوم «باور به جهان عادلانه» شناخته می‌شود؛ گرایشی که در آن انسان دوست دارد باور کند جهان در نهایت پاداش‌دهنده و عادل است و آدم‌ها کم‌وبیش همان چیزی را دریافت می‌کنند که شایسته آن‌اند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که این باور را با واقعیت اشتباه بگیریم. گاهی انسانی که بیشترین محبت را به ما کرده، می‌تواند عمیق‌ترین زخم را بر ما بزند. گاهی کسی که سال‌ها به دیگران کمک کرده، در سخت‌ترین روز زندگی‌اش تنها می‌ماند. گاهی آدمی که هیچ آسیبی به دیگری نزده، قربانی حادثه‌ای می‌شود که هیچ ارتباطی با رفتار او ندارد. و اینجاست که یکی از دردناک‌ترین پرسش‌های روان انسان شکل می‌گیرد: «اگر من خوب بودم، پس چرا این اتفاق برای من افتاد؟» یونگ در پاسخ به ایوب به شکلی عمیق با همین مسئله درگیر می‌شود. داستان ایوب، انسان نیکوکاری را پیش روی ما می‌گذارد که با وجود بی‌گناهی، گرفتار رنجی عظیم می‌شود. اهمیت داستان در همین تناقض است: رنج همیشه نتیجه خطای اخلاقی نیست و نیکی نیز سپری در برابر رنج نیست. از سوی دیگر، گاهی خشم ما از «بی‌انصافی دیگران» نشان می‌دهد که خوبی‌های خود را ناخواسته به یک معامله تبدیل کرده‌ایم. من به تو کمک کردم؛ پس تو باید روزی به من کمک کنی. من وفادار بودم؛ پس تو حق نداری به من خیانت کنی. من برای تو فداکاری کردم؛ پس جهان باید در حق من جبران کند. اما زندگی چنین قراردادی را امضا نکرده است. کمک‌کردن اگر به معامله پنهان تبدیل شود، دیر یا زود به توقع، و توقعِ برآورده‌نشده به خشم تبدیل می‌شود. بلوغ روانی از جایی آغاز می‌شود که بفهمیم: می‌توان خوب بود، بدون اینکه از جهان طلبکار بود. نه به این معنا که ظلم را بپذیریم، مرزهایمان را کنار بگذاریم یا اجازه دهیم دیگران از ما سوءاستفاده کنند؛ بلکه یعنی میان اخلاق و معامله تفاوت بگذاریم. خوبی کن، اما ساده‌لوح نباش. ببخش، اما مرز داشته باش. کمک کن، اما خودت را نابود نکن. اعتماد کن، اما واقعیت رفتار آدم‌ها را نادیده نگیر. و مهم‌تر از همه: خوب باش، نه برای اینکه جهان مجبور شود خوبی‌ات را جبران کند؛ خوب باش، چون می‌خواهی چه نوع انسانی باشی. اگر خوبی تو فقط زمانی ادامه پیدا می‌کند که پاداش بگیری، هنوز بخشی از آن معامله است. اما اگر بتوانی در جهانی که همیشه عادلانه نیست، همچنان انسانی مسئول، شریف و آگاه بمانی ــ بدون اینکه انتظار داشته باشی واقعیت به تو بدهکار باشد ــ آنگاه خوبی دیگر ابزار گرفتن پاداش نیست؛ بخشی از هویت توست. جهان ممکن است همیشه عادلانه نباشد؛ اما تو هنوز می‌توانی تصمیم بگیری چه انسانی در این جهان باشی. توهم جهان عادلانه را رها کن؛ اما اخلاق را نه. خوبی، زرهی در برابر خنجرهای واقعیت نیست. اما می‌تواند انتخاب آگاهانه تو برای زندگی‌کردن در جهانی باشد که همیشه مطابق خواسته‌های ما رفتار نمی‌کند. نیت تو، قطب‌نمای درون توست؛ نه افساری برای کنترل جهان به ایوب https://eitaa.com/phwsla