eitaa logo
انجمن بوعلی سینا
1.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
341 ویدیو
2 فایل
بوعلی‌سینا، فیلسوف، حکیم، طبیب، منجم و دانشمند بزرگی در جهان است. و "مکتب نو سینایی‌اشراقی" الگویی جدید، جهت‌ توسعه و تمدن ایران عزیز است، که مکاتب فلسفی، علمی، هنری و ادبی جهان را بازشناسی می‌نماید. #انجمن‌بوعلی‌سینا
مشاهده در ایتا
دانلود
افسردگی لزوما مشکلی پاتولوژیک نیست بلکه عموما خبر از نو شدن شخصیت یا فوران خلاقیت می دهد. لحظه هایی در زندگی انسان هست که فصل جدیدی آغاز می شود. ‌ ‌https://eitaa.com/phwsla
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هربرت مارکوزه: «فلسفه اگر انتقادی نباشد فلسفه نیست.» ۲۹ ژوئیه سالروز درگذشت مارکوزه بود؛ هربرت مارکوزه (۱۹ ژوئیهٔ ۱۸۹۸ – ۲۹ ژوئیهٔ ۱۹۷۹) فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی و از اعضای اصلی مکتب فرانکفورت بود. https://eitaa.com/phwsla
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر بدن انسان امروزی برای زندگی تو ایران طراحی نشده. با این سطح از استرس تو ایران همه مردم مشکل مغزی پیدا میکنن. https://eitaa.com/phwsla
🌹 به نام نورالانوار 🌹 روز بزرگداشت شیخ شهاب‌الدین یحیی سهروردی، حکیم شهید و شیخ اشراق، گرامی باد انجمن حکمت و فلسفه بوعلی‌سینا، فرارسیدن روز بزرگداشت شیخ شهاب‌الدین سهروردی، احیاگر حکمت اشراق و یکی از بزرگ‌ترین حکیمان ایران و جهان اسلام را به همه استادان، پژوهشگران، دانشجویان و دوستداران فلسفه، عرفان، ادبیات فارسی و حکمت اسلامی تبریک و تهنیت عرض می‌نماید. شیخ اشراق در رساله رمزی «عقل سرخ»، با زبانی سرشار از رمز و تمثیل، انسان را به سفری از عالم سایه‌ها به سرزمین نور دعوت می‌کند. او در این رساله می‌آموزد که حقیقت، تنها با چشم ظاهر دیده نمی‌شود؛ بلکه با چشم دل و نور حکمت آشکار می‌گردد. سهروردی می‌گوید: «هر که پرِ خویش بشناسد، آشیانِ خویش بشناسد.» تأویل این سخن آن است که انسان، اگر حقیقت وجود و گوهر نورانی خویش را بازشناسد، راه بازگشت به سرچشمه هستی را نیز خواهد یافت. «پر» نماد استعداد پرواز روح به سوی عالم نور و «آشیان» رمز موطن حقیقی انسان، یعنی عالم قرب الهی است. در جهان رمزی سهروردی، سیمرغ تنها پرنده‌ای افسانه‌ای نیست؛ بلکه نماد حقیقت واحد، عقل قدسی و انسان کامل است. سیمرغ، سالک را از وادی غفلت به قله معرفت فرا می‌خواند و یادآور می‌شود که راه رسیدن به حقیقت، از خودشناسی، تزکیه نفس و اشراق درونی می‌گذرد. هر کس ندای سیمرغ را در جان خویش بشنود، از پراکندگی به وحدت و از تاریکی به نور راه می‌یابد. از نگاه سهروردی، حکمت، سفری از دانستن به دیدن، از دیدن به شدن و از شدن به پرواز در افق نور است؛ پروازی که مقصد آن، دیدار حقیقت و بازگشت به اصل الهی انسان است. امروز، بیش از هر زمان دیگر، جهان ما به نور حکمت، گفت‌وگو، معنویت و معرفت نیازمند است؛ همان نوری که سهروردی آن را جوهر هستی و سرچشمه همه شناخت‌ها می‌دانست. باشد که در پرتو حکمت اشراق، با بال‌های اندیشه و اخلاق، راه سیمرغ حقیقت را در زندگی فردی و اجتماعی خود بجوییم و میراث گران‌سنگ فلسفه و عرفان ایرانی ـ اسلامی را زنده و پویا نگاه داریم. حکمت و فلسفه بوعلی‌سینا سده اصفهان
هان تا سر رشته خِرَد گم نکنی / خود را ز برای نیک و بد گم نکنی رهرو تویی و راه تویی، منزل تو / هشدار که راه خود، به‌ خود، گم نکنی منتسب به + بمناسبت هشتم مرداد ماه: بزرگداشت شهاب الدین سهروردی فیلسوف، شاعر و عارف شهیر ایرانی و بنیان‌گذار مکتب "حکمت اشراق" 📸عکس: تندیس سهروردی در آرامگاه او. حلب، سوریه https://eitaa.com/phwsla
🔍 «نفرین دانش» (Curse of Knowledge) تا حالا برایتان پیش آمده که چیزی را با حوصله برای کسی توضیح بدهید، اما او آخرش بگوید: «اصلاً نفهمیدم»؟ در آن لحظه معمولاً فکر می‌کنیم طرف مقابل دقت نکرده یا اطلاعات کافی ندارد. اما گاهی مشکل از جای دیگری است؛ چیزی که روان‌شناسان و اقتصاددانان آن را «نفرین دانش» می‌نامند. نفرین دانش یعنی وقتی خودمان موضوعی را خوب یاد گرفته‌ایم، کم‌کم فراموش می‌کنیم که روزی آن را نمی‌دانستیم. در نتیجه، هنگام توضیح دادن، ناخودآگاه از روی مراحل مهم عبور می‌کنیم، اصطلاحات تخصصی به کار می‌بریم یا چیزهایی را بدیهی فرض می‌کنیم که برای مخاطب اصلاً بدیهی نیست. فرض کنید رانندگی را سال‌هاست یاد گرفته‌اید. اگر بخواهید به یک نوجوان آموزش بدهید، شاید بگویید: «کلاچ را بگیر، دنده را عوض کن و آرام گاز بده.» برای شما این جمله کاملاً روشن است، اما برای کسی که اولین بار پشت فرمان نشسته، هر کدام از این عبارت‌ها خودش ده‌ها سؤال ایجاد می‌کند: کلاچ را تا کجا بگیرم؟ چه زمانی رها کنم؟ چقدر گاز بدهم؟ شما پاسخ این سؤال‌ها را نمی‌گویید، چون دیگر به آن‌ها فکر هم نمی‌کنید. این اتفاق فقط در آموزش رخ نمی‌دهد. در محیط کار، مدیر تصور می‌کند دستورش کاملاً واضح بوده، اما کارمند برداشت دیگری می‌کند. پزشک با واژه‌های تخصصی صحبت می‌کند و بیمار چیزی متوجه نمی‌شود. برنامه‌نویس، استاد دانشگاه، مهندس یا حتی والدین، همه ممکن است گرفتار این دام شوند. https://eitaa.com/phwsla
☠️ مرگ از درون سایه‌ی دیگری به ما نگاه نمی‌کند. سایه‌ی خود ماست؛ همراهی همیشگی و جدایی‌ناپذیر. 💀 مرگ با همزادِ خود، زندگی، پیمان بسته‌اند که آنی از هم غافل نشوند و با یادآوری هم، انسان‌ها را در مسیر پرپیچ و خم و دلهره‌آور عمرشان، به شادمانی، بالندگی و جاودانگی رهنمون کنند. https://eitaa.com/phwsla
❕توجه دیگران برای ما اهمیت دارد چون ما به شکی ذاتی به ارزش خود مبتلا هستیم که در نتیجهٔ آن تمایل داریم تا به ارزیابی دیگران اجازه دهیم نقشی تعیین کننده در چگونگی نگاه ما به خودمان بازی کنند. حس هویت ما زندانی داوری آن‌هایی است که در میانشان زندگی می‌کنیم. ✍️ 📕اضطراب موقعیت https://eitaa.com/phwsla
سهروردی کیست و چرا مهم است؟ از روستای سهرورد تا هاروارد و سوربن ​اگر فردوسی با پاسداری از زبانِ پارسی، ساختار و هویتِ این زبان را در برابر خطراتِ زوال حفظ کرد، چه کسی از شعله‌ور ماندنِ جانِ خرد و "حکمتِ خسروانی" (میراثِ حکمای فرزانه‌ی ایرانِ باستان) در تندبادِ بیرحمانه‌ تاریخ محافظت کرد؟ ​پاسخ میتواند در یک نام خلاصه شود: فیلسوفی عظیم‌الشأن که در قرنِ ششمِ هجری حدود ۹۰۰ سال قبل در روستای سهروردِ (شهر کنونی سهرورد) در حوالی زنجان چشم به جهان گشود تا پرچمدارِ نور، خرد و حکمتِ ایرانِ باستان در بستر جهانِ اسلام باشد؛ او کسی نیست جز شهاب‌الدین سهروردی، ملقب به «شیخ‌الإشراق»؛ متفکری که جهان را نه در تاریکی، که در مفاهیمِ «نور و اشراق» معنا کرد و به تعبیر "جان والبریج" استاد فلسفه و تاریخ علم: سهروردی تمام نظامِ پیشینِ فلسفی را به چالش کشید و پایه‌گذارِ علمی شد که در آن عقلِ برهانی و شهودِ اشراقی در کنار یکدیگر به کار گرفته می‌شوند برای حل پیچیده‌ترین مسائلِ هستی‌شناسی. ​اهمیت سهروردی امروزه اندیشه‌های این شخصیت ۹۰۰ ساله‌ی ایرانی، راه خود را به مهم‌ترین دانشگاه‌های جهان (هاروارد و سوربن) هم باز کرده است و به‌عنوان موضوعاتِ تخصصیِ پژوهشی و آموزشی در دپارتمان‌های فلسفه‌ی تطبیقی، مطالعاتِ شرق‌شناسی و فلسفه‌ی اسلامی بررسی می‌شوند. ​همچنین اندیشه‌های او به‌طور مستمر در قالبِ مقالاتِ علمی و پایان‌نامه‌های تخصصی در عالی‌ترین سطحِ دکتری (Ph.D. Dissertations) در این دانشگاه‌ها زیر ذره‌بینِ اساتید و پژوهشگران قرار می‌گیرد. https://eitaa.com/phwsla
🔖 بررسی علت ظهور مکتب اشراق: بزرگترین انقلاب فلسفی فراتمدنی (فلسفی/تطبیقی) در تاریخ ایران و جهان اسلام فلسفه‌ای که جان بنیانگذارش را گرفت ... ۹۰۰ سال قبل "شهاب الدین سهروردی" در روستای سهرورد در حوالی زنجانِ امروزی چشم به جهان گشود. روزگارِ کودکی و نوجوانی‌اش در فضایی گذشت که شاید هیچ‌کس در آن روستا تصور نمی‌کرد این پسربچه‌ی خاموش، روزی نیوتنِ فلسفه‌ی شرق خواهد شد. او علوم زمان خود شامل فقه، اصول و حکمت را در مراغه آموخت، سپس به اصفهان که پیشروترین مرکز علمی آن زمان بود رفت تا به تکمیل دانش خود بپردازد؛ و آنجا بود که آثار دانشمند بزرگ «ابن‌سینا» را به‌طور کامل آموخت و فلسفه را فرا گرفت. اما هنوز حتی خودش هم نمی‌دانست دستِ سرنوشت‌ چه خواب‌هایی برای او دیده است... در ذهن فیلسوف سهروردی زمانی پا به عرصه‌ی ظهور گذاشت که جهانِ اسلام و ایرانِ قرنِ ششم هجری، جولانگاهِ بی‌چون‌وچرای فلسفهٔ مشاء (آثار ارسطو با رهبریِ فکریِ ابن‌سینا) بود. ​سهروردی تمامِ آنچه را که از ابن‌سینا و مابقیِ فیلسوفانِ بزرگِ مشاء در چنته داشتند، مو به مو بلعید و به استدلال‌های ارسطویی مسلط شد. اما این همه‌ی ماجرا نبود؛ در دلِ این ذهنِ جستجوگر، آتشِ دیگری زبانه می‌کشید. سهروردی وقتی در خلوت و تنهایی خود به فلسفه‌ی رایجِ زمانه‌ی خود نگاه می‌کرد کمبودی بزرگ و دردناک می‌دید: او حس می‌کرد فلسفه‌ی مشاء با تمام عظمتش، همچون کالبدی بی‌روح است که تنها با منطقِ خشک و استدلال‌های ذهنی سر و کار دارد و از سیراب کردنِ روح او عاجز است؛ چرا که از «شهود» و «تجربه‌ی درونیِ حضور» خبری در آن نیست. او درمی‌یابد که استدلال‌های عقلیِ خالی، برای پاسخ به ژرف‌ترین پرسش‌های انسان درباره‌ی هستی ناکافی‌اند. همین نقطه‌ی عطف و نارضایتیِ عمیق از مکتبِ موجود بود که جرقه‌ی یکی از بزرگ‌ترین تحولات فکریِ شرق را در ذهنِ او روشن کرد؛ جرقه‌ای که به تولدِ «مکتب اشراق» و فلسفه‌ی نور ختم شد. سهروردی رسما دست به یک تلفیقِ فراتمدنی، نظام‌مند و فرموله‌شده زد (جزئیات در قسمت آینده) که پیش از آن کمتر سابقه داشت؛ او حکمت باستانی شرق (ایرانِ باستان / حکمت خسروانی) و حکمتِ اشراقیِ یونان باستان (افلاطون و فیثاغورس) را در قالب یک سیستمِ فلسفیِ مدون (حکمت‌الاشراق) ریخت. اهمیت این انقلاب فلسفی چنان است که دانشنامه‌ی فلسفی استنفورد، سهروردی را پدیده‌ای منحصربه‌فرد در تاریخ فلسفه معرفی می‌کند. https://eitaa.com/phwsla
Between Leibniz, Newton, and Kant: Philosophy and Science in the Eighteenth Century — Edited by Wolfgang Lefèvre Between Leibniz, Newton, and Kant یکی از مهم‌ترین مجموعه‌مقالات در تاریخ فلسفه و علم است که به بررسی یکی از سرنوشت‌سازترین دوره‌های اندیشه غرب، یعنی قرن هجدهم، می‌پردازد. ولفگانگ لوفور (Wolfgang Lefèvre) در این کتاب می‌کوشد نشان دهد که فاصله میان لایبنیتس، نیوتن و کانت، صرفاً یک فاصله زمانی نیست؛ بلکه میدان شکل‌گیری مفاهیمی است که جهان مدرن بر آن‌ها بنا شده است: عقل، طبیعت، تجربه، ریاضیات، قانون، علیت و روش علمی. ایده مرکزی کتاب آن است که انقلاب علمی با نیوتن پایان نیافت و فلسفه انتقادی کانت نیز از خلأ پدید نیامد. میان این دو، بیش از یک قرن گفت‌وگو، مناقشه و تحول فکری جریان داشت که بنیان‌های علم مدرن را شکل داد. نویسندگان کتاب نشان می‌دهند که قرن هجدهم نه دوره‌ای انتقالی، بلکه آزمایشگاهی برای زایش جهان‌بینی مدرن بود. https://eitaa.com/phwsla