🗓چهارشنبه،اجرای تئاتر ام الریاحین😍😍😍
✳️لطفا چنانچه علاقمند به تماشا هستید، زودتر اقدام به رزرو کنید که خدای نکرده شرمنده تون نشیم.👇👇
هدایت شده از موسسه فرهنگی _ هنری نورالهدی 🇮🇷
•زندگینامه ام المؤمنین حضرت خدیجه (س)•
🔖 ۳۱ امین اجرای تئاتر تاریخی #ام_الریاحین :
• چهارشنبه ۲۹ شهریور ماه ۱۴۰۲
• ساعت: ۱۵:۳۰ - ویژه بانوان
• قم، سالن پلاتو جدید #شهید_محسن_فخری_زاده
📌 ثبت نام، برای کپی روی شماره بزنید:👇🏽
"
09915192702" @Yakhadijatalgharra #تئاتر_ام_الریاحین 🪴 🔸مجموعه فرهنگی نورالهدی https://eitaa.com/joinchat/3315990529C3585cca262
✳️الوعده وفا. نمایشنامه ی رادیویی «راز کوزه ها» نوشته شد.
مناسب گروه سنی:ب و ج
🍀تعداد کمی میزانسن نمکی توی کار هست و رادیویی صرف نیست.
⭐️برای تهیه نمایش نامه به واحد تئاتر کودک و نوجوان نورالهدی مراجعه بفرمایید.
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
_ مامان امام رضا چطور شهید شد؟
+ یه دشمنی که اسمش مأمون بود، انگور یا انار مسموم داد بهشون.
_خوردن؟
+ آره پسرم.توش سم بود. شهید شدن
_ مامان چرا خوردن؟؟؟؟مختارو یادته؟اون مرده بهش شیر داد نخورد گفت شاید سم توش باشه؟امام رضا چرا امتحانش نکرد ببینه سم توشه یا نه ؟
( نمیدونم سکانس ابوالغرغ (ابوالقرغ؟ ابوالغرق؟) و مختار،درلحظه، از کجای ذهنش پرید بیرون!!!!!😫😫😫
من باید اول علم امام رو با زبون بچه گانه توضیح بدم و بعد اینکه مأمون امام رو مجبور کرد.)
#ذهن_زیبا_ی_فرزندم
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
(توضیح: همسایه ی طبقه ی پایین رفته مسافرت و جز ما کسی توی ساختمون نیست. اسنپ دم در منتظره و منو محمد حسن باید خیلی زود بریم. چادرمو میندازم روی دستم که پایین پله ها بپوشم.)
_ مامان راضی نیستم! همینجا چادرتو بپوش بعد از پله ها برو پایین.
+ (دستمو میگیرم جلوی دهنم که خنده م لو نره) پسرم همسایه نیستن،رفتن مشهد.
_ مامااااان!شاید کلید دادن به کسی که به خونه سر بزنه، یهو الان بیاد،بی چادر می بینت!!!
⭐️بهم تذکر حجاب داد😁😍
#ذهن_زیبا_ی_فرزندم
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
روضه با طعم تئاتر
سه سال پیش تئاتر اسارت دخترخورشید رو در لوکیشن کوچه های بنی هاشمِ قم،در فرم تله تئاتر ضبط کردیم. من در صحنه ی کاخ عبیدالله بازی داشتم و در بقیه ی صحنه ها دستیار کارگردان بودم. به خصوص در صحنه ی ورود اسرا به کوفه😭چون خودِ کارگردان(استاد فاطمی) بازی داشتن، دقت زیادی نیاز بود.
تعدادی بچه هم طبیعتا در جمع اسرا بودن،که باید جدا باهاشون تمرین میکردم، هم دیالوگ و هم اکت. از جمله ی بازی ها مثلا این طور بود که یکی از بچه ها زمین میخورد و از کاروان جا میموند، یکی از اموی ها با تازیانه ضربه میزد و یکی از زن های بنی هاشم خودش رو سپر میکرد 😭.با این بازی ها به واسطه ی تعزیه هایی که دیده بودم آشنایی داشتم.بچه ها بازی میکردن و ما پشت دوربین ها باید لب می گزیدیم که صدای گریه هامون ضبط نشه. اما سخت ترین قسمت برای من بازی کاخ عبیدالله بود.
مختصات صحنه به این صورت بود:
اسرا نشسته بودند، عبیدالله وارد میشد، به زنان بنی هاشم نگاهی میکرد، از ابهت و جلال و هیمنه ی حضرت زینب خوف میکرد و دیالوگش شروع می شد:
عبیدالله: بن حریث!....آن زن که آن گوشه نشسته کیست؟ سکوت و هیبتش مرا میترساند.
(دیالوگ ها دقیقا شبیه نقل تاریخی واقعه ست) ماجرا ادامه پیدا میکنه و حضرت سجاد(علیه السلام) هم چند جمله ای صحبت میکنن.
من با اینکه توی این صحنه بازی داشتم اما هنوز هم با نگاه دستیارکارگردان به قضایا نگاه میکردم.خب منطق من میگفت: جملات امام سجاد کاملا هشیارانه ست.یعنی سطح هشیاری امام در این لحظات در حدی هست که فضارو کاملا درک میکنن. یعنی از لحظه ی ورود عبیدالله شاهد همه ی قضایا و ریز رفتارها هم هستن. پس «نگاهی هم که عبیدالله به زنان اهل بیت انداخت » رو درک کردن😭😭😭. من با ذهنیت دستیارکارگردان،از تصور اینکه امام واقعا در اون لحظات چه حالی داشتن و چه اکتی، درونم فرو ریخت. تا اربعین اون سال هرجا مراسم عزاداری برپا بود، دیگه نیازی به روضه خوان نداشتم،اون صحنه برام مجسم میشد.یعنی امامِ حی، مظهر غیرت خدا، در جمعی بودن که به اهل بیتشون نگاه ناپاک بشه؟و دستشون بسته باشه؟
آقای استانیسلاوسکی چطور میخوای با تکنیک های تیاتر، با بازی درون به بیرون این صحنه رو دراری؟ چی گذشت به امام سجاد😭😭😭.
#تئاتر_اسارت_دختر_خورشید
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
_ مامان یکی از بچه ها اصرار کرد که منم موقع سینه زنی لخت بشم.
+ چیکار کردی؟
_ بهش گفتم آقای خامنه ای خوشش نمیاد لخت بشیم، بی حرمتیم هست.
+ خوب گفتی پسرم.
_ اما مامان!اون گفت آقا خامنه ای خودش گفته هم لخت شید هم قمه بزنید😳😳😳
🔶یعنی یه عده از این سن،تحریف رو شروع میکنن.
#ذهن_زیبا_ی_فرزندم
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
مامان ذوالقرنین اون دیوار رو از فولاد میساخت بهتر بود یا بتُن؟😄
#ذهن_زیبا_ی_فرزندم
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor
❌گفتین چونه؟؟ قوزکمو گرفته!!!!
امروز اولین جلسه باشگاه،بعداز تعطیلات اربعین بود. بچه های ورودی تابستون،در همین مدت کوتاه بدنشون افت کرده بود.البته تاحدودی میشه بهشون حق داد چون تازه ورزش رو شروع کردن. اما مطلب دردناک و نگران کننده اینجاست که حضور بی رویه در فضای مجازی بعضی از نوجوانان رو به «موجوداتی از خود بیگانه» تبدیل کرده. اجازه بدید این عبارت رو مقداری تشریح کنم:
⭕️برای بچه ها مراحل یک فن رو توضیح میدم و ازشون میخوام همون مراحل رو طی کنن و فن رو کامل بزنن. اونها یک سری حرکات از خودشون نشون میدن اما فاصله ی زیادی با فنی که باید بزنن داره. میگم متوجه نشدین چی گفتم و چطور فن رو زدم؟ میگن کاملا متوجه شدیم، اما نمیشه!!!!
🧨یک واقعه ی تلخِ تکراریِ خطرناک به وقوع پیوسته!!! ذهن بچه ها مطلب رو گرفته، به اعضای بدنشون دستور میده که همون حرکات رو انجام بدن. اما چون بیشتر وقت بچه ها در فضای مجازی گذشته، گویا ذهنشون،فقط در مخابره ی پیام ها به انگشتان دست(تنها اندام ها ی درگیر در فعالیت در فضای مجازی) موفق عمل میکنه. شاید هم پیام از مغز به اعضای بدن منتقل میشه، اما اعضای بدن در خوااااااب سنگین و هپروت تکنولوژی فرو رفته و بیداری براش بسیار سخته. امروز این نکات رو استاد کلاس با دلسوزی بهشون تذکر داد. یک جمله ی عجیب هم گفته شد،ایشون گفتن به نظر میرسه توی منزل هم به مادراتون کمک نمیدین.....تعداد افرادی که این مطلب رو رد کردن خیلی کم بود.
🛑فعالیت شاخص بعدی این بچه ها بلند کردن خودکارو مداده....باز هم انگشتان!
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor