eitaa logo
مونولوگ
207 دنبال‌کننده
423 عکس
306 ویدیو
1 فایل
نرگس مالمیر ارشد فیزیک. تئاتر حرفه ای، مسئول گروه اتفاق ورزش حرفه ای علاقمند به نوشتن. معلم به جمهوری اسلامی ایران گفته ام آری.❤ راه ارتباطی @Yakhadijatalgharra آدرس کانال "اتفاق" اولین گروه تئاتر بانوان فرهنگی استان قم.👇 https://eitaa.com/ettefagh
مشاهده در ایتا
دانلود
⚜"ضمیر مفرد مخاطب مؤنث" ✳️ از وقتی تئاتر ام الریاحین را کار کردیم، یک بهانه ی خوب برای شادکردن پیامبر رحمت پیدا کرده ام. شنبه ها که متعلق به رسول الله است، کارهای خانه را راست و ریس میکنم و نهار را بار می گذارم و تا محمدحسن از مدرسه برنگشته میروم حرم حضرت معصومه (س). بعداز اذن دخول یک راست میروم رواق حضرت خدیجه (سلام الله علیها). زیارت نامه ی حضرت خدیجه روی دیوار رواق است. احساس میکنم آنجا، مادر بزرگ و نوه همدیگر را بغل کرده اند. طوری که کسی متوجه نشود من هم میروم توی آغوششان. زیارت نامه را می خوانم و ضمائر را غرق بوسه میکنم و تابلوی زیارتنامه را با اشک غبار روبی میکنم. وقتی دست میکشم روی کلمات زیارت نامه، انگار صورت مهربان ام المومنین را نوازش میکنم و قربان صدقه اش میروم. دل سبک میکنم و درد دل هایم را به مادربزرگ می گویم😭. بعدهم درگوشی می گویم سفارشمان را به رسول الله بکنید بانوجان. ⭐️ و حالا امشب.....بازهم بهانه ی همیشگی را دست میگیرم و ابراز ارادت میکنم به یاروفادارت یا رسول الله...به امید گوشه چشمی. https://eitaa.com/physicist_actor
_ یه گریه ای کردم تو مدرسه که نگو مامان. +چرااااا پسرم؟ _ ناظممون گفت فقط پنجمیا و شیشمیا برن نماز(میزنه زیر گریه) + خب.... _ منم زدم زیر گریه گفتم مام نماز دلمون میخواد، ناظممون گفت شماهام یه صف کوچولو اینور درست کنید. + خب....خدارو شکر،پس نمازتو خوندی. _ آره خوندم ولی فرداش دوباره گفت پنجمیا و شیشمیا بیان نماز. + ای بابا...چیکار کردی؟ _ هیچی باز رفتم به ناظم گفتم، گفت: هیسس خودت برو توصفشون دیگه به بقیه نگو.😔 https://eitaa.com/physicist_actor
_مامان من شیش سالم بود بلد بودم چشمامو چپ کنم و لبمو برگردونم؟ + یادم نیست پسرم...چطور مگه؟ _ میخوام اگه من اون موقع بلد بودم، الان به مجتبی م یاد بدم که وقتی تو بازی دیو میشه ترسناک تر بشه.😁 https://eitaa.com/physicist_actor
☸ لباس صفر نوزادی(خاطرات ساخت میزانسن تئاتر عروسکی) ♦️یک من: عزیزان! گزینه ی نیم تنه ی بالایی رو بذاریم کنار.میخوام عروسکا "پا" هم داشته باشن. بچه ها: خیلیم خوبه. مشکلش چیه؟ من: وارد بازی پیچیده ی"کفش" میشیم. بچه ها: اووف. (صفیه غیبش میزنه. با یه کوه از کفش و جوراب و پاپوش بچگانه برمیگرده) صفیه: نرگس خانم جان(همیشه این جوری خطابم میکنه☺️) اینا رو دارم به درد میخوره؟ (ما جیغ ) ♦️دو من: لباس پسره به دلم نیست. خوب نشد. (صفیه غیبش میزنه. با یه لباس پسرونه صفر میاد) صفیه: نرگس خانم جان،اینو دست کاری کنیم چطوره؟ من: خود جنسه😍 صفیه جان کلاه چی؟ داری‌؟ صفیه: بله هرمدل که بخواین. من: اون اسباب بازی آبیه هست... برا دکور ... صفیه : اون؟ بچه ها اصلا باهاش بازی نمیکنن.(ما جیغ) ♦️سه خونه پراز بچه های ریزه میزه ست. از پنج ماهه به بالا. به همین خاطر، کار به وضوح دچار فرسایش شده. چهار ساعت گذشته. هرکی سرش به کار و دوخت و دوز خودشه. گفته بودم اگه از خروس خون شروع کنیم و تا مغرب بکوب کار کنیم کمر کار می شکنه، اما هنوز قلنج انگشت کوچیکه ی کارم نشکسته.یهو زهرا کوچولو پارچ بزرگ لبریز از آب رو چپه میکنه روی وسایل. باید جابجا بشیم.به سبزه نیز آراسته شد. ♦️چهار دم مغربه. کوچولوا خاله بازی میکنن.علی که دوسال و نیمه ست سوار موتور میشه و میگه: "من برم سرکار" و ما دلمون قنج میره، میخندیم و خستگی درمیکنیم. یهو به خودم میام. از تصورم خیلی بیشتر جلو رفتیم.😭😭 🔷 جمع بندی: مکان ساخت دکور تئاتر عروسکی رو منزل یکی از عزیزان بچه دار گروه بگیرید. برکتم میاد توکار😎😍 https://eitaa.com/physicist_actor
_ مامان من خیلی نگرانم. + نگران چی هستی؟ _ آخه فقط سه تاکشور ایران و عراق و سوریه مسلمونن، بقیه کشورا مثل آلمان، انگلیس، آمریکا و... دین اسلام وخدا رو دوست ندارن . (اطلاعاتم کامل نبود. مجبور شدم در مورد تعدادکشورهای مسلمان، جمعیتشون، جمعیت مسلمانان کشورهای اروپایی مثل آلمان و... تحقیق کنم. اطلاعات خوبی به دست آوردم😊) https://eitaa.com/physicist_actor
_مامان این شبکه پویا خجالت نمیکشه "یه خونه یه آشپزخونه" رو نشون میده؟ + مگه برنامه ی بدیه؟ _نه مامان...ولی بعداز آشپزی، غذا خوردن بچه هارو هم نشون میدن...حالا من هیچی، نمیگن یکی هم سن علی باشه دلش میخواد؟ روزی صدبارم تکرارشو میذاره.😌 https://eitaa.com/physicist_actor
📣 خبر خوش😍 🔶 پنج شنبه ی گذشته، "تئاتر صاحبه" رو اجرا کردیم(جمعه ی همین هفته م ان شاءالله اجرا هست، سالن هنوز ظرفیت داره). بچه های رسانه ازم خواستن موقع ادای احترام یک خبر خوب رو به مخاطبین بدم: 'باعنایت پیامبر مهربانی ها، نگارش نمایش نامه ی " صاحبه ۲" به اتمام رسیده و به زودی وارد مرحله ی دورخوانی و تمرین میشه.'😍😍 🔶 با مطالعه ی بخش هایی از نمایشنامه، نقطه زنی نویسنده (خانم فاطمی ) رو تحسین کردم. 🔶 کانال نورالهدی گفته به کسانی که موضوع نمایشنامه رو درست حدس بزنن، یه هدیه ی خفن میده.... هشتاد من، بیست شما.😎 هرکی راضیه بیاد پی وی موضوعو بهش بگم.🤓 https://eitaa.com/physicist_actor
❇️ ورای بیان و صدا و حس 🔺 اوایل کرونا از طرف رادیو پیشنهاد کار داشتم. گفتن یک گروه حرفه ای قراره کار رو اجرا کنه، نمایشنامه از شما، اجرای رادیویی از ما. 🔺 نمایشنامه هایی که نوشتم تم دینی داشت. بعداز ضبط کار اول، فایل صوتی رو برام فرستادن. گوش دادم و با ثانیه ثانیه ش زجر کشیدم. با کارگردان تماس گرفتم و گفتم این چه افتضاحیه؟ گفتن اگه ممکنه خودت یه دور بخونش. 🔺 با اکراه تمام، یکی دو صحنه شو خوندم و فرستادم. ایشون میگفت بچه ها گوش دادن و گفتن صدا و بیان و ....همه ش یکیه، حتی ما سعی کردیم حس دیالوگ ها درست باشه. اما یک چیز در خوانش نمایشنامه نویس وجود داره که ما نداریم، چیزی ورای حس و بیان، و اون حقیقتیه به اسم " باور". درست فهمیده بودن. من نوشته هامو با قلبم نوشته بودم. 🔺کارگردان که از قضا بچه ی مذهبی و انقلابی بود، ازم راهکار خواست. گفتم قبل از شروع پروژه، نیرو تربیت کن . بچه هایی که با قلبشون کار کنن. ایشون میگفت طرح سفارشیه و ناچارم انجام بدم و از ظرفیت موجود باید استفاده کنم. در حالی که ظرفیت خود کارگردان کنار اون گروه داشت ضایع می شد.😔 ♦️ اخیرا چند فیلم سینمایی و تئاتر دیدم، که مشکل مشابه دارن. یا گروه معتقد نیست یا کارگردان و یا متن.... و کار به دل نمی شینه. https://eitaa.com/physicist_actor
مونولوگ
📣 خبر خوش😍 🔶 پنج شنبه ی گذشته، "تئاتر صاحبه" رو اجرا کردیم(جمعه ی همین هفته م ان شاءالله اجرا هست،
عزیزان همیشه در صحنه انقدری که برای درصد سهم من و خودتون چونه زدید😁 اگه شانسی نظر میدادین جایزه رو برده بودین.
💔 تکه ای از قلبم در شکوه "طوفان الاقصی" می تپد و آیات "حشر" را زمزمه میکند. 💔 تکه ای در حزن زلزله ی افغانستان "امن یجیب" میخواند. 💔 بعضی نواحی قلبم نگران فلسطین است و "ایت الکرسی" سر داده. 💔 گاهی تک خوان قلبم لهجه ی لبنانی میگیرد و " إنّا فتحنا" میخواند. 💟 و خوب که دقیق میشوم هاله ای از شوق و اضطراب به خاطر اجرای آخر هفته ی جابر۱ در جایجای قلبم وجود دارد. طفلکی قلبی که روی صحنه، هم به فلسطین و لبنان و افغانستان باید ادای دین کند و هم به نمایشنامه و اتفاقات سال ۹۶ و شهادت محسن حججی و برجام.... دست میکشم روی قلبم و صلوات میفرستم که کم نیاورد. ❣آرام ترمی شوم. اما به قلب امام مهربان در غیبتم فکر میکنم که چطور کوله بار دردهای تک تک انسان ها را یک تنه به دوش میکشد. و حالا دعای فرج میخوانم... اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن... https://eitaa.com/physicist_actor
⚠️ مخاطبین عزیز و علاقمندان به تماشای "تئاتر جابر۱" لطفا زودتر رزرو کنید. فکر میکنم تا فرداشب ظرفیت تکمیل میشه. شرمنده تون نشیم. (به خصوص عزیزان شهرستانی و تهرانی) https://eitaa.com/physicist_actor
_ مامان امام رضا فقط ضامن آهو بودن؟ ضامن حیوون دیگه ای نبودن؟ + فقط ضامن آهو بودن پسرم. _چند بار ضامن آهو شدن؟ + یه بار. _ مامان مگه نگفتی اگه بخوان به من بگن "بچه مسجدی" باید مدام برم مسجد... خب امام رضا هم باید خیلی دفعه ضامن آهو می شدن. + امممم باید با بابا هم دراین مورد صحبت کنیم.😵‍💫 (همسرم توضیح دادن که بحث الفاظ در علم اصول و همچنین علم بلاغت پاسخ این سوال رو میده😄) https://eitaa.com/physicist_actor