eitaa logo
مونولوگ
207 دنبال‌کننده
423 عکس
306 ویدیو
1 فایل
نرگس مالمیر ارشد فیزیک. تئاتر حرفه ای، مسئول گروه اتفاق ورزش حرفه ای علاقمند به نوشتن. معلم به جمهوری اسلامی ایران گفته ام آری.❤ راه ارتباطی @Yakhadijatalgharra آدرس کانال "اتفاق" اولین گروه تئاتر بانوان فرهنگی استان قم.👇 https://eitaa.com/ettefagh
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله کانال با سفرنامه ی اربعین۱۴۰۲ شروع میشه
بالاخره قسمت شد و روز شنبه، ساعت ۱۸:۳۰ از قم به سمت ترمینال و از اونجا به مهران حرکت کردیم و بعد ان شاءالله رهسپاریم سوی دیار عاشقان... (تا ساعت سه بعداز ظهر قراری به رفتن نداشتیم.ساعت سه، همسرم از بیرون اومدن و سه تا پاسپورتامون تو دستشون بود و یه مقدار آجیل و میوه....گفتن بریم کربلا😭) نائب الزیاره ی همه عزیزانم❤️ https://eitaa.com/physicist_actor
«سرسام منجر به ادب» جایی خوندم «سرسام» نوعی مرضه که در اون صدایی بارها و بارها در گوش می پیچه و ول کن نیست.مثلا بخشی از یک آهنگ خاص و... نوع جدیدی از «سرسام» رو هر بار در اتوبوس های بین شهرها تجربه میکنم. تابلوی روبروی مسافرین از اول سفر تا آخر سفر یک سری جملات رو نشون میده و تو چون در زوایای مختلفی نمی شینی محکومی به دیدن بارها و بارهای این جملات.وقتی چشماتو می‌بندی بازم این جملات از ورای پلکای بسته هم عبور میکنن و توی سرت می پیچن. روی تابلوی اتوبوسی که قراره مارو از قم به مهران ببره، به جز اوقات شرعی، این بیت شعر تا حالا بالای هزار بار حک شده: کردم از عقل سوالی که بگو ایمان چیست عقل در گوش دلم گفت که ایمان، «ادب» است. باهمه ی وجودم سعی میکنم این جمله رو آویزه ی گوشم کنم😫 https://eitaa.com/physicist_actor
هرموقع تو خونه در رخت خواب نرم و خنک(ویا نرم و گرم،متناسب با فصل😉)، غلت میزنید و خوابتون نمی‌بره و خیلی این مساله براتون حاده، یادی کنید از مسافرانی که توی اتوبوسن،امکان دراز کشیدن ندارن،امکان پهلو به پهلو شدن هم ندارن،ساق دست و جوراب و چادر هم دارن و تازه کله ی مبارک کودکشون هم روی پاشونه و از ناحیه ی یک پا کامل بی حسن😫. آها یادم رفت،اضافه کنید هروقت هم روبرو رو نگاه میکنن،اون شعره رو میبینن 😢🤪 https://eitaa.com/physicist_actor
مطلب بالا رو که می‌نوشتم یاد سفرهای جابر افتادم...قریب به پنجاه شهر کشور رو عموما بااتوبوس سفر کردیم و با بچه های کوچیک.(من معمولا تو اتوبوس خوب می‌خوابیدم اما یکی از بچه ها که اکثر اوقات هم صندلی من بود، هربار چشممو باز میکردم و میپرسیدم کجاییم,بنده ی خدا یه آه حسرت بار از عمق وجودش می کشید و میگفت:خوشبحالت،من هنوز یک دقیقه م نخوابیدم😔) پسر خودم دو سال و نیم بود که اولین تمرین جابر رو شروع کردیم،برای اولین اجرا در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) انگار همین دیروز بود😍. خدا قبول کنه از همه 🙏 https://eitaa.com/physicist_actor
از وقتی که بچه های نورالهدی عازم کربلا شدن ،نه!از خیلی قبل ترش وقتی فهمیدم که امسال کارهای شخصی مانع از رفتنمون به سفر اربعین میشه،هر روز صبح بدون استثنا با گریه ظرف های صبحانه رو شستم،با گریه نهار گذاشتم و طول روزم ساعتی یکبار حسرت جاموندن چنگ میزد به قلبم.دیروز داشتم نهار رو بار می ذاشتم یاد این قسمت از نمایشنامه ی «اشک های مرثیه» افتادم.یکی دوماه پیش نوشته بودم. البته طرحش ناقصی داره.این اپیزود در مورد «مقبل کاشانی» بود. خیلی دلم شکست گفتم آقا شما هرکس براتون قلم زده دست خالی رد نکردین.امسال چرا اینجوری شد؟😭 https://eitaa.com/physicist_actor
مونولوگ
هرموقع تو خونه در رخت خواب نرم و خنک(ویا نرم و گرم،متناسب با فصل😉)، غلت میزنید و خوابتون نمی‌بره و خ
عکس مربوط به این👆 مطلبه. بااین تفاوت که وقتیم روز شده پسرم هنوز خوابه😫،بیدارش که کردم گفتم رسیدیم،گفت خداروشکر بعداز نماز صبح خوابیدم دیشب اصلا خوابم نبرد😁 https://eitaa.com/physicist_actor
خروج از کشور همسرم و محمدحسن https://eitaa.com/physicist_actor
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای لحظاتی وضعیت آب و هوا یه چیزی شد تو مایه های سفر بهمن ماه جابر به درگز🤪🤪 https://eitaa.com/physicist_actor