eitaa logo
مونولوگ
207 دنبال‌کننده
423 عکس
306 ویدیو
1 فایل
نرگس مالمیر ارشد فیزیک. تئاتر حرفه ای، مسئول گروه اتفاق ورزش حرفه ای علاقمند به نوشتن. معلم به جمهوری اسلامی ایران گفته ام آری.❤ راه ارتباطی @Yakhadijatalgharra آدرس کانال "اتفاق" اولین گروه تئاتر بانوان فرهنگی استان قم.👇 https://eitaa.com/ettefagh
مشاهده در ایتا
دانلود
من دیگه حرفی ندارم😂😤
پسرم جوری رفته بود تو نخِ این دو بزرگوار که کشون کشون بردیمش😂 مکان:نجف https://eitaa.com/physicist_actor
میدونستم که اگه همسرم معمم بیان،به خاطر گرمی هوا خیلی اذیت میشن. اما اعتقاد دارن که «عمامه» نماد و عَلَم تشیعه،و بخش مهمی از فرهنگ ماست که باید توی عراق همراهمون باشه.روزهای عمامه پرانی از قضا کاری داشتن حوالی «پارک وی » تهران، که هر روز باید رفت و آمد میکردن.اون موقع هم توصیه های اطرافیان رو نمیپذیرفتن. «علم باید افراشته می موند.» توی کربلا،هرجا بینمون فاصله می‌افتاد«عمامه» واقعا مثل عَلَم،کمک میکرد گمشون نکنم😍😍😊 مکان عکس:نجف،حرم امیرالمومنین https://eitaa.com/physicist_actor
🔹آقا، سال ۹۱،فرمودند: هنوز به قله نرسیده ایم و سال ۱۴۰۲،نوید عبور از سربالایی و نزدیکی به قله ها رو دادند .امروز(اربعین ۱۴۰۲) از قله ای سخن گفتن که بعداز زمان رسول اکرم تا امروز فتح نشده،قله ی: ⛰حاکمیت دین خدا ⛰حاکمیت حق ⛰حاکمیت عدل ⛰رسیدن به مقصود و غرض از خلقت انسانی که عبارت است از تکامل و کمال بشری. 🔹🔹وراه فتح قله هم یک کلید واژه ست: «اراده»✅برای مقاومت در برابر جاذبه های شیطانی. https://eitaa.com/physicist_actor
✳️ آمنّا بربّ الحسین(ع)! 🔻 از عمود ۷۲۰ که گذشتیم برخوردیم به ترافیک انسانی. مردم به تماشای تئاتر ایستاده بودند. ده‌ها بازیگر با لباس‌ها و گریم‌های حرفه‌ای در کنار شترها و اسب‌ها و کجاوه‌ها و همهٔ آنچه که یک نمایشنامهٔ کلاسیک جهانی لازم داشت. محل اجرا کف اتوبان نجف – کربلا. مدت اجرا هر روز صبح تا شب. پرده‌ای که ما رسیدیم، پردهٔ گزارش‌گیری عبید الله بن زیاد بود از سرداران و فرماندهان لشکرش. آل الله هم در غُل و زنجیر اسارت، عده‌ای سوار بر مرکب‌های بی جهاز‌، تعدادی هم پیاده و پابرهنه. مردم برای دیدن و عکس گرفتن از سر و کول هم بالا می‌رفتند اما بازیگران کاملا جدی و حرفه‌ای بودند. عبیدالله یک نفر را فراخواند: - هان ای کمان‌دار! که هستی و چه کرده‌ای که این گونه سرت را بالا گرفته‌ای؟ - درود یا امیر! من حرمله بن ... هستم. تیرانداز و قهرمان عرب. سه تیر در کربلا انداختم که از عهدهٔ هیچ کس برنمی‌آمد... حرمله غرق در نقش خودش بود و مردم غرق تماشا و احساس و اشک و من به دنبال این می‌گشتم که دست اندرکاران کتاب «گینس» کجا هستند؟ مگر این بزرگ‌ترین گروه تئاتر خیابانی دنیا و طولانی‌ترین زمان اجرای یک نمایش نیست؟ چرا این را ثبت نمی‌کنند؟ واقعا چرا؟ چرا اینجا دوربین کم است؟ خبرگزاری‌ها کجا هستند؟ بیست سی میلیون آدم شبانه‌روز دارند این مسیر را پیاده به سمت کربلا می‌روند. اصلا زبانم لال این‌ها همه دیوانه‌اند! این که خیلی سوژهٔ خوبی است! تیراژ روزنامه را بالا می‌برد. «لایک» و «فالوور» خبرگزاری را می‌ترکاند. فرض کنیم مردم جهان صبح از خواب بیدار شوند و ببینند صفحهٔ اول خبرگزاری «رویترز» عکسی از پیاده‌روی اربعین زده و زیرش نوشته: «اجتماع بزرگ دیوانه‌های جهان!» چه شود؟ بعد مردم آمریکا و اروپای غربی و شمالی و غیره برای تفریح و هیجان و لذت بردن از دیدن دیوانه‌ها و سلفی گرفتن با آن‌ها بیایند عراق!... بعد خودشان هم دیوانه شوند و راه بیفتند به سمت کربلا. پیاده! ... کجا رفتم؟ بله یا زائر! نکته‌اش همین جاست که اگر انسان غربی بفهمد عده‌ای دارند در این مسیر تمرین انسانیت می‌کنند، زود خودش را می‌رساند و شیرجه می‌زند وسط این رودخانهٔ انسانی. دست‌اندرکاران گینس از ثبت بزرگترین منقل زغالی جهان در عمود ۶۸۹ عاجزند؟ منقل چهل پنجاه متری که بتواند یک تریلی هجده چرخ پر از ماهی را از صبح تا شب کباب کند برای پذیرایی از انسان‌هایی که نمی‌شناسیم و نمی‌شناسید و نمی‌شناسند؟! آن هم «مجاناً»؟ آن خبرگزاری روباه پیر که در حال ورشکستگی است و دائما تعدیل نیرو می‌کند از تهیهٔ گزارش‌های دیدنی و متنوع و جذاب از بزرگ‌ترین کنتاکی جهان، بزرگ‌ترین کباب ترکی جهان، بزرگ‌ترین فلافلی جهان، بزرگ‌ترین سفرهٔ مهمانی جهان و بالاخره بزرگ‌ترین پیاده روی جهان بَدَش می‌آید؟ بله. بَدش می‌آید! چون رسانه سِحر تمدن غرب است و پیاده‌روی اربعین از جنس معجزهٔ موسی (ع). اگر فاکس نیوز و C.N.N و رویترز خبرنگارانشان را بفرستند اینجا، همین خبرنگاران جادوگر اولین کسانی هستند که حقیقت را می‌فهمند و سجده‌کنان می‌گویند: «آمنّا بربّ الحسین(ع)»! ✍ 📚 از کتاب (سفرنامهٔ اربعین) ✅ اینجا بخوانید؛ (برش‌های ناب از کتاب‌هایی که خوانده و سخنرانی‌هایی که شنیده‌ایم) https://eitaa.com/joinchat/1217855490C4fc824863f
من مدل "زن ایرانی" را سال هاست که زیسته ام زن ایرانی: _ حتی در کلاس نجوم که ذهنش درگیر معادله ی «ساها»ست و «یونیزاسیون در کروموسفر خورشیدی» درگیرش کرده؛ _حتی اگر استاد رزمی باشد و از رینگ «مبارزه ی سه نفر به یک نفر با چشم بسته» بیرون بیاید؛ _حتی اگر بازیگر باشد و در صحنه فینال «تئاتر جابر» داغدار شده باشد و با چشم خویشتن دیده باشد که جانش می‌رود؛ زن ایرانی هرجا باشد همیشه یک گوشه ی دلش گیرِ گل پتوس توی آب است که نکند طفل معصوم آبش کم شده باشد و تشنه بماند. یک گوشه دلش گیرِ ماستِ ته چین است که اگر ترش‌تر بود خوشمزه‌تر از کار در می‌آمد و همسر و فرزندانش با هر لقمه، می‌گفتند:«وای محشر شده» ......... اصلش این است که زن ایرانی دلش گیر «زندگی» است هرجا که می‌خواهد باشد. اما زن ایرانی، یک مدل پیشرفته‌تر هم دارد. مدل «زنِ ایرانیِ انقلابی» که اگر اینطور شد وسعت دلش به اندازه ی کل اتمسفر کره زمین است. دلش برای همه آدم‌های جهان می‌تپد. از کربلا که برگردد غصه می‌نشیند کنج دلش که خدایا چطور حلاوت زیارت را به کام همه آدم‌های دنیا بچشانم؟ خدایا چطور کمک کنم زنان آمریکا و اروپا هم فریاد «هل من ناصر..» حسینِ مذبوح در گودالِ قلبشان را بشنوند؟ زن ایرانی انقلابی نگران همه جهان است. https://eitaa.com/physicist_actor
یه همچین مخاطبای نازنینی دارم مصداق بارز «زن ایرانی انقلابی»❤️❤️
ایشونم یکی دیگه از مصادیقن😍😄 بی شوخی
«نگرانی های فرزندم از آینده ی شغلیش» _مامان من بین سه تا شغل موندم. _چیا؟ _یکی که دکتر بشم،آزمایشگاه چیپس داشته باشم،اما توش آنتی بیوتیک بریزم که آدما وقتی میخورن حالشون خوب شه.😍 _خب ...اون دوتای دیگه چیه؟ _یکی فضانورد.چون میدونی که اسم همه ی سیاره های منظومه ی شمسی رو بلدم😁،یکیم پلیس شبیه محمد گاندو.(بعد یهو چشماش برق زد)ولی الان علاقه ی اصلیم شغل دینارداره😃 https://eitaa.com/physicist_actor
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معامله با خدا روی سن تئاتر (دراین مورد ان شاءالله بیشتر خواهم نوشت) https://eitaa.com/physicist_actor
عمو طالب گفت: «راز خنکی آب کوزه‌ها چیست؟ اگر بگویی بین خودمان می‌ماند.» آقا نبات گفت: «این دیگر فوت کوزه‌گری من است.» عمو طالب گفت: «قول دادی جواب درست بدهی.» آقا نبات چشم در چشم عمو طالب دوخت، برق اشک در کاسه چشمانش بود. معلوم بود صدایش هم گرفته است. آرام جلوتر آمد و گفت: «قربان جدت بروم سید، قربان سقای تشنه لب کربلا بروم. هر سال به گِل این کوزه‌ها تربت کربلا می‌زنم. خنکی و گوارایی آب کوزه‌ها از لطف خود حضرت عباس است.» دو دوست در تاریکی و سکوت شبانه دلستان به یاد روضه سقای تشنه لب کربلا اشک ریختند و اشک ریختند. 📚 بخش هایی از کتاب دزدان گنج،از سری قصه های شیرین گلستان و دلستان. مناسب برای نوجوانان ✴️ از کتاب هاییه که وقتی با بچه ها میخونی باب گفتگو در موضوعات مختلفی باز میشه.و میانبر تربیتی مناسبیه. ان شاءالله بنادارم امروز این داستان رو تبدیل به نمایش نامه ی رادیویی کنم(مناسب اجرای فیزیکالی نیست) با محمدحسن تست بزنیم ببینم چی از آب درمیاد. https://eitaa.com/physicist_actor
از خوبای اینستا و مفسدین فی الارضن😘 😘