🔹آقا، سال ۹۱،فرمودند: هنوز به قله نرسیده ایم و سال ۱۴۰۲،نوید عبور از سربالایی و نزدیکی به قله ها رو دادند .امروز(اربعین ۱۴۰۲) از قله ای سخن گفتن که بعداز زمان رسول اکرم تا امروز فتح نشده،قله ی:
⛰حاکمیت دین خدا
⛰حاکمیت حق
⛰حاکمیت عدل
⛰رسیدن به مقصود و غرض از خلقت انسانی که عبارت است از تکامل و کمال بشری.
🔹🔹وراه فتح قله هم یک کلید واژه ست:
«اراده»✅برای مقاومت در برابر جاذبه های شیطانی.
#فیزیک_خوانده_بازیگر
https://eitaa.com/physicist_actor
✳️ آمنّا بربّ الحسین(ع)!
🔻 از عمود ۷۲۰ که گذشتیم برخوردیم به ترافیک انسانی.
مردم به تماشای تئاتر ایستاده بودند. دهها بازیگر با لباسها و گریمهای حرفهای در کنار شترها و اسبها و کجاوهها و همهٔ آنچه که یک نمایشنامهٔ کلاسیک جهانی لازم داشت. محل اجرا کف اتوبان نجف – کربلا. مدت اجرا هر روز صبح تا شب.
پردهای که ما رسیدیم، پردهٔ گزارشگیری عبید الله بن زیاد بود از سرداران و فرماندهان لشکرش. آل الله هم در غُل و زنجیر اسارت، عدهای سوار بر مرکبهای بی جهاز، تعدادی هم پیاده و پابرهنه.
مردم برای دیدن و عکس گرفتن از سر و کول هم بالا میرفتند اما بازیگران کاملا جدی و حرفهای بودند.
عبیدالله یک نفر را فراخواند:
- هان ای کماندار! که هستی و چه کردهای که این گونه سرت را بالا گرفتهای؟
- درود یا امیر! من حرمله بن ... هستم. تیرانداز و قهرمان عرب. سه تیر در کربلا انداختم که از عهدهٔ هیچ کس برنمیآمد...
حرمله غرق در نقش خودش بود و مردم غرق تماشا و احساس و اشک و من به دنبال این میگشتم که دست اندرکاران کتاب «گینس» کجا هستند؟
مگر این بزرگترین گروه تئاتر خیابانی دنیا و طولانیترین زمان اجرای یک نمایش نیست؟ چرا این را ثبت نمیکنند؟ واقعا چرا؟ چرا اینجا دوربین کم است؟ خبرگزاریها کجا هستند؟
بیست سی میلیون آدم شبانهروز دارند این مسیر را پیاده به سمت کربلا میروند. اصلا زبانم لال اینها همه دیوانهاند! این که خیلی سوژهٔ خوبی است! تیراژ روزنامه را بالا میبرد. «لایک» و «فالوور» خبرگزاری را میترکاند.
فرض کنیم مردم جهان صبح از خواب بیدار شوند و ببینند صفحهٔ اول خبرگزاری «رویترز» عکسی از پیادهروی اربعین زده و زیرش نوشته:
«اجتماع بزرگ دیوانههای جهان!»
چه شود؟
بعد مردم آمریکا و اروپای غربی و شمالی و غیره برای تفریح و هیجان و لذت بردن از دیدن دیوانهها و سلفی گرفتن با آنها بیایند عراق!... بعد خودشان هم دیوانه شوند و راه بیفتند به سمت کربلا. پیاده! ... کجا رفتم؟
بله یا زائر! نکتهاش همین جاست که اگر انسان غربی بفهمد عدهای دارند در این مسیر تمرین انسانیت میکنند، زود خودش را میرساند و شیرجه میزند وسط این رودخانهٔ انسانی.
دستاندرکاران گینس از ثبت بزرگترین منقل زغالی جهان در عمود ۶۸۹ عاجزند؟ منقل چهل پنجاه متری که بتواند یک تریلی هجده چرخ پر از ماهی را از صبح تا شب کباب کند برای پذیرایی از انسانهایی که نمیشناسیم و نمیشناسید و نمیشناسند؟! آن هم «مجاناً»؟
آن خبرگزاری روباه پیر که در حال ورشکستگی است و دائما تعدیل نیرو میکند از تهیهٔ گزارشهای دیدنی و متنوع و جذاب از بزرگترین کنتاکی جهان، بزرگترین کباب ترکی جهان، بزرگترین فلافلی جهان، بزرگترین سفرهٔ مهمانی جهان و بالاخره بزرگترین پیاده روی جهان بَدَش میآید؟
بله. بَدش میآید!
چون رسانه سِحر تمدن غرب است و پیادهروی اربعین از جنس معجزهٔ موسی (ع). اگر فاکس نیوز و C.N.N و رویترز خبرنگارانشان را بفرستند اینجا، همین خبرنگاران جادوگر اولین کسانی هستند که حقیقت را میفهمند و سجدهکنان میگویند:
«آمنّا بربّ الحسین(ع)»!
✍ #مهدی_دُریاب
📚 از کتاب #رستاخیز_انسان (سفرنامهٔ اربعین)
✅ اینجا #حرف_حساب بخوانید؛ (برشهای ناب از کتابهایی که خوانده و سخنرانیهایی که شنیدهایم)
https://eitaa.com/joinchat/1217855490C4fc824863f
من مدل "زن ایرانی" را سال هاست که زیسته ام
زن ایرانی:
_ حتی در کلاس نجوم که ذهنش درگیر معادله ی «ساها»ست و «یونیزاسیون در کروموسفر خورشیدی» درگیرش کرده؛
_حتی اگر استاد رزمی باشد و از رینگ «مبارزه ی سه نفر به یک نفر با چشم بسته» بیرون بیاید؛
_حتی اگر بازیگر باشد و در صحنه فینال «تئاتر جابر» داغدار شده باشد و با چشم خویشتن دیده باشد که جانش میرود؛
زن ایرانی هرجا باشد همیشه یک گوشه ی دلش گیرِ گل پتوس توی آب است که نکند طفل معصوم آبش کم شده باشد و تشنه بماند. یک گوشه دلش گیرِ ماستِ ته چین است که اگر ترشتر بود خوشمزهتر از کار در میآمد و همسر و فرزندانش با هر لقمه، میگفتند:«وای محشر شده»
.........
اصلش این است که زن ایرانی
دلش گیر «زندگی» است هرجا که میخواهد باشد.
اما زن ایرانی، یک مدل پیشرفتهتر هم دارد. مدل «زنِ ایرانیِ انقلابی» که اگر اینطور شد وسعت دلش به اندازه ی کل اتمسفر کره زمین است. دلش برای همه آدمهای جهان میتپد. از کربلا که برگردد غصه مینشیند کنج دلش که خدایا چطور حلاوت زیارت را به کام همه آدمهای دنیا بچشانم؟ خدایا چطور کمک کنم زنان آمریکا و اروپا هم فریاد «هل من ناصر..» حسینِ مذبوح در گودالِ قلبشان را بشنوند؟
زن ایرانی انقلابی نگران همه جهان است.
#فیزیک_خوانده_بازیگر
https://eitaa.com/physicist_actor
«نگرانی های فرزندم از آینده ی شغلیش»
_مامان من بین سه تا شغل موندم.
_چیا؟
_یکی که دکتر بشم،آزمایشگاه چیپس داشته باشم،اما توش آنتی بیوتیک بریزم که آدما وقتی میخورن حالشون خوب شه.😍
_خب ...اون دوتای دیگه چیه؟
_یکی فضانورد.چون میدونی که اسم همه ی سیاره های منظومه ی شمسی رو بلدم😁،یکیم پلیس شبیه محمد گاندو.(بعد یهو چشماش برق زد)ولی الان علاقه ی اصلیم شغل دینارداره😃
#فیزیک_خوانده_بازیگر
https://eitaa.com/physicist_actor
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معامله با خدا روی سن تئاتر
(دراین مورد ان شاءالله بیشتر خواهم نوشت)
#فیزیک_خوانده_بازیگر
https://eitaa.com/physicist_actor
عمو طالب گفت: «راز خنکی آب کوزهها چیست؟ اگر بگویی بین خودمان میماند.» آقا نبات گفت: «این دیگر فوت کوزهگری من است.» عمو طالب گفت: «قول دادی جواب درست بدهی.»
آقا نبات چشم در چشم عمو طالب دوخت، برق اشک در کاسه چشمانش بود. معلوم بود صدایش هم گرفته است. آرام جلوتر آمد و گفت: «قربان جدت بروم سید، قربان سقای تشنه لب کربلا بروم. هر سال به گِل این کوزهها تربت کربلا میزنم. خنکی و گوارایی آب کوزهها از لطف خود حضرت عباس است.»
دو دوست در تاریکی و سکوت شبانه دلستان به یاد روضه سقای تشنه لب کربلا اشک ریختند و اشک ریختند.
📚 بخش هایی از کتاب دزدان گنج،از سری قصه های شیرین گلستان و دلستان.
مناسب برای نوجوانان
✴️ از کتاب هاییه که وقتی با بچه ها میخونی باب گفتگو در موضوعات مختلفی باز میشه.و میانبر تربیتی مناسبیه.
ان شاءالله بنادارم امروز این داستان رو تبدیل به نمایش نامه ی رادیویی کنم(مناسب اجرای فیزیکالی نیست)
با محمدحسن تست بزنیم ببینم چی از آب درمیاد.
#فیزیک_خوانده_بازیگر
https://eitaa.com/physicist_actor
حدود ده سال پیش تبریز زندگی میکردیم. یکی ازهمسایه هام زوج جوان و سرزنده ای بودن.خانم، خیلی اهل معاشرت بود.هر روز تماس می گرفت:
_ نرگس شرایط داری بیام پیشت؟
+ نه عزیزم،شرمنده.برنامه هام مونده....
_ پس من اومدم.😄😳
گاهی تماس هم نمی گرفت.دوتکه کیک رو بهونه میکرد و در می زد:
_ نرگس جان! چاییت دمه؟☺️
کم کم تصمیم گرفتم برنامه هارو منتقل کنم به گعده هامون تا هم معاشرت کنیم و هم کارام جلو بره. «بررسی بیانات حضرت آقا در مورد زن» به عنوان اولین موضوع گعده مطرح شد. عالی بود اما یه مشکل داشت. یهو وسط «بیانات آقا در دیدار هیئت علمی دانشگاه ها» بحث به جاری کوچیکه و انداختن سیرترشی و...میرسید.خیلی کند پیش می رفتیم.اما همون مقدار هم که بررسی کردیم بابرکت بود. بعدها در جمعی که بالای هفتاد نفر بودیم بعضا مباحث دینی رو کارمیکردیم اما به اندازه ی اون دورهمی کوچیک برای زندگی من بازخورد نداشت.
✨حالا اینارو چرا گفتم؟
ان شاءالله بنا دارم،گاهی چندخطی درمورد بیانات حضرت آقا در حوزه ی زن و همینطور هنرهای نمایشی،تئاتر،سینما و تلویزیون صحبت کنم.
امیدوارم دلچسب و راهگشا باشه.
#فیزیک_خوانده_بازیگر
https://eitaa.com/physicist_actor
مونولوگ
عمو طالب گفت: «راز خنکی آب کوزهها چیست؟ اگر بگویی بین خودمان میماند.» آقا نبات گفت: «این دیگر فوت
دیروز اینو با بچه ها تست زدم.
محتوا و بازی ها مناسب بچه های نه سال به بالاست.
چون از نظر داستان نویسی خیلی قویه و طبیعتا توصیف محوره، نیاز به تغییر ساختار و اضافه کردن کاراکتر داره. اما کار قشنگی شد.حتی رادیوییش😍
نمایشنامه شو میرسونم به واحد تئاتر نورالهدی خواستید از اونجا تهیه کنید
#فیزیک_خوانده_بازیگر
https://eitaa.com/physicist_actor
صحبت ها و سوالات ناگهانی بچه ها، از دنیای ذهنی و درونی اون ها حکایت میکنه.این دنیا برای من همیشه جذابه. گاهی به ما هشدار میده که رویکرد تربیتی مون باید اصلاح بشه، ولی عموما نشانه ی سادگی و بی آلایشی و پاکی بچه هاست.
افرادی که برای این گروه سنی کار فرهنگی میکنن،به طور جدی تری نیاز به شناخت دنیای بچه ها دارن.(البته تمرکز روی سوالات بچه ها یکی از راه های ورود به دنیای اون هاست)
تاجایی که مطمئن باشم، فرزندم از انعکاس سوالاتش برای بقیه، ناراحت نمی شه، بعضی از اون ها رو با این هشتک،توی کانال میذارم👇
#ذهن_زیبا_ی_فرزندم
#مونولوگ
https://eitaa.com/physicist_actor