eitaa logo
پیچش‌ِتاك‌ها؛
254 دنبال‌کننده
2هزار عکس
141 ویدیو
2 فایل
از فرق‌ سر تا شست‌ پا ،مداری برای رقص پیچش‌تاک‌ها؛ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_byzi5g&btn=SaNa . https://abzarek.ir/service-p/msg/4367971 امن باشید.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از -𝘠𝘶𝘨𝘦𝘯
الان هیچ‌چیز به اندازه‌ی داشتن یه زندگی مستقل و یه خونه‌ی مجردی خوشحالم نمی‌کنه
ما لالیم! تلاش میکنیم یه چیزیو به طرفمون بفهمونیم ولی نمیشه! این زبان برای بیرون از ما ساخته شده! شما درد رو چطوری میخوای به بقیه حالی کنی؟ ما در بیان احساساتمان بیچاره‌ایم .. -هوشَنگ اِبتِهاجِ عزیز.
آنچه دادم دستِ تو، نامَش دل است، افسار نه!
بعضی وقتا هم حسی وجود نداره که گفته نمیشه.هوم؟
외로움이 가득히 توی این باغِ 피어있는 이 garden پر از گل های تنهایی 가시투성이 خاردار 이 모래성에 난 날 매었어 خودم رو توی این قلعه ی شنی حبس کردم 너의 이름은 뭔지 اسمت چیه؟ 갈 곳이 있긴 한지 جایی هست که بتونم برم Oh could you tell me? میتونی به من بگی؟ 이 정원에 숨어든 널 봤어 تورو دیدم که توی این باغ مخفی شدی And I know و من میدونم 너의 온긴 모두 다 진짜란 걸 که تمام گرمای تو واقعیه 푸른 꽃을 꺾는 손 میخوام دستاتو که گل آبی 잡고 싶지만 میچینن رو بگیرم 내 운명인 걸 ولی سرنوشت منه Don’t smile on me بهم لبخند نزن Light on me پیدام کن 너에게 다가설 수 없으니까 چون من نمیتونم به سمتت بیام 내겐 불러줄 이름이 없어 من اسمی ندارم که تو صداش بزنی You know that I can’t میدونی که نمیتونم Show you me خودمو نشونت بدم Give you me خودمو بهت بدم 초라한 모습 보여줄 순 없어 نمیتونم بهت نشون بدم چقدر پستم 또 가면을 쓰고 널 만나러 가 من یه ماسک میپوشم و میام تا تو رو ببینم But I still want you ولی هنوزم میخوامت 외로움의 정원에 핀 میخواستم بهت 너를 닮은 꽃 گلی رو بدم که 주고 싶었지 توی باغ تنهایی میروید 바보 같은 가면을 벗고서 بعد از اینکه ماسک ابلهانه مو برداشتم But I know ولی من میدونم 영원히 그럴 수는 없는 걸 که تا ابد نمیتونم اینجوری بمونم 숨어야만 하는 걸 هیچ کاری نکنم ولی پنهان شم 추한 나니까 چون من زننده ام 난 두려운 걸 خیلی ترسیدن 초라해 بدبختانه اس I’m so afraid من خیلی میترسم 결국엔 너도 날 또 떠나버릴까 توام آخرش منو ترک میکنی؟ 또 가면을 쓰고 널 만나러 가 من یه ماسک میپوشم و میام تا تو رو ببینم 할 수 있는 건 چیکار میتونم انجام بدم 정원에 توی این باغ 이 세상에 توی این دنیا 예쁜 너를 닮은 꽃을 피운 다음 به عنوان مَنی نفس بکشم که تو میشناسی 니가 아는 나로 숨쉬는 것 وقتی گل های زیبایی که شبیه توان شکوفه بدن But I still want you ولی هنوزم میخوامت Ooh, ooh اوه ، اوه I still want you هنوزم میخوامت Ooh اوه 어쩌면 그때 اگر من به هر نحوی 조금만 فقط یکم 이만큼만 فقط انقدر 용길 내서 너의 앞에 섰더라면 شجاعتمو جمع میکردم و در مقابلت می ایستادم 지금 모든 건 달라졌을까 همه چیز میتونست با الان متفاوت باشه؟ 난 울고 있어 من گریه میکنم 사라진 ناپدید میشم 무너진 سقوط میکنم 홀로 남겨진 이 모래성에서 توی این قلعه شنی تنها میمونم 부서진 가면을 바라보면서 و به ماسک شکسته ام نگاه میکنم And I still want you و من هنوزم میخوامت But I still want you ولی هنوزم میخوامت But I still want you ولی هنوزم میخوامت And I still want you و من هنوزم میخوامت
But I still want you.
توام آخرش منو ترک میکنی؟
آسمونِ زیبایِ الآن!
هدایت شده از -𝘔𝘢𝘯𝘪𝘢
دلم برات تنگ شده. این که می‌گم دلم برات تنگ شده؛ نه صرفا برای دیدنت، بغل کردنت یا هرچیزی. دلم حتی برای تلاش کردن برای تو هم تنگ شده. هر تلاشی پشتش یه امیدی هست و من این روزا ازت خیلی ناامیدم. دلم برای امید داشتن و تلاش کردن تنگ شده. فکر می‌کنم تا به حال از هیچ‌چیز و هیچ‌کس اینقدر ناامید نشده بودم؛ شاید چون اصلا امیدی به کسی نداشتم. من تاریک بودم و تنها چیزی که باعث می‌شد کم‌تر تاریک باشم یا حداقل سعی کنم کم‌تر تاریک باشم تو بودی. من مثل رادیوی خراب پشت پنجره‌ی اتاق مادربزرگم بودم. نه استفاده‌ای داشت و نه حتی دیگه زیبایی؛ اما همچنان اون گوشه افتاده بود چون احتمالا امید داشت یه روز مادربزرگم بره روشنش کنه و با ساز و آواز شجریانش هم‌خونی کنه. شاید هم اون گلدون خالی توی حیاط بودم که هیچ گلی نداشت و اصلا حتی سالم هم نبود اما به این امید که شاید یه روزی دوباره مثل بچگیامون بریم با بابابزرگم توش گل بکاریم اون گوشه مونده بود. من خیلی چیزا بودم، اما برای تو هیچی نبودم. تو هم می‌تونستی خیلی چیزا باشی، اما شدی اون امیدی که دیگه هیچ‌وقت امیدی بهش نیست.