هدایت شده از |حَ.نیفْ²|
قلب نمیتونه به آدما دروغ بگه ولی آدما جوری این عُضو رو سرکوب میکنن که نمیتونن احساسش کنن.
پیچشِتاكها؛
قلب نمیتونه به آدما دروغ بگه ولی آدما جوری این عُضو رو سرکوب میکنن که نمیتونن احساسش کنن.
یه مختصری از حرفهایی که امروز داشتم میزدم رو میشه توی این چند جمله خلاصه کرد
مردم همزیستی با قلب و احساسات و غرور و افکارشون رو دارند از دست میدن .
و این بشدت بد و دردناکه .
در عین حال که در حال تظاهر برای دوست داشتن همدیگه هستیم *اون هم در مواردی خاص ،داریم جامعه رو به سمتی پیش میبریم که به جز سرکوب شدن قلب و احساسات و آدما ،به جز غم و نداشتن چاره و... هیچ چیزی دیگه توی دنیا وجود نخواهد داشت .
هر کس به نفع خودش به اصطلاح میخواد عمل کنه و همه ازدست دارن میرن .
این رو از اجتماع کوچیک مثل مدرسه و دوست و آشنا ها که هنوز وارد اجتماع بزرگ تر از اینها نشدن میشه درک کرد ؛ و چیزی که خیلی ذهنم رو درگیر میکنه همینه .اگه با ورود به جامعه اتفاقات بدی برای بعضی افراد بیفته چه چیزی در انتظار نسل های بعد و دنیای ماست؟