بعد من داشتم فکر میکردم که کاش منم پوست دستم با اسید سوخته بود ولی ته قلبم نشکسته بود و درد نداشت و نمیسوخت.
هدایت شده از ریح
برای پیچش تاکهای عزیزمم.✨
[زمان نه میگذرد، و نه صدایی دارد، هانس توماس. آنکه میگذرد ما هستیم، و آنچه صدا میدهد ساعتمان است. زمان راه خود را در تاریخ با همان سکوت و خستگی ناپذیری فرو میبلعد که خورشید از مشرق طلوع و در مغرب غروب میکند. تمدن های بزرگ را واژگون میکند، یادمان های باستانی را میفرساید، و نسل هارا یکی پس از دیگری حریصانه میبلعد. برای همین از تاراج زمان حرف میزنیم. زمان میجود و خرد میکند و ما همان کسانی هستیم که میان آرواره هایش قرار داریم.]