هدایت شده از کاهی از کوه.
جالب نیستید که اتفاقا خیلی بیمزه و خشک و یخ هم هستید. نمیبینید لف بدید، خیلی چیز واضح و روشنیه. ما عادت داریم، از اون کسی که میخواستیم ببینه و ندید گرفته تا شمایی که هیچ آشناییتی ندارم ازتون. اشکالنداره، تو آینه حرف زدن هم خوبه.
فردا، یعنی امروز دوباره قراره تو یهچاه فروپاشی روانی شدید قرار بگیرم و نتونم در بیام. تا اینکه اون آخرهفتهای که میگفتم برسه، شاید از حالت چاهی در بیام.
طوفانِ وحشتناکی گرفته بود امشب، درخت داشت میاومد داخل اتاق باهم بهخواب پناه ببریم.
یه سفرهخونه واقعاً همهچیز تموم. مرتب و تمیز و منظم، اونم جادهای، قدیمی و کهن. خیلی همهچیزش با دقت و ظرافت بود. بهمثالی یه کاروانسرای آروم و زیبا. یهگروه دارن برا خودشون که برای هرکسی که خواستن موزیکقدیمی میخونن "لالهلر، لالهلر" و موزیکهای دیگهی دوست داشتنی و درعینحال بسی خوشصدا. قابل تحمل بود جاده، حداقل بخاطر اینکه گشنه نموندم.
هدایت شده از ارغوان
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از اینکه مجبورم با کوفت و زهرمار طبیعت رو مثلاً تحمل کنم متنفرم. یهایراد، مثل حساسیت به هرگیاهی دیگه کل تفریح روزش رو بهش کوفت میکنه، دیگه نه آهنگهای ترکی که از ماشینا گذاشتن حال میده، نه صدای آب مثلاً، نه دیدن درخت و شاخههاش که با باد تکون میخورن خوش نمیگذره. و باز هم تو این وسط یهنفر تکوتوک هست که باید تحمل کنه اون منم که باید با مشکل خودم بسازم و بسوزم.