جوکریهدیالوگیداشتکهمیگفت..
منلبخندمیزنمکهدرداموپنهانکنم!
وآرزومهیهروز..
یکیبیادنگامکنه..
وبفهمههمچیدروغه..
وچهروزاییکهازدرونذرهذرهنابودشدیمولبخندزدیمولیهیچکسنفهمیداینلبخندادروغه.
با خودم کنار اومدم، از اینکه انقدر روی خودم کنترل دارم خوشحالم، اینکه میتونم منطقم رو به احساساتم بقبولونم و درد و ناراحتی رو هضم کنم .
کسی که بدونه شما ناراحتید و بذاره با اون حال روزهاتون رو سپری کنید هیچ کَسیتون نیست.
از "نگارش پایه هشتم" تشکرمیکنم چون بهم یاد داد خودمو با نوشتن تخلیه کنم با حرف زدن با آدمایی که از توی حرفام آتو گیر بیارن!