مشکل من اینه که یادم نمیمونه حرفم رو واقعاً به طرف زدم یا توی مغزم باهاش مکالمه کردم.
از اونجایی که دیگه هیچی پول ندارم، میخوام بلاگر حوزه فقر بشم و از احساسات و روزمره های یک فقیر بهتون بگم.
دختره فیلم گرفته پنج صب داره آرایش میکنه بره مدرسه بعد من زنگ دوم میفهمم مقنعه برعکسه .
میدونم از بیرون طوری به نظر میام که انگار واسم مهم نیست؛ ولی میدونی؟ توی عمق وجودم هم واقعا واسم مهم نیست
وطنم زنده بمان زخم تورا میبندیم،ته این قصه غم از ته دل میخندیم:)
شبی از میان اینهمه صبر معجزه می آید..
بشدت آدمیم که ’ خوب اگه راست میگی آفلاین بودی و جواب تکسامو ندادی اخرین بازدیدتو درست کن تا بفهمم راست میگی یا نه ‘ ای هستم .