آنقدر زخم ها به سرعت و پیاپی از راه می رسند که فرصتی برای التیام و بهبود آنها به دست نمیآورم. شاید هم بعضی زخم ها برای التیام نداشتن به وجود آمدهاند. انگار زخم های من از همین نوع است. شوقی برای تمام کردن و رسیدن نمانده و چند وقتی هست که همه چیز در من ناتمام میماند.
- امیرمحمد عبداللهی
به نظر می آمد می تواند هرچیز ناگواری را
تحمل کند و خم به ابرو نیاورد،هرچند که
بعدا دچار اندوه عمیقی می شد.
- فئودور داستایفسکی
دلتنگی دیگه یه نوع حس نیست برای من، دیگه میتونم عضو بدن محسوبش کنم، چشم، دست، دهان و دلتنگی.