کلبهٔ پیتار;
یدونه در دست عموم بود، وسط حرف زدنمون هی پرتش میکرد و منم میدادم دستش بالای ۱۰ بار تکرارش کردیم تا ا
هیچی دیگه فهمیدم پرتش میکرده برای داییم تا بذاره روی ظرف))
هدایت شده از مهمانخانهی Zed
باز هوا گرم شد و این حشراتِ موذی برای آزارِ ما آمدند
هدایت شده از مهمانخانهی Zed
لطفا اگر برای دور موندن از دستِ مزاحمتهاشون راهِ حلی دارید حتما تو ناشناسی جایی بهم بگید😭
کلبهٔ پیتار;
لطفا اگر برای دور موندن از دستِ مزاحمتهاشون راهِ حلی دارید حتما تو ناشناسی جایی بهم بگید😭
(راهی پیدا کردی به منم بگو)
(من درحال کیک و آبمیوه خوردن چون بابام از خواب بیدار شده و من باید مشغول هرکاری باشم غیر از بیکار سر گوشی نشستن)