کلبهٔ پیتار;
رفتم جوراب گرفتم و دییینگ موجودی نداشت از اونجا یه جوری عبور کردیم
دلم میخواست واسه ماطمه بگیرم ولیخب هه
کلبهٔ پیتار;
بابام پیام داد زدم برات (دیگر فایده ندارد عبور کردیم)
لعنتی تا قبل این پیام همه چیز قشنگ بود