محمد عادت داره یهو توی خواب میشینه
همونطوری به خوابش ادامه میده
آقاجونم هربار:
محمد بخواب محمد بخوابببب
فکر کنم خدام با مهمون یهویی مشکل داره
توی خونه بوی نون تازه و غذا میاد
بیرون بوی سیب زمینی سرخ کرده
مامانم: عااا زهرا خاک تو سرت موهات چه خوب شده
خوبه دیشب اینطوری نبود چشمت میزدن وگرنه