کلبهٔ پیتار;
(تو خواب داشتم دلیلامو به قاضی میگفتم)
حالا که فکر میکنم طرف قاضی نبود
آقاعه مادرزنش فوت میکنه
به خانومش نمیگن
فرداش میرن جلوی خونه میبینه همه دارن گریه میکنن
اینم میمیره🚶🏻♀️