کلبهٔ پیتار;
یک نفر رفته بوده دبیر زیستم کل فصل رو بهش درس داده گفته اگه توهم نمیومدی خلاصه نویسی میکردم پای تخته
هنوز نمیدونم چند نفر رفتن
ولی انگار امروز همه چیز امن و امان بوده
امروزم شبیه صبحونهٔ پولدارا بود
تخم مرغ و شیر و آب پرتقال و چایی و کوفت و زهرمار
من دارم مثل جغد پشت سرهم سریال میبینم بعد وضعیت اعصاب زارا وقتی من نیستم:💗🎀🌸💞🍧💖🧁🪄🩰🧁✨💫
کلبهٔ پیتار;
من دارم مثل جغد پشت سرهم سریال میبینم بعد وضعیت اعصاب زارا وقتی من نیستم:💗🎀🌸💞🍧💖🧁🪄🩰🧁✨💫
نه بابا اتفاقا میخوام خفهت کنم
کلبهٔ پیتار;
حالا خانوم رفته ترکی میبینه
وای خیلییی خوبه مثل رمان ایرانی میمونه فیلمش با ترکیب روابط ترکی😂😂