مامانم: الهی بگردم الهی بگردم الهی بگردم⁵
بابام: چیشد؟؟
مامانم: مورچه رو سوزوندممممم
کلبهٔ پیتار;
بعد من یه نفری درحالی که مثل کرم میلولیدن همشونو زدم
از بعد این طرف راست بدنم داره میمیره.