برای سحری صداشون میکنم غر میزنن به جونم
نه خدایی حقشون نیست خودم بخورم بذارم خواب بمونن؟
داییم اینطوریه که:
حالا هی بگو روزه نگیر مگه گوش میکنه
حتما باید تشنج کنه مثل بزغاله بیفته این وسط دست و پا بزنه
کلبهٔ پیتار;
خدایا یه صبری بده من این بشرو نکشم.
تصحیح میکنم:
خدایا یه صبری بده من قتلعام راه نندازم.