مغزم یک ساعت قبل امتحان ریاضی:
مرور کردن آهنگی که ۳ سال پیش وقتی مامانم داشت استوری یکی رو میدید صداشو شنیدم
مغزم موقع امتحان:
منظورت چیه همچین چیزی خوندی
نههه من یادم نمیااد
من در حال تلاش برای دو کلمه حرف زدن:
چیزههه… چیز کنیم چیز بشه
نه نه نههه یهویی چیز میشه
رسیدم خونه جوگیر شدم یک درس از دینی خوندم
اگه اون جوگیری ادامه داشت تا الان درس ۵ بودم🧌
کلبهٔ پیتار;
رسیدم خونه جوگیر شدم یک درس از دینی خوندم اگه اون جوگیری ادامه داشت تا الان درس ۵ بودم🧌
(همچنان دارم فیلم میبینم)
حاضرم ۱۰ قسمت ۵۰ دقیقهای رو پشت هم ببینم
ولیییی یدونه فیلم ۲ ساعته رو زورم میاد🧌