عضویت داخل این چنل الزامی نیست
چنل اصلی جوین باشید
چنل اصلی جوین نباشی راضی نیستم
@planet_Cat
پارت ۲۶ | اعتراف
آرش:
ـ خب، ببین آوا... یه حرفی هست که خیلی وقته میخوام بهت بزنم، اما میترسیدم. میترسیدم جوابت اون چیزی نباشه که امیدوارم بشنوم.
از همون اول که دیدمت، حس کردم با بقیه فرق داری. یه چیزی توی وجودت بود که منو جذب میکرد. نمیدونم دقیقاً از کی، ولی یه جایی بین همه شوخیهامون و وقتایی که با هم بودیم، فهمیدم دیگه برام فقط یه همگروهی نیستی.
آوا، من... من دوستت دارم.
آوا:
خشکم زده بود. نمیدونستم چی باید بگم. انگار مغزم از کار افتاده بود و حتی نمیتونستم درست بهش نگاه کنم. مطمئن بودم صورتم سرخ شده و کلی هم عرق کردم!
من؟ آرش؟ یعنی همون پسری که از روز اول مدام باهام شوخی میکرد و روی اعصابم میرفت، واقعاً دوستم داشت؟!
آرش:
با دیدن سکوت آوا، توی دلم گفتم:
«فکر کنم خراب کردم... اون اصلاً منو دوست نداره. مطمئنم جوابش منفیه.»
سعی کردم لبخند بزنم و گفتم:
ـ نیاز نیست الان جواب بدی، میتو...
آوا:
ـ یعنی اون دختری که ازش حرف میزدی، من بودم؟!
پایان پارت ۲۶📖
پارت ۲۷ | همون دختر
آرش:
با تعجب بهش نگاه کردم.
ـ آره خب، معلومه که تو بودی! فکر کردی درباره کی حرف میزدم؟
آوا:
ـ نمیدونم! شاید یکی از اون دخترایی که هر روز بهت پیام میدن!
آرش:
خندیدم.
ـ خانم مرادی، شما الان داری از من بازجویی میکنی یا میخوای جواب اعترافم رو بدی؟
آوا:
ـ اصلاً کی گفته من باید جوابت رو بدم؟!
این رو گفتم، اما نتونستم جلوی لبخندم رو بگیرم.
آرش:
ـ آهااا، پس هنوزم میخوای عذابم بدی؟
آوا:
نگاهش کردم و آروم گفتم:
ـ شاید...
آرش:
ـ شاید چی؟
آوا:
ـ شاید منم یه حسی بهت داشته باشم، آقای نادری!
برای چند ثانیه فقط نگاهم کرد. بعد لبخندی زد که تا حالا روی صورتش ندیده بودم.
ـ میدونی چیه، خانم رکورددار؟ فکر کنم بالاخره توی یه چیزی رکورد زدم.
ـ چه رکوردی؟
ـ تونستم کاری کنم که بالاخره اعتراف کنی ازم خوشت میاد!
ـ آرش نادری، خفه شو! 😂
پایان پارت ۲۷ 📖
درود
دلیل اینکه این چند روز کمتر پارت میذارم؟
خب راستش من اولاش خودم نمینوشتم ولی این چند روزه تصمیم گرفتم خودم بنویسم
و خب میدونین دیگه حجم درس ها و...
برای همین دیگه نمیتونم هرروز پنج پارت بدم ممکنه یک روز مثل همین امروز دوتا بدم
ممکنه هم یک روز نتونم پارت بدم
مرسی که درک میکنید چون واقعا حجم درس ها زیاده🥲💔🫶🏻
پارت ۲۸ | صحنهی رمانتیک
آرش:
ـ نشم چی؟؟
آوا:
ـ وای، بس کن! 😂
این رو با خنده گفتم.
آرش:
ـ باشه، آوا خانم! نمیخوام این صحنهی رمانتیک خراب بشه.
آوا:
ـ بیا بریم سر کلاس، دیر میشه!
آرش سرش رو تکون داد و هر دو با هم به طرف کلاس رفتیم.
آوا:
داشتم به سمت کلاس میرفتم که نیکا رو جلوم دیدم. یهو پرید بغلم!
نیکا:
ـ آواااااا! دلم برات یه ذره شده بودددد! 😭❤️
آوا:
ـ وای، نیکا! خودتی؟؟
نیکا:
ـ نه، پس روحمه! 😂
نیکا مسافرت بود و امروز برگشته بود. خیلی خوشحال بودم که بالاخره بعد از یه ماه دوباره میدیدمش.
نیکا:
ـ اون پسره کی بود داشتی باهاش حرف میزدی؟ نکنه خبراییه؟ 👀
آوا:
ـ آره. چیز... نه، نه، نه! وای، کاش من لال شم!
نیکا:
ـ اووووه! پس خبراییه!
آوا:
ـ نه، اصلاً! چه خبری؟ من از اون پسر...
آرش:
وسط حرفم پرید و گفت:
ـ از اون پسر؟؟ 😏
آوا:
ـ وایــــییی! میشه دو دقیقه دهنت رو ببندی؟!
آرش:
ـ نخیر! من اولین باره که...
نیکا:
ـ اسمم نیکاست، شما؟
آرش:
ـ آها، بله! من اولین باره نیکاخانوم رو میبینم. اسمم آرشه، خوشبختم!
دستش رو جلو آورد تا با نیکا دست بده، اما من سریع دستش رو عقب کشیدم!
از رفتار خودم تعجب کردم. به نظرم اونا هم تعجب کرده بودن، چون هر دوشون الان به من زل زده بودن!
پایان پارت ۲۸📝
پارت ۲۹ | یه پیشنهاد غیرمنتظره
آوا:
با دستپاچگی گفتم:
ـ چـ... چیزه، دست آرش خیلی کثیف بود!
آرش:
ـ جانــــم؟؟؟؟
نیکا:
ـ میشه بگین چی شده؟
آوا:
ـ هیچی، هیچی! بهت گفتم که دستش کثیف بود!
نیکا:
ـ باشه، منم باور کردم!
آوا:
ـ کافیه! برین سر کلاس، قبل از اینکه استاد برسه. چون بهم گفته دفعهٔ بعد دیر بیام...
آرش:
حرفم رو قطع کرد و گفت:
ـ نمیذاره بیای داخل کلاس!
نیکا:
ـ اوهوم، باشه. بریم!
°-° بعد از کلاس، بیرون از محوطهٔ دانشگاه
آوا:
با نیکا منتظر بودیم تاکسی برسه تا با هم بریم خونهٔ ما که یهو یه ماشین شاسیبلند جلومون وایساد.
با دقت که نگاه کردم، دیدمش.
آرش!
آرش:
ـ چرا وایسادین؟
آوا:
ـ با اجازهٔ شما، منتظریم تاکسی بیاد!
آرش:
ـ لازم نکرده! بیاین سوار شین، خودم میرسونمتون.
آوا:
ـ نه، آقای محترم! خودمون میرسیم، راضی به زحمت نیستیم.
آرش:
ـ گفتم بیاین بشینین!
نیکا:
ـ اَه، آوا! انقدر مسخره نباش، بیا بریم دیگه!
آرش:
ـ یکم از دوستت یاد بگیر!
نیکا دستم رو کشید و به طرف ماشین برد!
آرش:
ـ خب، یه کافه بریم؟
پایان پارت ۲۹ ❤️
عضویت داخل این چنل الزامی نیست
چنل اصلی جوین باشید
چنل اصلی جوین نباشی راضی نیستم
@planet_Cat