من که بیمارستان بودم
پسر خالم فقط کنارم بود
فرداش زنگ زدم
گفتم محمد ایشالا سر اغتشاشات بعدی وقتی تیر خوردی بیام بیمارستان که جبران شه
(چون خیلی اختلاف نظر داریم)
بعد گفت پسر تو اصن آدم بشو نیستی
باید به دکتر میگفتم کولونوسکوپی روت بره
که دیگه خدا رو شکر بخیر گذشت