منچ بازی کردن با پسرهای زپرتی و هزار بار زدن هرکدومشون بینهایت فرح بخش بود
بنده خدا انقدر انتقام انتقام کرد فک کنم امشب خوابش نبره از فکرش
هدایت شده از نازنینباطعمچای﹏
آنچه در تابستان گذشت: