نازنین
یکی هم آخر زنگ اجاره گرفت ازم بره بیرون ( نماینده شدم) توقع نداشتم
آفرین منم نماینده شدم
میخواستم امسال یکم فروتن تر باشم و مث دلقک اولین نفر نپرم بالا برا نماینده شدن ولی هر چی صبر کردم همه عین ماست نشسته بودن هیچ واکنشی نمیدادن نشد متاسفانه فروتن بمونم💔
آها اینو تا حالا نگفتم یکی از چیزاییه ته فک کنم هیچوقت یادم نمیره از کلاس هفتم(هربار کمرنگ میشه یکی یادآوری میکنه✨)
روز اول هفتم همون اول کلاس که همه ساکت بودن خجالت میکشیدن معاون اومد نماینده انتخاب کنه بعد تا گفت داوطلبا دست بگیرن با بیشترین سرعت ممکن دستم تا تونستم گرفتم بالا بعد انتظار داشتم همه دست بگیرن ولی یکم طول کشید که بفهمم فقط خودم دست گرفتم و حتی بعدشم هیچ کس دیگه ای نخواست بشه
دیگه خلاصه اون روز نماینده شدم و خب حداقل همه همون ثانیه اول آشنا شدن بام و اینا یکی از خاطره های مورد علاقمه
هدایت شده از ملجأ
های های
نیلان اومده با یه تقدیمی جدید
شما این پیام رو توی چنلتون فور میکنید و لینک چنل و نیکنیم/ اسمتون پیوی بنده ارسال میکنید(اگر هم چنل ندارید مشکلی نداره)
من هم بر اساس وایبتون یه مودبورد براتون میسازم میگم توی زندگی قبلی چه کسی یا چه موجود افسانه ای بودید و شاید یه سناریو کوچولو هم تقدیمتون کردم(قراره بدبخت بشم) و در نهایت یه آهنگ از پلی لیستم که حس میکنم وایب شما رو میده تقدیمتون میکنم
این تقدیمی هم برای ممبر هاست و هم چنل ها
ظرفیت تا هر زمان که اعلام کردم«لطفا قبلش چک کنید حتما که شرمنده ی کسی نشم»
زمان تحویل هم نامشخص چون دانشگاه حسابی سرم رو شروع کرده😅
نازنین
منظورت چیه که تو اصفهانی و شیرازی پرسنی
من که بزرگترین فن و شیفته اصفهان و همه چیشم حرفی توش نیس اصن