#اشعار_شما
در دلم غم بزرگیست غمم مثل کوه بزرگیست شاید هم نادانیست این کجای معرفت زندگیست دویدم تا در چشم همه باشم چه شد؟حال باید تنها باشم همه روز خود را رها کردم همیشه خود را برای دیگران برباد کردم آخرش تنهایی من را گرفت آن کارها من را به زنجیر گرفت همه زدند طعنه بر روی من شکستندوخورد کردند قلب من شعرم باید بلند باشداز ته قلب و وجودم باشد شاید برای اینکه خودم نبودم از از خودم چندان دور بودم زجر بکشم آنقدر که روحم از جسمم بیرون بکشم #خط_من
مژه بر هم نزنم آینهسان در همه عمر
بسکه در دیده من شوق تماشای تو بود
#حزینلاهیجی
@pooems