پرتقال
1404/12/14
آقا جان
امروز هم دینی که بر گردنمان بود را ادا کردیم
آمده بودیم به خیابان
از بزرگتر تا کوچکترمان
از ماشین آخرین مدل تا موتوری که با صلوات روشن شده بود
از کالسکه تا آغوش پدر
از مادری که با یک دست پرچم را نگه داشته بود و با دست دیگر مادری میکرد
همه آمده بودیم تا عقیده ی وطن دوستی مان را یک صدا سر بدهیم
تا مبادا دشمنمان هوای ذره ای از خاک وطنمان به سرش بزند
نوای خیبر خیبر یا صهیون را سر میدادیم
و یک صدا حیدر حیدر میگفتیم
اما بیمارستان کنار خیابان را که میدیدیم
صدا کم میکردیم
تا مبادا هموطنانمان دلخور شوند
ما همان ملتی هستیم که امام خمینی (ره)
میفرمود
بکشید ما را ملت ما بیدار تر میشوند
#روایت_رمضان
@portagall
هدایت شده از توابین | سید مصطفی موسوی
لطفا به بچههاتون استرس ندید، جلوشون اخبار نخونید و پخش نکنید، بیش از پیش بهشون محبت کنید و بغلشون کنید. حتی اگه بچهتون ۳۰ سالشه
@ir_tavabin
هدایت شده از اخترپنجم؛
چیزایی که دیدم رو میتونم بعدا واسه ی نوه هام به عنوان افسانه تعریف کنم