از لَحاظِ روحی نیاز دارم
سرِ اینکه نصفِ بیشترِ پَتو رو کی باشه
باهم دَعوا و جِلف بازیایِ عاشِقانه دَراریم .
من آسمان پر از ابرهای دلگیرم
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم .
این که من الان مجردم تقصیر شماهاست. همتون باهم منو از خدا میخواین
خدا هم اعصابش خرد میشه میگه اصن به هیچکدومتون نمیدمش .
تو انقد خوبی که میخواهم خدایی که تورا آفرید را ببوسم؛ راستی گفتی خدایت کجاست؟
نزدیک به رگ گردنت؟ ..
ترجیحم سکوت تو اوج انزواست؛ جایی که حرف نزدن امنتر از توضیح دادنه، و تنها بودن آرومتر از جنگیدن برای فهمیده شدنه. اونجا که دیگه قرار نیست خودت رو ثابت کنی، قرار نیست ترجمهی احساساتت رو به کسی تحویل بدی. سکوت برای من فرار نیست، پناهه؛ فرصتیه برای جمعوجور کردن خودم، برای شنیدن صدای درونم، برای اینکه یادم نره کیام و چی میخوام. بعضی وقتا آدم تو شلوغی گم میشه، اما تو انزوا خودش رو پیدا میکنه.