هر چیزی که توی قلب هست رو نمیشه گفت .
پس خدا آه کشیدن ، اشک ، خواب های طولانی و خنده های سرد را آفرید .
یهو نگاه میکنی میبینی اونقدر سکوت کردی که شوقِ خیلی چیزا رو از دست دادی .
آدم نمیتونه از کسی که دوسش داره دست برداره . یعنی حتی اگه خودشم بخواد دلش این اجازه رو نمیده واقعیتش اینه که شاید برای چند ساعت عصبانی بشی ، اظهار بی تفاوتی کنی ، یا به خودت تلقین کنی که آره پیگیرش نیستی و دست برداشتی ازش ؛
اما این دل مگه دست برمیداره ؟ هزار بارم خودتو راضی کنی که برات مهم نیست و بهش فکرنمیکنی اما با کوچیکترین نشونه یا چیزی مثلش ، صداش یه عطر یا یه نگاه یا پیام قلبت شروع میکنه به زدن انگار خودتم میشنویش .
واقعیت اینه وقتی یک نفرو از ته دلت دوسش داشته باشی دل کندن ازش ممکن نیست .
تهش یه جایی بالاخره قبول میکنی که باید رها کنی ،
نه چون نخواستی ، چون نمیشد .
چون گاهی علیرغم همه تلاشهات ،
نمیتونی بعضی چیزها رو تغییر بدی .
ولي تو تنها کسی بودی که فکر میکردم هیچوقت ، قرار نیست قلبمو بشکنه .