« پِـرایـوِت | 𝑷𝒓𝒊𝒗𝒂𝒕𝒆 »
ـــــــ
برات عذابه ، به دست و پای خواهرت طنابه
برات عذابه ، که روی نی سره طفل ربابه ..
همین واسه زدن امشب ما بس ، مردای نامحرم ریختن تو خونهی علی ..
مادر سادات ُکتک زدن .. ، اگر تو مدینه جرعت این کارو نداشتن کِی تو کربلا جرعت میکردن سیلی به زینب کبری بزنن ..
دم غروبه سرت به نیزه ، نگاه خواهر و همسرت به نیزه
تنت به گودال به زیر مرکب ، تو رفتی حالا بی چاره زینب ..
شمر ِبی سرو پا ، خیلی بد دهنه ..
با وضو اومده تا سر تورو بکنه ..
غمه زینب اینه حسین بی کفنه ..
می رم اسارت ، تو کوفه می شه به خواهرت جسارت ..
می رم اسارت ، زدن با شلاق دختر سه سالت .. 💔
داره ز کوفه گلایه زینب ، زدن ربابو پا به پای زینب
رمق نمونده برای زینب ، شده غریبه آشنای زینب ..
خواهر تو اخا دیگه بی رمقه
یه یهودی داده به زینبت صدقه
حال و روز زینب ورق ورق ورقه ..