ابجیمو رسوندیم راه آهن که یه ساعت دیگه بره مشهد با مدرسه، با اینکه [هر روز با هم دعوا میکنیم و روزی نیست که بهش نگم - ازت بدم میاد - ] از همین الان خیلی دلم واسش تنگ شده و اصن اشک:)))
هدایت شده از IT'S MELIKA
راستی گفتم سیدمو دیدم؟
چقد قشنگ و مهربون و دوستداشتنی بود؟
گفتم چه کادوی قشنگی برام آورده بود؟
چقدددددد کاغذ کادوش خوشگل بود؟
چقدددد خودِ کادوش قشنگ بود؟
چقددددددددد بغلش کردم؟
و چقد خوب بود وقتی حرف میزدیم؟
و از اون مهم تر...
همین الان، چقدر دلم تنگ شده براش؟
پرایوت سید .
یکی دیگه از بچه های مجازی توفیق زیارت منو پیدا کرد😏✨
نازنین زهرای خوش خنده ؛
تولدت هزاران بار مبارك دختر💙:)