باسمه تعالی
دردنامه: زندانی شدن رسایی
امروز از دریافت خبر محکومیت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای رسایی به ده ماه زندان به جرم نشر اکاذیب بسیار ناراحت شدم و نگرانی عمیقی برای آیندۀ انقلاب اسلامی بر دلم سایه افکند. بنده همچون دیگران از اجرای عدالت و قانون خرسندم اما گلایهمندی از این بابت است که خاصیت شمشیری که ابوالحسن خان صدیقی ۸۰ سال قبل به دست فرشتۀ عدالت داد و مجسمۀ معروفش را در کاخ دادگستری برپا کرد اکنون تغییر کرده است. متأسفانه مدت مَدیدی است که لبهای از آن شمشیر عدالت کُند و زنگزده شده است که برای مفسدان بزرگ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی به کار میرود اما لبۀ دیگر را تیزتر و حتی زهرآگین کردهاند تا در خدمت برخی دلباختگان انقلاب اسلامی باشد.
آقای رسایی یکی از سرداران رشید انقلاب اسلامی است که در مجلس شورای اسلامی همواره از حق و عدالت دفاع کرده است. رسایی کسی است که در مقابل آقای قالیباف رئیس مجلس همچون ابوذر تمام قد میایستاد و آنچه را در عملکرد ایشان خطا میدانست تذکر میداد. در معرفی شخصیت آقای قالیباف به همین قدر بسنده میکنیم که نامبرده در حالی که بر صندلی ریاست مجلس نشسته بود بر سر استاد محترم دانشگاه شهید بهشتی و اقتصاددان معروف و انقلابی جناب آقای دکتر صمصامی نمایندۀ مردم تهران فریاد زد و کلمات بسیار نامناسبی را بکار برد و لکۀ سیاهی بر کارنامۀ ریاست مجلس برجای گذاشت. بیان حقایق به زبان رسا در مقابل شخصیتی مانند آقای قالیباف از افتخارات آقای رسایی است.
آقای رسایی از نخستین روزهای حضور مردم مبعوث با سخنرانیهایش در خیابانها علیه سلطهجوییها و زیادهخواهیهای آمریکای جنایتکار و دلباختگان داخلی ترامپ ملعون فریادها زد و به اجتماعات خودجوش مردمی گرمی بخشید و آنان را در مسیری که امام عزیز و بزرگوارمان توصیه کردهاند هدایت کرد. آقای رسایی همچون خورشیدی بود که در شبهای تاریک بر آسمان خیابانها بر مردم مبعوث میدرخشید و ستارههای امید را در دل جوانان انقلابی و جانفدا فروزان میکرد.
اکنون نیروهای مبعوث مردمی از حضور رسایی عزیز محروم شدهاند زیرا که فرشتۀ عدالت او را به جرم نشر اکاذیب دستگیر کرده و این پهلوانِ صحنۀ اصلاحات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را در گوشۀ زندان به کُنجی انداخته است. گوئی مجسمۀ بانوی عدالت چشمهای زیبایش را بر روی امپراطوری رسانههای منحط در کشورمان بسته است و از فریب و نیرنگ و نشر اکاذیب آنها بیخبر است. آیا بانوی عدالت از این حقیقت غافل است که این رسانهها با نشر اکاذیب چگونه فکر و قلب جوانان و نخبگان و روشنفکران عزیز ما را مانند موریانه در خفا میخورند و میتراشند و آنان را به سمت تسلیم و وادادگی در قبال جنایات جنگی ترامپِ خبیث و رژیم جعلی و کودککش صهیونی سوق میدهند؟
وقتی به درستی بنگریم قطعاً تصدیق خواهیم کرد که ضد انقلاب داخلی و اربابان سلطهجوی آنان در خارج از کشور از امشب که رسایی عزیزمان در زندان است تا حدی دلشان خنک شده است. اما دلشادی آنان طولی نخواهد کشید زیرا که در توهمات خویش غوطهور و از تاریخ مبارزات مردمی برای استقلال و آزادیخواهی بیخبرند. هیهات که بسیارند کسانی که امروزه در صحنۀ اجرا و قضا و تقنین به مرحلۀ بزرگپنداری رسیدهاند و متأسفانه سعادت دیدن حقایق را ندارند.
بنده در شرایط جنگ تمام عیار نظامی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی که نظام سلطه و استکبار جهانی بر انقلاب اسلامی تحمیل کرده است فقدان حضور این سردار بزرگ در جبهههای قانونگذاری و سیاست و فرهنگ را بسی تأسفبار و نگرانکننده میدانم. سؤال میکنم که چرا نخبگان و روشنفکران جامعه از جمله نمایندگان مجلس و دانشجویان و استادان و کارشناسان و پژوهشگران و روزنامهنگاران و قضات و مدیران میانی و ارشد چشمهای خود را بر حقایق تلخی بستهاند که امروز در بستهبندیهای زیبا مانند اجرای قوانین و رعایت عدالت و ضرورت وحدت و وفاق عرضه میشود؟ اگر شما عزیزان رویدادها را با چشم بصیرت تجزیه و تحلیل نکنید و موضعگیری صحیح نداشته باشید آنگاه در پیشگاه تاریخ و در محضر مبارک شهدای انقلاب اسلامی شرمنده و سرشکسته خواهید بود.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
مسعود درخشان- پنجم مهرماه ۱۴۰۵
💠 @Profderakhshan
دردنامه- زندانی شدن رسایی- 5 مهرماه 1405.pdf
حجم:
46.4K
دردنامه پرفسور مسعود درخشان درباره محکومیت حجتالاسلام والمسلمین رسایی
شمشیر دولبه عدالت! یک لبه کُند برای مفسدان و یک لبه تیز برای منتقدان!
متن کامل «دردنامه: زندانی شدن رسایی» را بخوانید.
۵ مهرماه ۱۴۰۵
💠 @Profderakhshan
هدایت شده از پرفسور مسعود درخشان
22.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در سالهای اخیر پرفسور درخشان بارها چه در سخنرانیهای عمومی چه دیدارهای خصوصی و چه در کلاسهای درس علاوه بر ارائه مباحث علمی و تخصصی، به اتفاقات روز جامعه واکنش نشان داده و در جهت حفظ منافع مردم لب به سخن گشودند. یکی از این مطالبات که به همت قوه قضائیه به مرحله کیفرخواست رسیده است هدر دادن منابع ارزی و طلای کشور در دوره ریاست آقای سیف بر بانک مرکزی بوده است.
اتفاقاتی از این دست در دوره فعلی نیز رخ داده و در حال رخ دادن است که انتظار میرود نهادهای مربوطه علاوه بر پیگیری مسائل گذشته، از اتفاقات پیشرو در آستانه انتخابات، پیشگیری کنند.
پن: سیف سال ۱۴۰۴ تبرئه شد
💠 @profderakhshan
3280714524084084480_308769811538096 (2).pdf
حجم:
48.8K
پیام پرفسور مسعود درخشان به یاد شهید دکتر مصباحالهدی باقری کنی (اعلیاللهمقامهالشریف) در مراسم (دیدار مصباح الهدی: گردهمایی شبکه ارتباطی شهید مصباح الهدی باقری) پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ + خاطرات استاد از شهید
مشاهده متن پیام
💠 @profderakhshan
پیام پرفسور مسعود درخشان به یاد شهید دکتر مصباحالهدی باقری کنی (اعلیاللهمقامهالشریف) در مراسم (دیدار مصباح الهدی: گردهمایی شبکه ارتباطی شهید مصباح الهدی باقری) پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
بسم الله النور
هرکه شود صید عشق کی شود او صید مرگ
چون سپرش مه بود کی رسدش زخم تیر
جملۀ جانهای پاک گشته اسیران خاک
عشق فرو ریخت زر تا برهاند اسیر
شهید مصباحالهدی باقری سالهای سال صید عشق بود و از نَفَحاتِ حیات طیبۀ پدر بزرگوارشان فقیه جلیلُالقدر و عارف ربانی حضرت آیتالله باقری کنی مُدَّ ظِلُّهالعالی بهرهها برد و خزائن قلبش را به انوار معرفت و مَحبت الهی مزین کرد. با توفیقات و عنایات الهی به حلقۀ اهل بیت امام شهیدمان رحمت الله علیه پیوست و از چشمۀ فیوضات آن حکیم فرزانه و بزرگمرد تاریخ تشیع قَدَّسَ اللهُ نَفسَهُ الزَّکیه توشهها اندوخت و از معرفت و مَحبت نردبانی ساخت که به عشق الهی صعود کند و رشد خود را در پرورش و پیشرفت دانشجویان و همراهانش ببیند.
شهید مصباحالهدی با الطاف الهی تَعیُنات دانشگاهی را در هم شکست و به جای نامآوری و کسب مراتب و مدارج دانشگاهی به رشد و اعتلای علمی و تربیتی دانشجویانش و استادان جوان همت کرد. گویی به خوبی دریافته بود که معلمی و انسانسازی شغل انبیاء است. مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام را بنیان نهاد تا فضای علمی و فرهنگی و تربیتی مناسبی فراهم شود که دانشجویان مستعد و متعهد در کنار استادان آگاه و دلسوز همفکری و مباحثه کنند و در میدانِ حل مسئله چنان کارشناسانی تربیت شوند که با نظام سیاسیِ ولایت همسو باشند تا بتوانند کشور را به سمت پیشرفت هدایت کنند. برای اعتلای مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام پیشنهاد میکنم که این نهاد علمی- فرهنگی را «مرکز رشد شهید مصباحالهدی» بنامیم بدین امید که برکات روزافزونی بر این مرکز نازل شود.
از بنده که شهید مصباحالهدی را از نوجوانیاش نور چشم خود میخواندم خواسته شده که خاطراتی از ایشان نقل کنم. خاطرۀ اول مربوط به کتاب فریب بزرگ است. از ابتدای نگارش کتاب قصد داشتم که آن را به حضرت آیتالله باقریکنی دامت برکاته تقدیم کنم. تقدیمنامهای نوشتم و روزی که نسخهای از کتاب رونمایی شد آقا مصباح عزیزمان آن متن را ملاحظه کردند و ضمن تعریف و تمجید به اصلاحاتی نیز اشارۀ مختصری داشتند. نکات اصلاحی ایشان چنان دقیق بود که انتشار کتاب را به تأخیر انداختم تا متن تقدیمنامه اصلاح شود. متنی که با کمک ایشان نهایی شد توانست مکنونات قلبی بنده نسبت به آن فقیه و عارف ربانی را به زیبایی حکایت کند. به آن شهید بزرگوار عرض کردم که میخواهم کتاب دیگری که در دست نگارش دارم به ایشان تقدیم کنم و تقاضا کردم که در آیندۀ نه چندان دور بنده را در نگارش متن آن تقدیمنامه نیز کمک کنند. هیهات که این نعمت از دست برفت اما همت و کوششم در نهایی کردن آن کتاب دوچندان شد.
خاطرۀ دیگری حضورتان عرض کنم. شهید مصباحالهدی گاه به گاه کتابی به بنده هدیه میکردند و یادداشتی در جوف آن میگذاشتند. کتابی در دی ماه ۱۴۰۱ به همراه یادداشتی خطاب به بنده از آن شهید والامقام دریافت کردم. یادداشت شهید مصباحالهدی چنین آغاز میشود: «همیشۀ دنیا دوست داشتم دوستی را به دوستی برسانم و از لذت همنشینی و مصاحبت آنها لذت ببرم. انگار این وصل و وصال موهبتی است که اگر نصیب گردد جای بسی شکر و فخر دارد.» نور چشمانم آقا مصباح عزیزمان در میانۀ یادداشت اینطور ادامه میدهند: «عجب فال و تماشایی است این وصال ... و آن خطی که این دو وجود را به هم ربط میدهد دغدغهمندی و عشقِ به مردم است. عشقِ به یاد دادن، عشقِ به حرکت و رشد دیگران و از همه بالاتر و برتر، عشقِ به حضرت حق جلَّ و علا.»
راه شهیدمان مصباحالهدی باقری نورانی و پر رهرو باد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
مسعود درخشان- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
💠 @profderakhshan