نامه سردار باقرزاده به صلیب سرخ جهت پیگیری وضعیت خلبانان ایرانی اسیر
سردار سیدمحمد باقرزاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح در نامهای به مریانا اسپولیاریک رئیس کمیته بین المللی صلیب سرخ خواستار پیگیری وضعیت سه خلبان ایرانی اسیر در قطر شد. در بخشی از این نامه آمده است:
برابر اطلاعات بدست آمده سه خلبان دیگر حادثه مورد اشاره، خلبانان (جواد صالحی، عبدالمجيد دشتیان و عمران بهروشیان) بطور زنده توسط نیروهای قطری به اسارت گرفته شدهاند که متأسفانه از آن تاریخ تاکنون دولت قطر با وجود سپری شدن ۶ ماه برخلاف همه قوانین و مقررات بینالمللی از جمله کنوانسیونهای چهارگانه ژنو درخصوص ضرورت مراعات حقوق اسرای جنگی حقوق مسلم این اسراء را نادیده گرفته و نقض نموده است و با وجود همه تلاشهای دیپلماتیک و پیگیریهای بعمل آمده، اجازه دیدار و مصاحبه و تماس اسراء با خانواده ها و مسئولان پیگیریکننده را نداده است که این امر در ذیل فصول مربوط به جنایات جنگی مورد توجه و رسیدگی است.
@Projectmeshkat
18.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این در هنوز روی همان پاشنه میگردد!
روز پنجشنبه 15 مرداد امیر سرتیپ خلبان مسعود جعفری معاون هماهنگکننده نیروی هوایی ارتش با حضور در شبکه خبر درباره برخی موارد مصاحبه کرد که در بخشی از این سخنان به عملیات دو جنگنده Su-24MK فنسر با هدف حمله به پایگاه هوایی العدید قطر نیز پرداخته میشود که روایات و گفتهها محل سوال و تعجب فراوان دارد!
باتوجه به اینکه قصد داشتیم تا زمان روشن شدن وضعیت خلبانان این دو جنگنده صبر کنیم و سپس به این عملیات بپردازیم و باتوجه به انتشار نامه ستادکل نیروهای مسلح برای پیگیری وضعیت سه خلیان اسیر شده توسط قطر، اکنون زمان مناسبی است تا برنامه مذکور و همچنین ماجرای حمله دو جنگنده Su-24MK به قطر را مورد بررسی قرار دهیم.
1/9
@Projectmeshkat
معاون هماهنگکننده نهاجا در گام نخست سخنان خود بیان میکند: «سامانههای پدافندی تاد و پاتریوت از این پایگاه محافظت میکردند».
نکته اول: باید اشاره شود که همانطور که نام سامانه تاد پیداست (Terminal High Altitude Area Defense) این سامانه وظیفه اصلی درگیری با اهداف بالستیک کوتاه و میانبرد در فاز ترمینال را دارد و مشخصا برای درگیری با سایر اهداف هوایی مانند جنگندهها و... توسعه داده نشده است!
نکته دوم: قطر تاکنون این سامانه را خریداری نکرده (اگرچه زمزمههایی در این باره شنیده میشود) و طبق اطلاعات موجود تاکنون در خاک خود نیز میزبان سامانه تاد متعلق به آمریکا نبوده است. نزدیکترین سایت پدافندی تاد به پایگاه العدید، سایت پدافندی تاد امارات واقع در الرویس است که آن نیز در فاصله تقریبی 190 کیلومتری از العدید قرار دارد (برد درگیری این سامانه 200 کیلومتر است).
نکته سوم: در ادامه نیز سخنانی درباره امکانات کشف دشمن و شبکههای راداری مستقر در منطقه سخنانی بیان میشود و رادار AN/FPS-132 قطر و توان آن برای کشف جنگنده مورد اشاره قرار گرفته و بیان میشود این رادار در العدید مستقر بوده است! فارغ از اینکه این رادار بخشی از شبکه هشدار زودهنگام ضدبالستیک آمریکا محسوب میشود و هدف ساخت و استقرار آن رصد و کشف زودهنگام شلیک موشکهای بالستیک در منطقه است، این رادار در استان الخور و در نزدیکی منطقه وادی الدحول در شمال قطر قرار گرفته و در پایگاه العدید که در جنوب قطر واقع شده، ساخته نشده است!
از معاون هماهنگکننده نیروی هوایی انتظار میرود حداقل به اطلاعاتی در این سطح که درحد اطلاعات عمومی و رایج محسوب میشود، احاطه بهتری داشته باشند!
2/9
@Projectmeshkat
در طول این برنامه به عملیات دو جنگنده Su-24MK فنسر نهاجا در جریان حمله به قطر نیز پرداخته میشود. برای بررسی این واقعه باید به روز 2 مارس (11 اسفند - دو روز پس از آغاز جنگ) بازگردیم.
در 2 مارس وزارت دفاع قطر اعلام کرد نیروی هوایی این کشور دو جنگنده Su-24MK ایرانی را سرنگون کرده است. با وجود اینکه از زمان انتشار این خبر تا پس از آتشبس هیچیک از مقامات کشور هیچ واکنشی نسبت به این خبر نداشتند، شبکه الجزیره پس از جنگ و در جریان برنامه «ما خفي أعظم | على خط النار» که به جنگ 40 روزه و حملات ایران به قطر میپردازد، برای اولینبار تصاویری از بقایای این دو جنگنده را به نمایش میگذارد.
پینوشت: بخشی از سکان عمودی یکی از دو جنگنده Su-24MK نهاجا با پرچم ایران و به رجیستر **68-3 در کنار سایر قطعات جمعآوری شده توسط قطر بهنمایش درآمده است.
3/9
@Projectmeshkat
در ادامه برنامه شبکه الجزیره، سرهنگ ناصر محمد الکبیسی از روابط عمومی وزارت دفاع قطر روایت مهمتری از اتفاق بیان میکند!
مجری در سوالی بیان میکند: «آیا این جنگندهها مسلح بودند؟» که سرهنگ الکبیسی در پاسخ بیان میکند: «براساس اطلاعات تأییدشده و تأیید خلبان، هر دو حامل بمب بودند». پیش از اینکه ستادکل نیروهای مسلح با انتشار نامه فوق اعلام کند سه خلبان دیگر این دو جنگنده سالم و در اسارات قطر هستند، این بخش از سخنان مسئول روابط عمومی وزارت دفاع قطر نشان میداد خلبانان ایرانی در اسارت این کشور قرار دارند؛ چراکه مشخصا هدف سخن او خلبانان قطری نیست که در این صورت میتوانست از عبارت خلبانان ما (طیارنا) استفاده کند.
از سوی دیگر معاون هماهنگکننده نهاجا دو هفته قبل درباره وضعیت سه خلبان دیگر بیان میکند «اطلاعات در این باره ناقص است و از سوی وزارت امورخارجه و سایر منابع، اطلاعات دقیقی دریافت نکردیم». پیش از این نیز دریادار سیاری معاون هماهنگکننده ارتش درباره سرنوشت خلبانان بیان کرد وضعیت خلبانان نامشخص است.
اینکه چطور نهاجا از موفقیت این عملیات اطلاع دارد اما سرنوشت خلبانان نامشخص خود بخش عجیب ماجرا است اما از سوی دیگر عملکرد وزارت خارجه جای تعجب فراوانتری دارد! وزارت امورخارجه باید پاسخ دهد که چطور با از گذشت پنج ماه از اسارت خلبانان و گذشت چهار ماه از آغاز آتشبس، تاکنون پیگیری دقیقی برای تعیین سرنوشت سه خلبان ایرانی نکرده است؟ آیا جان نیروهای مسلح و نگرانی خانوادههای آنان ارزش پیگیری مستمر برای پاسخگو کردن طرف قطری و ارائه اطلاعات دقیق از سرنوشت خلبانان ایرانی را ندارد؟!
نکته مهمتر بعدی این است که در نامه ارائه شده به صلیب سرخ، عدم رعایت قوانین بینالمللی برای سه خلبان اسیر ایرانی در قطر گوشزد شده است! در این مورد باید سوال کرد که پس از تحمیل دو جنگ علیه ایران در ژوئن 2025 و فوریه 2026 (دو جنگ علیه ایران به فاصله 8 ماه و 18 روز!!) و هدف قرارگرفتن نقاط متعدد غیرنظامی، مدرسه، زیرساخت اقتصادی و... در هر دو جنگ توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی آیا همچنان انتظار اجرای قوانین بینالمللی را میکشید و هنوز به ناکارآمدی این قوانین و عدم پایبندی کشورها به آن پی نبردهاید؟ آن چیزی که طرف مقابل میفهمد نه قوانین بینالمللی بلکه زبان زور است!
نیروی هوایی آمریکا برای خارج کردن دو خلبان جنگنده F-15E که در میانه جنگ در آسمان ایران اجکت کردند، دو عملیات جستجو و نجات رزمی (CSAR) را با قبول خسارات متعدد و پذیرش ریسک اجرای آن، در عمق خاک کشور انجام داد و سرانجام خلبانان خود را از ایران خارج کرد و مانع از اسارت آنان شد! مشخصا ارزش جان پرسنل آموزش دیده در تمام ارگانهای نیروهای مسلح بسیار بالاست و نباید گذاشت تا جان آنان با سهلانگاریهایی این چنین، بهخطر بیفتد اما اکنون شاهدیم که در تعیین سرنوشت آنان نیز کوتاهی صورت گرفته که حقیقتا بسیار حیرتآور است!
5/9
@Projectmeshkat
نکته مهم دیگر، نوع طرحریزی عملیات است که اگر بهطور خلاصه بیان کنیم گویا معاونت عملیات نهاجا در دوران جنگ با عراق فریز شده است!
درحالی که وضعیت صحنه نبردهای کنونی کاملا نسبت به دهه 80 میلادی دگرگون شده، نهاجا طرح عملیات خود را همچنان مانند گذشته برنامهریزی کرده، بهطوری که خلبان باید با پرواز در ارتفاع پایین خود را به محدوده هدف و در موقعیت رهاسازی بمبهایی برسانند که فاقد هرگونه کیت هدایتی بوده و به دلیل سقوط آزاد بودن، خلبان مجبور است تا ضمن پذیرش ریسک بالا، نزدیک موقعیت هدف شود!
براساس گفته خلبانان حاضر در جریان حمله به کویت، ارتفاع پروازی آنان بسیار پایین بوده و دو جنگنده Su-24MK نیز در ارتفاع 20 تا 30 متری از سطح دریا پرواز میکردند. علت انتخاب چنین طرحی برای تهاجم به کشورهایی که رینگ سنگین پدافندی و نیروی هوایی به مراتب توانمندتر از ایران دارند این است که نهاجا همچنان از تسلیحات منسوخی استفاده میکند که حتی یک کیت ساده هدایت ندارد؛ بنابراین طرحی جز چنین طرح عملیاتی وجود ندارد! نهاجا سالهاست رزمایشهای خود را با این طرح منسوخ انجام داده که پیش از این به معایب آن اشاره شده بود!
6/9
@Projectmeshkat
اگرچه اطلاعات مستندی جز روایت قطری از این ماجرا وجود ندارد اما باتوجه به وضعیت نهاجا، میتوان حدس زد مسلح بودن جنگندهها به بمب درست بوده و احتمالا این دو جنگنده به بمبهای سقوط آزاد فاب یا بمب هدایت لیزری KAB-1500 مسلح بودند.
باید از نهاجا سوال شود علیرغم گزارشات سالانه فرماندهان اسبق نهاجا در روز 19 بهمن به فرماندهی کل قوا درباره آمادگی تجهیزات خود، علارغم نمایش مسلح بودن جنگندهها به تسلیحات دورایستا مانند بمبهای یاسین و موشکهای کروز ضدکشتی و مسلح بودن فنسر به موشک کروز عاصف و علارغم مصاحبههای متعدد چطور این تسلیحات در شرایط رزمی استفاده نشد؟
ممکن است بیان شود این تسلیحات توسط ودجا تولید انبوه نشده و ودجا صرفا تسلیحات را برای شواف نمایش داده و امکان استفاده از آن نبوده! حتی با این توجیه غیرقابل قبول و وجود انتقادات جدی به ودجا که از حوصله بحث خارج است، نهاجا با وجود اطلاع از این موضوع چرا به کارهای نمایشی روی آورد و خود را مجهز به تسلیحاتی نشان داد که امکان استفاده عملیاتی از آن را نداشته است؟ آیا این اقدامات چیزی جز گزارشات پوچ و مهمل است؟
7/9
@Projectmeshkat
در این بخش سوال مهم بعدی این است که سرنوشت تسلیحات تخصصی جنگندههای Su-24MK که پس از خرید این جنگندهها از روسیه دریافت شده بود چه شد؟
تسلیحات قابل حمل این جنگنده در ایران درکنار بمبهای منسوخ سقوط آزاد خانواده فاب و KAB-1500، موشکهای Kh-29T/L و Kh-25ML و موشک ضدرادار Kh-58 درکنار غلاف Fantasmagoria است که جز موشک ضدرادار Kh-58 با حداقل برد 120 و حداکثر برد 200 کیلومتر، امکان حمله دورایستا را فراهم نمیکنند؛ با این حال حتی این تسلیحات نیز سالها در رزمایشها غایب بودند.
منسوخ بودن این تسلیحات در جنگ اوکراین بهوضوح آشکار شد، جایی که چندین فروند جنگنده تهاجمی Su-34 به دلیل استفاده از تسلیحات فاقد سیستم هدایت توسط پدافند هوایی اوکراین سرنگون شد؛ مسئلهای که آغازگر ساخت تسلیحات هدایت شونده و دورایستا در نیروی هوایی روسیه شد. بنابراین حتی اگر فرض کنیم عملیات بمباران العدید با استفاده از بمبهای KAB-1500L انجام شده باید اشاره کرد این بمب نیز به دلیل سیستم هدایت لیزری و لزوم حفظ قفل، جنگنده حامل را در معرض خطر انهدام قرار میدهد و استفاده از آن در صحنه نبرد امروزی اصلا عاقلانه نیست!
8/9
@Projectmeshkat
🔴 نهاجا اکنون با مشکلاتی ترکیبی ناشی از طراحی عملیات منسوخ با استفاده از ناوگانی بهشدت منسوخ و تسلیحاتی بسیار منسوختر دست به گریبان است که کلید حل کردن آن در وهله نخست بهجای مقصر شمردن بقیه ارگانها، در خود نیروی هوایی است! در این حوزه میتوان به استفاده ادامهدار تسلیحات فاقد سیستم هدایت در سازمان رزم نهاجا اشاره کرد.
🔴 با وجود تمامی مشکلات مالی و فنی، ساخت یک کیت هدایت برای بمبهای سقوط آزاد و تبدیل آنها به بمبهای هدایتشونده دورایستا مطمئنا کاری است که حتی در توان جهادخودکفایی نهاجا نیز قرار دارد اما همچنان شاهد عقبماندگی این نیرو در بخشهای پیشپاافتاده هستیم. در این موضوع خاص میتوان شرکت اماراتی EDGE Group را مثال زد که در سال 2019 فعالیت خود را آغاز کرد و یکی از محصولات آن در حوزه تسلیحات هواپرتاب، کیت هدایت ماهوارهای برای بمب سقوط آزاد MK-81 است که دست بر قضا در سازمان رزم نهاجا نیز وجود دارد!
🔴 بسیار جالب است که یک کشور مانند امارات و یک شرکت تازه تأسیس شده اماراتی مانند EDGE Group که با نگاهی به لیست محصولات آن میتوان فهمید قطعا جز مونتاژکاری محصولات غربی کار دیگری نمیکند، وضعیت صحنه نبردهای امروزی، تهدیدات و نیازهای آن را بهدرستی درک کرده و برای رفع این نیاز کیتهای هدایت ماهوارهای خریداری و مونتاژ کرده است. با این حال نیروی هوایی ارتش با چنین سابقهای و با پشت سر گذاشتن یک جنگ فرسایشی 8 ساله و دیدن میدان نبرد سوریه و اهمیت حضور نیروی هوایی در آن و مشاهده کردن وضعیت میدان نبرد روسیه و اوکراین و تهدیداتی که باعث شد نیروی هوایی روسیه با لوازمی ساده مانند ورقههای فلزی و اتصالات ساده دست به تولید کیت هدایت مشهور به UMPK برای بمبهای سقوط آزاد خانواده FAB بزند بهطوری که طبق گزارشات برد یک بمب سقوط آزاد فاب را به حدود 80 کیلومتر میرساند؛ با این حال نیروی هوایی ارتش همچنان خود را منسوخ نگهداشته است!
🔴 نیروی هوایی اکنون لازم دارد نهتنها در حوزه تسلیحات و تجهیزات، بلکه در حوزه فرماندهی، برنامهریزی، طرحریزی عملیات و... بهروزرسانی شود. این امر باید با اعزام ردههای ارشد ستادی به کشورهایی مانند چین و روسیه صورت بگیرد تا ضمن آموزش رویههای عملیاتی بهروز، از طرحهای عملیاتی منسوخ فاصله گرفته شود در غیر این صورت حتی با وجود دریافت تسلیحات بهروز برای نیروی هوایی، شاهد عملکرد ضعیف و کمتر از حدانتطار تجهیزاتی خواهیم بود که بهدلیل عدم طرحریزی مناسب و بهکارگیری درست راندمانی نخواهند داشت!
🔴 در پایان باید قدردان خلبانان، پرسنل فنی و خدمه زمینی بود که با وجود تمامی مشکلات و ضعفهایی که آنها در شکلگیری و ادامه داشتن آن نقشی نداشتند، با جانفشانی و شجاعت بسیار زیاد و در وضعیتی که نسبت به ریسک بالای عملیات و احتمال بازگشت پایین خود آگاه بودند، دستورات را برای انجام عملیاتهای تهاجمی اجرا کردند.
🔴 قدردانی کوچکترین کاری است در قبال شجاعت و جانفشانی رزمندگان حاضر در میدان نبرد در تمامی عرصهها (از اپراتورهای لانچر موشکهای بالستیک تا پرسنل پدافندی مستقر در مراکز کنترل و فرماندهی و...) توسط ما قابل انجام است. درنهایت از خداوند متعال برای سرتیپ دوم خلبان شهید مجید کاظمی درخواست علو درجات، برای خانواده این شهید بزرگوار درخواست صبر و برای سه خلبان دیگر که در قطر اسیر هستند، آرزوی صحت و سلامتی و بازگشت سریعتر به کشور را داریم.
9/9
@Projectmeshkat