#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
https://eitaa.com/promisee2/1026
اوفففف تو منتخباتم؟💋
میان تمام شاسگول ها تو را تنها گزیدم😘💍✨
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
سلام هدی جان خوبی؟ میشه یه راهکار بدی و راهنمایی کنی؟ من میخوام از دست این سریال های کره ای خلاص بشم😂 احساس میکنم دارم آسیب میبینم اگه میشه کمکم کن:)
سلام عزیزم
ممنون تو خوبی؟
باید یه جایگزین برای سریال پیدا کنی. بهترینش کتاب خوندنه. اول هم میتونی از کتاب های داستانی شروع کنی که کشش بیشتری داره. و راه چیزایی که باعث میشه وسوسه شی که بری سراغش رو ببندی. مثلا اگه پیج و کانال هایی داری که کلیپ از کیدراما میذارن رو آنفالو کنی.
فکر کنم اونقدرام سخت نیست. الان برای من کیدراما دیدن سخت شده چون حس میکنم هیچ سریالی جذبم نمیکنه.
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
https://eitaa.com/promisee/14732
چرا زلیخا رو جر بده .
اونیکه باید جر بخوره یوزارسیف هست.
اره خب ولی نمیشه پیغمبر خدا رو جر داد🗿
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
🔴 جالبه بدونید آسناتی که الان داره از حقوق زلیخا دفاع میکنه تو تاریخ اومده که زلیخا رو مسموم کرده و به قتل رسونده :)
https://eitaa.com/promisee/14732
فک کنم صدات به گوشش رسید😂😂😂😂😂
😂😂😂
منم شنیدم ولی نمیدونم چقدر سندیت داره.
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
فرشت چه خوشگله
چرا شکست؟
مرسی🥺
از درش گرفته بودمش و یهو درش باز شد و افتاد
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
https://eitaa.com/promisee/14742
الهی... چقدر سخت...😢😂😂
حس میکنم شوهرمی که داری مسخرم میکنی🗿🔪
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
https://eitaa.com/promisee/14737
چرا آزمایش میدی؟
چکاپ کامله. سالی یه بار باید چکاپ داد ولی خب من بیشتر از ۱۰ ساله ندادم🗿
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
https://eitaa.com/promisee/14742
خب یه عروس هلندی یا یه پرنده ای چیزی بخر که صبح تا شب نزاره بخوابی😂😂😂
آقا صبح تا شب نمیخوابم🗿💔
اتفاقا منم خیلی دوست دارم عروس هلندی داشته باشیم ولی شوهرم میگه خیلی جیغ میزنن🥲💔
#یکی_از_دخترای_خانواده_سوگند
کدوم یک از شعر های حامد عسکری رو خیلی دوست داری؟
عام تنها چیزی که از حامد عسکری یادمه اون شعرشه که یه خانومه کنار حوض نشسته و شعر در مدح خانومس🗿😂
بذار پیداش کنم
نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش
اناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش
قناری های این اطراف را آسیمه سر کرده
صدای نازک برخورد چینی با النگویش
اگر یاس امین الدوله بودم می توانستم
کمی از ساقه هایم را ببندم دور بازویش
مضاعف می کند زیبایی اش را گوشوار آنسان
که در باغی درختی مهربان را آلبالویش
خسوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای من
به روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟
تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی
یکی با طعنه تلخش یکی با برق چاقویش
قضاوت می کند تاریخ بین خان ده با من
که از من شعر می ماند و از او باغ گردویش
رعیت زاده بودم دخترش را خان نداد و من
هزاران زخم کهنه داشتم این زخم هم رویش
خانواده سوگند
نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش اناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش قناری های این اطراف را آسی
من تو ذهنم کنار حوض نشسته بود ولی چیزی تو شعر راجب حوض نگفته🦦