پریشان
شاعر:صابرمعلّمزاده
همیشه در نظر تو شبیه یک خارم
چه کرده ام که به رفتار بد سزاوارم
تو را به جان همان کس که دوسش داری
منم شبیه بقیه ببین که دل دارم
بخاطر تو همیشه گذشته ام از خود
گمان کنمکه برایت فقط که سربارم
غریب ماندم و بی تو جهان به من فهماند
در این سرای بلا بی پناه و بی یارم
تو رفته ای و مرا هم زِ یاد خود بردی
ولی منم که به عشقت هنوز گرفتارم
شاعر:صابرمعلّمزاده
چشم تو از من گرفت خواب و خوراکم را ولی
خوشبحالم گر چنین بازیچه ی دنیا شدم...
صابرمعلّمزاده
#تکهایازغزلیتازهمتولدشده
زمان:
حجم:
386K
تو آرزوی همیشه محال من هستی
همیشه در نظر و در خیال من هستی
تو رفته ای و مرا هم ز یاد خود بردی
ولی در عشق که شاهد مثال من هستی
قرار بود تو را من از آن خود بکنم
نشد که فاش بگویم عیال من هستی
به واژه های پر از غم تو هم اضافه شدی
تو هم شبیه بقیه وبال من هستی
من هر کجا که نشستم ز تو سخن گفتم
تو ذوق و شوق ِ تمام و کمال من هستی
نشد که وقت وداع از ته دلم گویم
بمان که تو همه مال و منال من هستی
شاعر:صابرمعلّمزاده
به حال بی خبران غبطه میخورم دائم
که از زمان و زمانه همیشه بی خبرند...
صابرمعلّمزاده