اصلاح شده اقتصاد کرونا ۹۹۰۱۱۹.pdf
1.1M
گزارش تحلیلی گروه قصد از حکمرانی اقتصادی کشور در شرایط کرونا
🆔 @QasdWay
📢ویروس کرونا؛ پا پس کشیدن بیمارستانهای خصوصی وقتی که همه پای کار هستند
🔹مهمترین استدلال برای خصوصیسازی بهداشت و درمان، افزایش کارایی و کاهش هزینههای درمانی است. با همین استدلال، از دهۀ هفتاد تا به امروز، تعداد زیادی بیمارستان خصوصی با انواع و اقسام رانتها و حمایتهای دولتی، ایجاد شدهاند. اما حالا که نوبت خدماترسانی آنها رسیده است، تمام بار کرونا بر دوش بیمارستانهای دولتی افتاده است!
🔹براساس آمار مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۹۵ تعداد ۹۵۴ بيمارستان فعال در كشور وجود داشته كه نسبت به سال ۱۳۹۴ معادل ۶ درصد افزايش يافته و ٨٠ درصد از بيمارستانها، دولتی و ٢٠ درصد غیردولتی بوده است.
🔹طبق گزارشهای به دست آمده تنها بیمارستانهای دولتی و کادر درمانی آنها هستند که گویا باید در خط مقدم باشند و خبری از ارائه خدمات و حتی پذیرش از سوی بیمارستانهای خصوصی نیست.
🔹در وضعیتی که مردم برای حفظ جان خود و خانوادهشان مستأصل و نگران به مراکز درمانی مراجعه میکنند تا شاید امیدی در دلشان ایجاد شود، بیمارستانهای خصوصی درهای ورودی را به روی بیماران و خانوادههایشان میبندند و هموطنان خود را ناامیدانه راهی مراکز درمانی دولتی میکنند، اما آیا واقعا چند درصد از این بیمارستانها پتانسیل پذیرش این بیماران را دارند، آیا کادر درمانی مورد نیاز و یا حتی تجهیزات لازم برای درمان این بیماران وجود دارد؟
🔹این در حالی است که بسیاری از بیمارستانهای خصوصی هم از تجهیزات لازم و هم از هزینه کافی برای درمان بیماران برخوردارند، اما چه چیز باعث میشود که آنها اهتمامی برای یاری رساندن به هموطن خود آن هم در چنین شرایطی نداشته باشند؟
🔹آیا ضرری که آنها متحمل خواهند شد بیش از آن دسته از ملاک و تجاری است که برای یاری رساندن به همنوع خود از اجاره بهای دو ماه خود میگذرند؟
🆔 @QasdWay
پیشبینی کسری بودجۀ کشورها در اثر بحران کرونا
با توجه به اندازۀ اقتصاد آمریکا و شدت کسری بودجۀ آن، میتوان حدس زد که دولت این کشور چه میزان نقدینگی به بازار تزریق کرده است تا اقتصاد خود را سرپا نگه دارد.
برآوردهای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که کسری بودجۀ آمریکا بیش از ۳تریلیون دلار خواهد بود!
در شرایط بحرانی نباید از افزایش نقدینگی و اعطای کمکهای بلاعوض به مردم و کسبو کارها هراس داشت.
🆔 @QasdWay
#کرونا در سراشیبی
سیر نزولی مبتلایان به کرونا امیدبخش است اما ظاهرا عدهای تمایل ندارند این خوشی به دهان مردم مزه کند و سیگنالهای خبری مبنی بر تداوم این بحران تا آخر امسال داده میشود.
همه میدانند که تداوم این سبک زندگی امکانپذیر نیست مگر اینکه جنگ شناختی دیگری طرحریزی شود.
کرونا بیش از آنکه از جهت بهداشتی و درمانی اهمیت داشته باشد، ازجهت شناختی و جنگ روانی و پیامدهای اقتصادی و بینالمللی آن حائز اهمیت است.
آمارهای مربوط به مبتلایان و متوفیان کرونا تفاوت زیادی با سایر بیماریهای ویروسی هر ساله ندارد اما این رپرتاژ خبری و دادن اطلاعات لحظه به لحظه از مبتلایان و متوفیان کرونا، بهوضوح نشان میدهد که اغراض خاصی در تغییر نظم جهانی وجود دارد.
باید هوشیار بود:
من نام لم ینم عنه
کسی ک از دشمن غافل شود، دشمن از او غافل نخواهد شد!
🆔 @QasdWay
تئوری ابتلای ۷۰ درصد از جمعیت، مرگ دانش اپیدمیولوژی است. اپیدمیولوژیست ها از هویت خود دفاع کنند و علیه سناریوهای بیمبنا بایستند.
اگر این سناریو و سناریوهایی که با منحنیهای نرمال پیشبینی میکردند صحیح بود، هم اکنون باید ۵۰ درصد از مردم کشورهایی که عکس العملی در برابر کرونا انجام نداده اند به کرونا مبتلا میشدند.
۴.۵ میلیارد نفر از مردم دنیا در کشورهایی زندگی میکنند که هیچ سیاستی را در برابر کرونا در پیش نگرفتند. با احتساب سناریو اپیدمیولوژیستها، نزدیک به ۲ میلیاردنفر از مردم در این کشورها باید به کرونا مبتلا شده باشند. با روند ۳ درصد مرگ، تا کنون باید در این کشورها ۶۰ میلیون نفر از کرونا مرده باشند. حال آنکه واضح است این آمار، کاملا مضحک است.
به عنوان مثال، در پاکستان باید تا کنون از جمعیت ۲۰۶ میلیون نفری، نزدیک به ۱۰۰ میلیون نفر به کرونا دچار شده باشند و از این جمعیت باید بیش از ۳ میلیون نفر از کرونا مرده باشند.
دانش اپیدمیولوژی دچار مرگ شده است یا اپیدمیولوژیستها نمیدانند در کدام زمین بازی میکنند؟
حال دوباره مرکز پژوهشهای مجلس گزارشی را به نقل از وزارت بهداشت منتشر کرده است که نشان میدهد در سناریو عدم مداخله؛ تا ۴۰۰ روز، ۶۰ میلیون نفر از ایرانیها به کرونا مبتلا میشوند و با این بهانه، سیاستهای سهمگین بهداشتی قطعا ادامه پیدا خواهد کرد.
تداوم واسپاری کشور به دست اپیدمیولوژیستها و وزارت بهداشت، نتیجه ای جز مرگ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور را نخواهد داشت. تهی بودن نظریات این افراد روز به روز آشکارتر میشود.
@hamidrezamaghsoodi
🆔 @QasdWay
📢 آیا زمان بازگشایی #حرم_های_اهل_بیت علیهم السلام فرا نرسیده است؟
🔸از ابتدای شیوع کرونا و با فضای رسانهای ایجادشده، بسیاری از ترددها و تجمعات مردم به صورت داوطلبانه کاهش یافته بود و تعداد بسیار کمی از مردم برای زیارت به حرمها میرفتند و عملا حرمها بسیار خلوت شده بود؛ بااینحال، بهخاطر ترس از ازدحام بیش از اندازه در زمان تحول سال نو، حرمها و حتی مساجد کاملا تعطیل شد.
🔸در ابتدا اینگونه بیان میشد که این تعطیلی صرفا محدود به تعطیلات روزهای ابتدایی نوروز است، اما بعد تا پایان تعطیلات نوروز تمدید شد و پس از آن نیز همچنان این تعطیلی تداوم پیدا کرده است.
🔸اگرچه ما از ابتدا با سیاست تعطیلی مخالف بودیم و به جای آن، #سیاست_ایمن_سازی را پیشنهاد کرده بودیم، اما از این بازگشایی تدریجی و با رعایت پروتکلهای بهداشتی حمایت میکنیم.
🔸با این حال، آنچه این روزها اهمیت دارد، بازگشایی امکان مذهبی و زیارتی است. ظاهرا قرار است این هفته اجازۀ بازگشایی مساجد هم داده شود؛ مساجدی که خلأ جدی آنها هم از لحاظ پرکردن خلأ معنوی جامعه و هم از لحاظ مرکز سازماندهی نیروهای مردمی، احساس میشد.
🔸به نظر میرسد پیشنهاد منطقی، بازگشایی این اماکن تا قبل از شروع ماه رمضان تحت پروتکلهای بهداشتی معین است تا فرصت کافی برای مدیریت تجمعات شبهای قدر وجود داشته باشد.
🔸اگر این اقدام الان صورت نگیرد، فرصت بعدی بازگشایی تا حداقل یک ماه دیگر پیش نخواهد آمد.
🆔 @QasdWay
ویروس کرونا آگاهی انسان را نسبت به نادانی خود افزود
مصاحبه هابرماس با روزنامه لوموند
یورگن هابرماس آلمانی که اینک از ٩٠ سالگی عبور کرده، یکی از مهمترین فیلسوفان در قید حیات دنیای امروز محسوب میشود. او که به تازگی در آلمان "تاریخ فلسفه"ی بزرگ خود را در دو جلد منتشر کرده، در گفتگویی با روزنامۀ فرانسوی لوموند، نتایج اخلاقی و فکری اپیدمی جهانی کووید ١٩ را میشکافد و قبل از هر چیز بر "نادانی" انسان تأکید میکند.
روزنامۀ لوموند در نخستین سؤال از هابرماس میپرسد: این بحران بیماری جهانی از نظر اخلاقی، فلسفی و سیاسی چه به ما میآموزد؟ هابرماس پاسخ میدهد: "از نظر فلسفی، میبینیم که این اپیدمی جهانی، اندیشیدن را نزد همه تقویت کرده. نوع تفکری که تاکنون منحصر به کارشناسان بود، حالا نزد مردم عادی بیشتر شده: هر کس باید تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند، آنهم با آگاهی از ندانستن"...
هابرماس تأکید میکند که دولتها و یا کارشناسان همه چیز را در مورد ویروس کرونا نمیدانند. دولتها کاملاً آگاهند که متخصصان ویروسشناس که به آنها مشاوره میدهند دانستههای محدودی دارند و بنابراین باید با اتکاء به همین دانستههای محدود تصمیمگیری کنند. شهروندان نیز این وضعیت را به خوبی میبینند. هیچوقت مردم به این روشنی ندیده بودند که تصمیمگیری سیاسی در شک و تردید و "ندانستن" انجام میشود. به باور هابرماس "شاید این تجربۀ کمسابقه تأثیری بر آگاهی عمومی داشته باشد".
چالشهای اخلاقی اپیدمی
هابرماس در ادامۀ گفتگو با لوموند، گوشزد میکند که به طور کلی "حق هر انسان برای زیستن و برخوردار بودن از سلامتی جسمی" یک اصل بنیادین است که مثلاً در قانون اساسی آلمان هم ذکر شده است. اما شرایط کنونی، گاه شبیه به وضعیت جنگی است: پزشکان گاه ناچار میشوند که گزینشی عمل کنند و اصل "برابری درمانی و بهداشتی" را زیر پا بگذارند. مثلاً مجبور میشوند که به بیمار جوانتر الویت بدهند. هابر ماس میافزاید: "ولی حتی در مواردی که بیمار سالخورده داوطلبانه از حق خود میگذرد – که این رفتاری تحسینآمیز است – باز هم باید پرسید: یک پزشک چگونه میتواند زندگی یک انسان را ارزشگذاری کند؟"
هابرماس بدون اینکه پزشکان را محکوم کند، میگوید که در این نوع داوری یا ارزشگذاری نباید واقعیت را از چشم پزشک، که از سوی بیمار نگریست. هابرماس در عین حال تأیید میکند که در "شرایط فاجعهبار"، پزشک چارۀ دیگری ندارد و باید تا جایی که ممکن است فقط با اتکاء به معیارهای حرفهای و علمی تصمیم بگیرد.
بازگشت به وضعیت عادی: چالشی دیگر
هابرماس به دوران پایانی اپیدمی نیز میاندیشد و در اینجا نیز چالش اخلاقی و سیاسی بزرگی میبیند. تصمیم به خروج از شرایط اضطراری و بهراه انداختن چرخ اقتصاد، الزاماً خطرهایی در پی دارد: از جمله بعید نیست که بیمارستانها ناگهان به حد اشباع برسند و شمار تلفات افزایش یابد. هابرماس میگوید: "مسئولان سیاسی وقتی از یکسو به زیانهای اقتصادی و اجتماعی فکر میکنند و از سوی دیگر به تعداد تلفاتی که میتواند قابل جلوگیری باشد، باید از وسوسۀ تفکر ابزاری و فایدهگرا (اوتیلیتاریستی) بپرهیزند".
پرسش اصلی از نظر هابرماس چنین است: آیا ما حاضریم که به خاطر رونق مادّی و اجتناب از فجایع اجتماعی ناشی از بحران اقتصادی، شمار مرگ و میر بیشتری را بپذیریم؟
اتحادیۀ اروپا و اصل همبستگی
یورگن هابرماس که سخت طرفدار اتحادیۀ اروپاست و تاکنون مطالب زیادی در این باره نوشته، معتقد است که تنها راهحل عملی، ایجاد یک "صندوق مشترک کرونا" در سطح اروپایی است تا کشورهایی که اقتصاد شکنندهتر و یا بدهیهای بیشتر دارند، بتوانند از پس هزینههای کمرشکن مقابله با اپیدمی برآیند. او به شدت از مخالفتهای دولت آلمان با این صندوق انتقاد میکند و به وزیر اقتصاد فرانسه توصیه میکند که مبادا نظریات آلمانی را بپذیرد.
هابرماس میگوید که وی و یارانش (گروهی از روشنفکران) آنگلا مرکل و وزیر اقتصاد آلمان را در این مورد مؤاخذه کردهاند. هابرماس تأسف میخورد که نگرشهای ناسیونالیستی و خودخواهیهای ملیگرایانۀ دولت آلمان مانع همبستگی بیشتر اروپاییها میشود. او میگوید: "اگر امانوئل ماکرون در روابط با آلمان تنها یک خطا کرده باشد، همانا نادیده گرفتن میزان ناسیونالیسم آنگلا مرکل است".
هابرماس درپایان گفتگو با روزنامۀ لوموند بار دیگر اصرار میورزد که تنها راه منطقی برای اروپا، تأکید بر دموکراسی و اتحاد است و تنها "چنین شهامتی است که میتواند ما را از این بنبست پسادموکراسی برهاند".
https://www.lemonde.fr/idees/article/2020/04/10/jurgen-habermas-dans-cette-crise-il-nous-faut-agir-dans-le-savoir-explicite-de-notre-non-savoir_6036178_3232.html
🆔 @QasdWay
📢حمایت از تولید در تاریخ انگلستان
#محمدجواد_معصومی_نیا
🔸صنایع نخی و کتانی هند در اواخر قرن ۱۷ کاراترین و پیشرفتهترین صنعت آن زمان بود که به دلیل نیروی کار ارزان و روحیه قناعت مردمان بیشمار هند، مهارت و قرنها تجربه در اوج بود.
🔸صنایع نخی و ابریشمی نوزاد انگلستان توان رقابت با چنین صنعتی را نداشتند. اگر بریتانیا اجازه صادرات محصولات پنبهای و ابریشمی هند و کشورهای آسیایی را به انگلستان میداد کارخانهها و کارگاههای ابریشمبافی و پنبه بافی این کشور بهسرعت روبه نابودی میگذاشت زیرا پارچههای نخی و ابریشمی شرقی بسیار باکیفیت و ارزانتر بودند.
🔸بریتانیا که بهخوبی این حقیقت را درک کرده بود در سال ۱۷۰۰ شروع به ایجاد موانعی بر واردات تولیدات نخی باکیفیت هندی کرد. بر اساس نظریه مزیت نسبی در ظاهر به نفع انگلستان بود که پارچههای نخی و ابریشمی از هند وارد کرده و مواد خام یا طلا به هندیها بدهند.
🔸اما بریتانیا همانند صنایع پشمینه بافی ناکارا و کم کیفیت خود در قرون ۱۵ و ۱۶، روند معکوسی را در پیش گرفت و از صنایع نخی ناکارای خود حمایت کرد. صنایعی که تا سالهای ۱۷۸۰ همچنان صنایعی عقبمانده، ناکارا، کوچک بود که جز با حمایت توانایی رقابت با پارچه¬های نخی توری و ارزانقیمت هندی در کیفیت و قیمت نداشتند.
🔸حمایتهای انگلیس از صنایع نخی و ابریشمی و قوانین تحمیلی بر هند این صنعت ریشهدار در هند را از اساس نابود ساخت. با تسلط بریتانیا و کمپانی هند شرقی و انحصاری شدن تجارت هند در دستان این کشور در سال ۱۸۱۳ این صنعت در هند بهطورکلی نابود شد.
🆔 @QasdWay
📢و ما ادراک ما ال «بورس»!
دکتر #علی_سعیدی
🔸حضرت آقا در ۲۸ آبان ۹۸ در دیدار در دیدار جمعی از تولیدکنندگان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی بیانات بسیار مهمی دربارۀ تولید و وظیفۀ مردم در آن فرمودند اما از مجموع این بیانات، فقط این جمله در رسانهها شنیده شد: «یک جاهایی در بورس»
🔸خیلیها هم سردست گرفتند که بله، حضرت آقا هم فرمودند در بورس سرمایهگذاری کنید! اما فقط یکبار آن هم در «یک جاهایی از بورس» در بیانات ایشان بود.
🔸 اما در همان جلسه، ایشان چندین بار از تعاونیها و کسبوکارهای خرد و مردمی و کار جهادی سخن گفتند و بر آن تأکید کردند اما در رسانهها شنیده نشد! چرا؟
مثلا به این جملات در همان سخنرانی دقت کنید:
🔅بنده اعتقاد زیادی به تعاونیها دارم.
🔅تعاونیها بسیار پدیدۀ مطلوبی هستند
🔅اگر بشود این تعاونیها را شبکهسازی کرد... خیلی برکات دارد؛
🔅این تعاونیها را باید دنبال کنند.
🔅با جدّیّت مسئلۀ تعاونیها را دنبال کنید
🔅این مشکلاتی را که ذکر کردند در مورد تعاونیها، برطرف کنید
🔅در سرمایهگذاریهای مولّد حتماً شرکت کنند، از جمله در همین تعاونیها
🔅فرهنگ کار جهادی و همکاری و تعاون را مردم بین خودشان ترویج بکنند.
🔅من خودم چند تجربۀ موفّقِ عینیِ شخصی دارم در قضیّۀ کمکهای مردمی و تعاونهای مردمی برای این جور حوادث.
🔅در بخش نفت و گاز، بخش خصوصی و تعاونی میتوانند حضور همهجانبه داشته باشند.
🔸گاهی اوقات تعلقات و ذهنیات حاکم بر ما آنقدر عمیق و خدشهناپذیر مینماید که در صحبتهای دیگران صرفا دنبال کوچکترین اشارهها میگردیم تا آن انگارهها را تأییدشده بدانیم!
🆔 @QasdWay
📢کشاورزی، محور #جهش_تولید
سیدمحمدجواد #رضوی_راد
🔸به احتمال زیاد سریال حضرت یوسف را دیدهاید. ایشان ازطریق کشاورزی، اقتصاد کشوری با آن عزمت را چرخاند؛ چطور؟
🔸ایشان زمین هایی که متعلق به فرمانروای مصر بود رو در اختیار کشاورزها قرار داد که گندم بکارند و گندم رو خود حکومت تحویل گرفت و به مردم پخش کرد.
🔸بنده کاری ندارم که در اوضاع قحطی این اتفاق افتاده و حکومت مصر این گندم را بدون پول از کشاورزها تحویل میگرفت (این هم به خاطر استراتژی مقابله با قحطی بود) بنده فقط و فقط با این قسمت کار که زمین های حکومت را به کشاورزها دادند که در آن کشاورزی کنند کار دارم.
🔸الان خدارا شکر در کشوری قرار داریم که چهار فصل است و در هر شهر یک استعداد کشاورزی داریم. کشاورزهایی که زمین دارند که هیچ کارشان مشخص است و کشاورزهایی که زمین هایشان به هر دلیل زمین هایشان از بین رفته دولت با اختصاص دادن زمین هایی که برای خودش است (انفال) اجازه کشت و کار را در این زمین ها بدهد (در اقتصاد اسلامی هم این قسمت هم وجود دارد در زمینی را آباد کند صاحب محصول این زمین است.)
🔸براساس همین قاعده کشاورز صاحب محصول زمین است و دولت موظف است خود محصولات را به تناسب نیاز داخل وشور بخرد و به دست مصرف کننده برساند. و بقیه را یا خودش و یا کشاورز صادر کند.
🔸در مورد زمین هایی که بایر هستند دولت میتواند این امکان را به شرکت های دانش بنیان بدهد که در این گونه زمینها مطالعاتی انجام دهد و در حد توان زمین را درحد زمین زراعی تبدیل کنند و دوباره بدست کشاورز بسپارد.
🔸وزرات جهاد کشاورزی باید گروه هایی تشکیل دهد و به سرتاسر کشور بفرستد و استعدادهای کشاورزی هر منطقه را بررسی کند.
🔸«زمین» یکی از عوامل مهم تولید است که اگر دولت آن را به رایگان دراختیار کشاورزان (و حتی صنعتگران) قرار دهد، میتواند هزینه های تولید را تا حد زیادی کاهش دهد. البته واگذاری زمین باید مشروط به بهرهبرداری و آبادکردن آن باشد و اگر کسی زمینی را گرفت ولی روی آن کار نکرد، دولت باید فورا از او پس بگیرد و به کسی بدهد که توان و انگیزۀ بهرهبرداری از آن را دارد.
🔸با ورود دولت(وزارت جهاد کشاورزی) نتایج زیر حاصل میشود:
۱-حذف دلال و محصولات کشاورزی با قیمتی مناسب به دست مصرف کننده میرسد
۲-تنظیم درست محصولات کشاورزی در داخل کشور
۳- جلوگیری از مصرف بی رویه ی محصولات کشاورزی و خالی شدن کشور از محصولات
👈حرف آخر
🔅مصر به کمک خدا فقط با یک محصول کشاورزی توانست اقتصاد خود را بچرخاند.
🆔 @QasdWay
🔅#سرمایهگذاری_در_بورس، مولد نیست
سرمایهگذاری در #بورس، کمکی به اقتصاد واقعی نمیکند
سرمایهكذاری در بورس، فقط دلالی است
سرمایهگذاری در بورس، به تولید کمک نمیکند...
***
🔅وقتی نرخ بازدهی در بورس اینقدر بالاست که اساسا قابل مقایسه با بخش واقعی نیست، کدام فعال اقتصادی انگیزۀ سرمایهگذاری در تولید پیدا میکند؟!
از این نظر، بورس هم مثل بانک است، فقط بانک نرخ ثابت میدهد اما بورس نرخ بازدهی متغیر داره، ولی هر دوی اینها تولید واقعی را بیصرفه میکنند
***
🔅بورس پول را از کدام بازارها جمع میکند؟
از بازار طلا و ارز و دلالی مسکن؟ که خب این صرفا انتقال دلالی از اون بازارها به بازار بورس هست و باز هم ربطی به تولید نداره
اما بورس مقداری از سرمایه های بازار واقعی را هم جذب خود می کند و از این طریق کاملا ضدتولیدی عمل می کند
***
🔅حتی در عرضۀ اولیه سهام هم پولی که در بازار بورس جمع میشه صرف تولید نمیشه، بلکه به جیب صاحبان قبلی سرمایه واریز میشه.
تنها در جایی که شرکتی بخواد به طور مشخص برای یک طرح تولیدی خاص اوراق بهاداری منتشر کنه و محل مصرفش هم مشخص باشه که میدونید این حجمش اساسا چیزی نیست!
🆔 @QasdWay