eitaa logo
سید صمصام الدین قوامی
4.3هزار دنبال‌کننده
6.4هزار عکس
940 ویدیو
366 فایل
یادداشت‌های روزانه سید صمصام الدین قوامی رئیس بنیاد فقهی مدیریت اسلامی مسئولیت پیام‌های اعضا متوجه مدیر نیست علامت ✍️ یادداشت مدیر است ارتباط: @qavami_s کانال دروس: @d_bonyadfeghhi1386 کانال بنیاد فقهی مدیریت اسلامی: @madineyefazele توییتر: s_qavami
مشاهده در ایتا
دانلود
✍صحبت گنجشک با امام علیه السلام راوی: سلیمان (یکی از اصحاب امام رضا علیه السلام ) حضرت رضا علیه السلام در بیرون شهر، باغی داشتند. گاه گاهی برای استراحت به باغ می رفتند. یک روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکی هراسان از شاخه درخت پرکشید و کنار امام نشست. نوک گنجشک، باز و بسته می شد و صداهایی گنگ و نامفهوم از گنجشک به گوش می رسید. انگار با جیک جیک خود، چیزی می گفت. امام علیه السلام حرکتی کردند و رو به من فرمودند: « سلیمان! ... این گنجشک در زیر سقف ایوان لانه دارد. یک مار سمی به جوجه هایش حمله کرده است. زودباش به آن ها کمک کن!... با شنیدن حرف امام در حالی که تعجب کرده بودم بلند شدم و چوب بلندی را برداشتم. آن قدر با عجله به طرف ایوان دویدم که پایم به پله های لب ایوان برخوردکرد و چیزی نمانده بود که پرت شوم... با تعجب پرسیدم: «شما چطور فهمیدید که آن گنجشک چه می گوید؟» امام فرمودند: «من حجت خدا هستم... آیا این کافی نیست؟! @qavami
راوی: ابوهاشم جعفری به سخنان امام گوش می دادم. هوا گرم بود و آفتاب ظهر، شدت گرما را بیش تر می کرد. تشنگی تمام وجودم را فرا گرفته بود. شرم و حیای حضور امام، مانع از آن شد که صحبتشان را قطع کنم و آب بخواهم. در همین موقع امام کلامش را قطع کرد و فرمودند: «کمی آب بیاورید!» خادم امام ظرفی آب آورد و به دست ایشان داد. امام، برای این که من، بدون خجالت، آب بخورم، اوّل خودشان مقداری از آب را نوشیدند و بعد ظرف را به طرف من دراز کردند. من هم ظرف آب را گرفتم و نوشیدم. نه! نمی شد. اصلاًنمی توانستم تحمل کنم. انگار آب هم نتوانسته بود درست و حسابی تشنگی ام را از بین ببرد. تازه، بعد از یک بار آب خوردن درست نبود که دوباره تقاضای آب کنم. این بار هم امام نگاهی به چهره ام کردند و حرفش را نیمه تمام گذاشت: «کمی آرد و شکر و آب بیاورید». وقتی خادم برای امام رضا علیه السلام آرد و شکر و آب آورد، امام آرد را در آب ریخت و مقداری هم شکر روی آن پاشید. امام برایم شربت درست کرده بود. نمی دانم از شرم بود یا از خوشحالی که تشکّر را فراموش کردم. شاید در آن لحظه خودم را هم فراموش کرده بودم. با کلام امام رضا علیه السلام ناخودآگاه دستم را به طرف ظرف شربت درازکردم. شربت گوارایی است. بنوش ابوهاشم!... بنوش که تشنگی ات را از بین می برد. @qavami
✍شما امام من هستید یکی از دوستان ابن ابی کثیر بعد از شهادت امام موسی کاظم علیه السلام ، همه درباره امام بعدی دچار شک و تردید شده بودند. همان سال برای زیارت خانه خدا و دیدار بستگانم به مکّه رفتم. یک روز، کنار کعبه، علی بن موسی الرضا علیه السلام را دیدم. با خود گفتم: «آیا کسی هست که اطاعتش بر ما واجب باشد؟» هنوز حرفم تمام نشده بود که حضرت رضا علیه السلام اشاره ای کردند و گفتند: «به خدا قسم! من کسی هستم که خدا اطاعتش را واجب کرده است». خشکم زد. اول فکر کردم شاید متوجه نبوده ام و با صدای بلند چیزی گفته ام. اما خوب که فکر کردم، یادم آمد که حتی لب هایم هم تکان نخورده اند. با شرمندگی به امام رضا علیه السلام نگاه کردم و گفتم: «آقا!... گناه کردم... ببخشید!... حالا شما را شناختم. شما امام من هستید». حرف «ابن ابی کثیر» که به این جا رسید، نگاهش کردم ... بغض راه گلویش را گرفته بود. @qavami
✍نارداران حرم بی بی رحیمه خواهر امام رضا و مرکز ضد صهیونیستی قفقاز چگونه به دست عوامل صهیونیستی افتاد؟ ایران... نارداران در 20 کیلومتری پایتخت آذربایجان واقع شده است. تا سال 2015 پلیس حتی جرأت ورود به این منطقه را نداشت. میادین نارداران هر کدام به نام یکی از ائمه نامگذاری شده بود. در عاشورا صدها هزار نفر برای عزاداری به نارداران می آمدند. دیوارهای نارداران پر بود از عکسهای امام خمینی، امام خامنه ای و سید حسن نصرالله. همه جا پرچم امام حسین نصب بود. مردم نارداران میگویند ما در زمان دفاع مقدس وقتی خبر حمله به شهرهای ایران را میشنیدیم آن شب در خانه نمی خوابیدیم و به دلیل همدردی با مردم ایران در میدانها تجمع میکردیم. سال 2015 همزمان با حوادث شهر زاریا نیجریه در ایام اربعین ارتش و پلس با پوشش ماشین مبل وارد نارداران شدند و 4 نفر از عزاداران را در دم شهید کردند. صدها نفر از مردم بی دفاع دستگیر و شکنجه شدند. پرچمهای امام حسین پایین کشیده شد و تمام دیوار نوشته پاک شدند. در حال حاضر نارداران به دست داماد یهودی الهام علیف افتاده و سواحل آنجا را تبدیل به بزرگترین مراکز فساد کرده و در اکثر میادین پرچمهای ترکیه نصب شده. کانال مطالعات جمهوری آذربایجان ⬇️ http://eitaa.com/motaleat_Az
✍آخرین طواف راوی: موفّق (یکی از خادمان امام علیه السلام ) حضرت جواد علیه السلام پنج ساله بود. آن سفر، آخرین سفری بود که همراه با امام رضا علیه السلام به زیارت خانه خدا می رفتیم. خوب به یاد دارم... حضرت جواد را روی شانه ام گذاشته بودم و به دور خانه خدا طواف می کردیم. در یکی از دورهای طواف، حضرت جواد خواست تا در کنار «حجرالاسود» بایستیم. اوّل حرفی نزدم، امّا بعد هرچه سعی کردم از جا بلند نشد. غم، در صورت کوچک و قشنگش موج می زد. به زحمت امام رضا علیه السلام را پیدا کردم و هر چه پیش آمده بود، گفتم. امام، خود را به کنار حجرالاسود رساند. جملات پدر و پسر را خوب به یاد دارم. «پسرم! چرا با ما نمی آیی؟» «نه پدر! اجازه بدهید چند سؤال از شما بپرسم، بعد به همراه شما می آیم». «بگو پسرم!» «پدر! آیا مرا دوست دارید؟» «البته پسرم!» «اگر سؤال دیگری بپرسم، جواب می دهید؟» «حتما پسرم». «پدر!... چرا طواف امروز شما با همیشه فرق دارد؟ انگار امروز آخرین دیدار شما با کعبه است». سکوت سنگینی بر لب های امام نشست. یاد سفر امام به خراسان افتادم. به چهره امام خیره شدم. اشک در چشم امام جمع شده بود. امام فرزندش را در آغوش گرفت. دیگر نتوانستم طاقت بیاورم و. @qavami
🌹روی عن الرّضا عليه‌السلام قال:إن ممن يتّخذ مودتنا أهل‌البيت لمن هو أشد فتنة على شيعتنا من الدجّال، فقلت: يابن رسول‌الله بماذا؟ قال: بموالاة أعدائنا ومعاداة أوليائنا، إنه إذا كان كذلك اختلط الحق بالباطل واشتبه الامر، فلم يعرف مؤمن من منافق. ♦️ امام رضا علیه‌السلام فرمودند:همانا از کسانی که مودّت ما اهل‌بیت را دارند، افرادی هستند که ایشان بر شیعیان ما از دجّال بیش‌تر است! ♦️عرضه داشتم: چگونه ای پسر رسول‌خدا ص؟ فرمودند: با دوست داشتن ما و دشمنی با اولیاء ما. چون چنین شود، حقّ به باطل مخلوط می‌گردد، و امر مشتبه می‌شود، پس مؤمن از شناخته نمی شود. 📚بحارالأنوارالجامعه، ج٧٢، ص٣٩١. 🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴
هدایت شده از صدای ظهور
4_5979028048685567205.ogg
3.11M
نکته خیلی، خیلی مهم در موضوع جمهوری آذربایجان ای‌کاش... واجب فراموش شده http://eitaa.com/motaleat_Az
به نام خدا با سلام و آرزوی سلامتی و عاقبت به خیری و تسلیت شهادت امام رضا سلام الله علیه حدیث روز حضرت اباالحسن آقا علی بن موسی الرضا سلام الله علیهما می‌‌فرمایند: لا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فيهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ، وَ لا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(عليه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قيلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(عليه السلام): لا يَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَيْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ». *عقل مسلمان با وجود 10خصلت کامل می‌شود 1ـ از او اميد خير باشد. 2ـ مردم از بدى او در امان باشند. 3ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد. 4ـ خير بسيار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود 7ـ فقر در راه خدا از توانگرى نزد او محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدا از عزّت با دشمن نزد او محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از شهرت بیشتر بپسندد. 10ـ سپس فرمود: اما دهمی که دارای اهمیت است آن است: هر کس را می‌بیند از خود بهتر و پرهيزكارتر بداند* تحف العقول، صفحه 443
▪️شهادت مظلومانه امام علی‌‌بن موسی‌الرضا(ع) تسلیت باد. 🔻سخن امام رضا(ع) درباره ضرورت وجود امام، حاکم و کارگزاران و برای جامعه 🔹امام رضا علیه‌السلام: 🔹أنّا لا نَجِدُ فِرْقَةً مِنَ الفِرَقِ و لا مِلَّةً مِنَ المِلَل بَقُوا و عاشُوا إلاّ بِقيّمٍ و رئيسٍ لِما لابدّ لَهُمْ مِنْهُ في أمْرِ الدِّينِ و الدُّنيا ··· لا قِوامَ لَهُمْ إلاّ بِهِ ··· و منها: أنَّهُ لَو لَم يَجْعَلْ لَهُمْ إماما قَيِّما أمِينا حافِظا مُسْتَوْدَعا لَدَرَسَتِ المِلَّةُ و ذَهَبَ الدِّينُ و غُيِّرَتِ السُّنّةُ. 🔹هیچ فرقه و ملتی را نمی‌یابیم که پایدار مانده و زندگی کرده باشند مگر با داشتن . (و این از آن رو است که) مردم ناچارند برای امر و خود داشته باشند تا آنها را کند. ... و زندگی مردم بدون آن حاکم، قوام و سامان نمی‌یابد. و اگر براي مردم امام و سرپرستى و و گمارده نشود، آيين، كهنه و فرسوده شده، از ميان رفته و دگرگون می‌شود. 📚 عیون اخبارالرضا علیه‌السلام، ج 2، ص101 @qavami
⚫️عَنْ مُحَمّدِ بْنِ زَيْدٍ الطّبَرِيّ قَالَ كُنْتُ قَائِماً عَلَى رَأْسِ الرّضَا ع بِخُرَاسَانَ وَ عِنْدَهُ عِدّةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ فِيهِمْ إِسْحَاقُ بْنُ مُوسَى بْنِ عِيسَى الْعَبّاسِيّ فَقَالَ يَا إِسْحَاقُ بَلَغَنِي أَنّ النّاسَ يَقُولُونَ إِنّا نَزْعُمُ أَنّ النّاسَ عَبِيدٌ لَنَا لَا وَ قَرَابَتِي مِنْ رَسُولِ اللّهِ ص مَا قُلْتُهُ قَطّ وَ لَا سَمِعْتُهُ مِنْ آبَائِي قَالَهُ وَ لَا بَلَغَنِي عَنْ أَحَدٍ مِنْ آبَائِي قَالَهُ وَ لَكِنّي أَقُولُ النّاسُ عَبِيدٌ لَنَا فِي الطّاعَةِ مَوَالٍ لَنَا فِي الدّينِ فَلْيُبَلّغِ الشّاهِدُ الْغَائِبَ‏. جناب محمد بن زید طبرى می‌گوید: من در خراسان بالاى سر امام رضا (عليه السلام) به خدمت ايستاده بودم و جمعى از بنى هاشم كه اسحاق بن موسى در ميانشان بود، خدمت آن حضرت بودند، امام فرمود: اى اسحاق بمن خبر رسيد كه مردم (اهل سنت) مى‏گويند: ما عقيده داريم كه مردم برده ما هستند. نه. سوگند به خويشى و قرابتى كه با پيامبر دارم نه من هرگز اين سخن را گفته‏ام و نه از پدرانم شنيده‏ام و نه بمن خبر رسيده كه يكى از آنها چنین گفته باشد. ولى ما مى‏گويیم مردم بنده ما هستند به این معنا که اطاعت ما بر آن‌ها واجب است و در اطاعت فرمانبر ما هستند و در دين پيرو ما. هر كس حاضر است به غائبان برساند. اصول کافی، جلد ۱، ص. ۲۶۵، حدیث ۱۰ شهادت امام علی بن موسی الرضا سلام الله علیهما را به عموم شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می‌کنیم. 📲نهاد نماز جمعه پردیسان @masjedpardisan
✍سؤالی که فراموش کرده بودیم راوی: اسماعیل بن مهران من و «احمد بَزَنطی» در دِه صَریا در مورد سن حضرت رضا علیه السلام صحبت می کردیم. از احمد خواستیم که وقتی به حضور امام رسیدیم، یادآوری کند که سن امام را از خودشان بپرسیم. روزی توفیق دیدار امام، نصیب مان شد. آن موقع، ما، جریان سؤال از سن امام را به کلّی فراموش کرده بودیم، امّا به محض این که احمد را دید، پرسید: «احمد! ... چند سال داری؟» سی و نه سال. امام فرمود: «امّا من چهل و چهار سال دارم. @qavami