14.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥حضور باشکوه مردم در راهپیمایی روز جهانی قدس ۱۴۰۴ شهرستان میبد
#مردم_میبد | عضوشوید 👇
@mardommeybod
کانال مطالب ناب ...
مطالبی که تا بحال نشنیدید ...
اینجا مطالبی رو میگم که از خوندنش تعجب کنید و واسه زندگی هاتون کارساز باشه. مطالبی که موتور زندگی هاتون رو جلو ببره و چند سال دیگه نگید کاش زودتر میدونستم و عمل میکردم ...
بابت پیدا کردن این مطالب که بدرد زندگی هاتون هم بخوره خیلی دارم زحمت بکشم.
https://eitaa.com/matnnaab
https://eitaa.com/matnnaab
https://eitaa.com/matnnaab
https://eitaa.com/matnnaab
https://eitaa.com/matnnaab
https://eitaa.com/matnnaab
https://eitaa.com/matnnaab
68.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 پاسخ مفصل به چند شبهه درباره فلسطین
🌐 @Rahe_Dialameh
هدایت شده از پایگاه خبری میبدما
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایــران امروز در یـک نگاه
#لبیـــک_یا_خامنــه_ای
📣برای مشاهده آخرین اخبار به جمع ما بپیوندید 👇
🆔 @MEYBODE_MA
هدایت شده از 💗 به قله نزدیکیم 💗
🔰 باز کردن روزه در ملا عام هم ثواب دارد؟!
🔹نی را دلخل آبمیوه کردم و گرفتم جلوی دهانش و گفتم: روزه ات را باز کن!
بعد هم رفتم کنار همسرش و آبمیوه ای دیگر را باز کردم و گفتم حاج خانم شما هم باید بخوری! گفت روزه ام، گفتم به من اعتماد کن و اگر میخواهی کارت به بیمارستان و سرم و دارو نکشد باید بخوری!
روزه شان را باز کردند و بعد از چند ثانیه کمکم متوجه شدند کجا هستند!
شوهرش تازه داشت چشمانش باز میشد و میفهمید کجا دراز به دراز افتاده!
این اولین باری بود که داشتم روزه کسی را جلوی بقیه با توسل به زور باز میکردم...
🔻ماجرا از این قرار بود که مرد میانسال همسرش را برداشته بود و با موتور در خیابان میرفت که ناگهان حالش بد میشود و چشمانش سیاهی میرود و کنترل از دستش خارج میشود و هردو نقش زمین میشوند...
میگفت شب قبلش پایش با چارچوب پوسیده حیاط خانه اش خورده و درد پارگی و خونریزی حالش را بهم زده است
کار کردن پای تنور نانوایی تا عصرگاه هم رمقش را گرفته بود و بعد از تعطیل کردن کار، رفته بود دنبال خانمش تا برای تهیه خوراکی و خرت و پرت چندتایی مغازه زیر پا کند.
درد پاشنه پا توام با خستگی و ضعف کار سخت و شاید دیدن قیمت اجناس حالش را بدجور بسمت افت فشارخون برده بود.
از مغازه که آمدم بیرون، از دور دیدم فرمان دست خودش نیست. موتورش چپ و راست شد و تا رسید روبروی من، خورد به سنگ جدول خیابان و با میوه هایی که خریده بودند نقش بر زمین شدند. رفتم بالای سرش. دیدم ضربه و آسیب آنچنان شدید نیست اما سر و گردن مرد هنوز دارد تلو تلو میخورد. خانمش هم از درد و استرس حادثه، دست و پایش مثل بید میلرزید و تاب حرف زدن نداشت. فهمیدم طاقتشان رفته.
مرد را خواباندم کنار پیاده رو و خورجین موتورش را گذاشتم زیر پایش و کفشش را گذاشتم زیر سرش و فوری برگشتم داخل مغازه و دوتا آبمیوه را از داخل یخچال برداشتم و گفتم برمیگردم حساب میکنم.
آبمیوه را بردم و خودم را معرفی کردم و بهشان خوراندم. چند دقیقه ای گذشت و حالشان رو به راه شد. پای زخمی اش را نشان داد. ناجور بود اما از آنهایی بود که یا درد را تحمل میکرد و با بخیه و پانسمان و داروی مسکن میانه ای نداشت یا مراعات رمضان را میکرد و میگفت خودش خوب میشود!
ربع ساعتی گذشت و فهمید چه دسته گلی به آب داده. باز هم خیرهسری کرد و حاضر نشد با سواری برسانمشان منزلشان. سوار شدند و رفتند.
بنظر شما باز کردن روزه این دو نفر، گناه داشت یا ثواب؟😁
ص. آ
۸ فروردین ۱۴۰۴
💗@yekparastar /یک پرستار💗