بعد از شهید جواد باقری رکن آبادی
میبد مفتخر شد به تقدیم دوم شهیدش در جنگ رمضان:
#شهیدمصطفی_عارف
❤️❤️❤️
فرزند حجه الاسلام عارف عزیز
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
محسن عباسی ولدی14040403 E بچه ها و مسئلۀ جنگ.mp3
زمان:
حجم:
18.5M
🎙صوت ویــژهٔ بــرنــامــه تـــربـــیـــتـــی:
#بچهها_و_مسئله_جنگ🔥
وظایف تربیتی والدین در شرایط جنگ
✅ مسئله اول: نگرشها
ــ بچهها بزرگاند.
ــ بچهها فطرت دارند.
ــ جنگ، میانبُر تربیت است.
✅ مسئله دوم: مهارتها
ــ بچهها شنیدن را دوست دارند:
ــ توصیفات خدا را بگوییم.
ــ از اهلبیت (علیهمالسلام) بگوییم.
ــ توصیفات معاد را بگوییم.
ــ از سنتهای الهی بگوییم.
ــ از ددمنشی دشمن بگوییم.
ــ از شهدا بگوییم.
🎞 فیلم با کیفیت جلسه
💯 تو این صوت حرفهایی میشنوید که میتونه انقلابی تو نگاه تربیتی شما ایجاد کنه و هم راه تربیت بچهها رو کوتاه کنه پس گوش کنید و منتشر کنید.
پ.ن: تولید شده در جنگ ۱۲ روزه
#محسن_عباسی_ولدی
#جنگ_و_تربیت
#مرگ_بر_امریکا
http://eitaa.com/joinchat/1676214274C1c9e6cb731
39.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 گوشه از اقدامات مردمی به مناسبت شهادت قائد امت در شهرستان میید
💥به میبدخبر بپیوندید:
🆔 @meybodkhabar
هدایت شده از مشق حماسه 🇮🇷
16.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
◾ شعرخوانی ناصر فیض در «محفل شعر امین»
چگونه از تو بگویم که لایقت باشد؟
به قدر ثانیهای از دقایقت باشد...
✍مشق حماسه_کنگره شعر فرهنگیاران.
https://eitaa.com/mashghehemase
🖤مجاهد میداندار عرصه مهندسی
بسیجی به معنای واقعی...
پاسدار جهادی مهندسی در یزد
"محمد رضا آروز" به درجه رفیع شهادت نائل گشت🥀
این شهید عزیز
داشته اثرات بمباران دیشب را پاکسازی می کرده
موشک عمل نکرده منفجر شده
یازهرا
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️آقای باغبان! برای خاکمان دعا کن
📌هرسال روز درختکاری چشممون به دیدن شما روشن میشد عزیزدلم اما امسال...😭🥀
🖋 #محمد_جوانی
🔴 @CWarfare
هدایت شده از وحید یامین پور
حالا که آقامون شهید شدند این دو خاطره رو براتون نقل میکنم.
من از اهل معنا شنیده بودم که رابطهی خاصی بین حضرت آقا و امام رضا علیهالسلام هست. و برخی گفتند آقامون هدیه علیبنموسی الرضا علیهالسلام به ایران بوده.
خاطره اول:
یک روز بعد از نماز صبح خیلی دلم هوای مشهد و زیارت حضرت رو کرده بود. چند بیت شعر نوشتم و رو کردم سمت مشهد و ابیات رو خوندم و عرضه داشتم آقاجان شما به شاعرا صله و پاداش میدادین. منم منتظر لطف شما میمونم؛ و خوابیدم.
کمی بعد بیدار شدم و دیدیم آقای پورمحمدی که مدیر شبکه ۳ بودند چندبار زنگ زدهاند، تماس گرفتم. گفت: "کجایی؟ زودتر بیا بیمارستان بریم عیادت آقا. ایشون بستری شدن."
از جا پریدم. خوشحال و شگفت زده از لطف آقا. رفتم عیادت. لحظات تکرار نشدنی گفتگو با آقا. دستم رو محکم گرفته بود و رها نمیکرد.(عادتشون این بود که دست رو از سر محبت رها نمیکردند تا طرف مقابل رها کنه). من خجالت زده بودم و مست گرمای محبت ایشان. گفتم برام دعا کنید. گفت من هر شب برای همهتون دعا میکنم..."
خداحافظی کردم. کنار ایشون دامادشون شهید مصباح باقری ایستاده بود.(آقا مصباح همان صبح شنبه به همراه آقا به شهادت رسید) ماجرای شعر رو به ایشون گفتم. گفت بنویس بهم بده من به آقا میدم. روی یک تکه کاغذ شعر رو نوشتم و تقدیم کردم... گرمای دست آقا رو تا مدتها در دستم داشتم. انگار که از طریق اتصال به اون دست به جایی در آسمان متصل شده باشم...
اون شعر سالهاست شده اذن دخول من به حرم حضرت رضا علیهالسلام.
هدایت شده از وحید یامین پور
اون شعر که با تضمین برخی ابیات حافظ بود:
شود که فهم مرا یار فتح باب کند
و بالذیذ مناجات مستجاب کند
سروده ام غزلی را که وقت اذن دخول
فرشته را به پذیرفتنم مجاب کند
نگاه کن و در آتش بزن وجود مرا
چنانکه پنجره فولاد را مذاب کند
چنانکه چشم تو با دعبل خزاعی کرد
چنانکه با دل دیوانه، ماهتاب کند
زملک تا ملکوتم حجاب بردارد
زجام باده گلگون مرا خراب کند