eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.4هزار دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
6هزار ویدیو
471 فایل
آموزش چند بعدی/برای يادگیری و یاددهی نوین 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی؛ #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن #بسیج_علمی_پژوهشی_میبد ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹فاطمه بانو آیه در این روزها😍😍😍 ———————— 📌 اندیشسرای کودک و نوجوان اندیشکده یقین 🔊 @strategistkids
🔴فقط در آمریکا:سقوط جنگنده اف-۱۸ — علت: سانحه! سقوط جنگنده اف-۱۵ — علت: آتش خودی! سقوط هواپیمای کی‌سی-۱۳۵ — علت: برخورد هوایی! سقوط پهپاد ام‌کیو-۹ — علت: نقص فنی! آتش‌ سوزی ناو هواپیمابر — علت: اتصال برق! فردا واشنگتن هم سقوط کرد — علت: دعوای خانوادگی. ـــــــــــــــــــــــ
هدایت شده از پایگاه خبری میبدما
🌱سلام، شما دعوتید به: "اجتماع مردمی هیئت جوانان رزمندگان اسلام شهرستان میبد" حلقه معرفتی؛ جناب آقای احمد کریمی سخنران (مسائل روز)؛ جناب آقای سید جواد امامی ارائه مبحث چند رسانه ای ایران من ؛ جناب آقای روح الله فیاضی و سید مهدی میرعلایی ویژه برنامه ؛ جناب آقای روح الله فلاحیان میز مشاوره ؛ با حضور مشاورین اداره بهزیستی شهرستان میبد 📅امشب ۲۲ اسفند ماه ۱۴۰۴ ⏰ساعت ۲۰:۳۰ الی ۲۳ 🔸همراه با: 👥حلقه سفیران مهدوی ☕️ پذیرایی 🌅 پخش پوستر 🎥 پخش کلیپ 📍۲۰۰ متر بعداز میدان شهدا (سه راه مهرجرد) روبروی گل فروشی https://nshn.ir/sb_3QrPG_G4K 🔷🏴با همکاری موکب شهدای ورزشکار ✨حضورتان ارزشمند است✨ 📣برای مشاهده آخرین اخبار به جمع ما بپیوندید 👇 🆔 @MEYBODE_MA
هدایت شده از پایگاه خبری میبدما
کوله آسمانی حلما خانم دهقانی کودکستان مهتاب میبد 📣برای مشاهده آخرین اخبار به جمع ما بپیوندید 👇 🆔 @MEYBODE_MA
ماه‌بی‌بی صبح است و عطر گل‌های شب‌بو چترشان را از سر کوچه جمع نکرده‌اند. صدای قدم‌هایم در زیر طاقی‌های ساباط صلابت قبل را ندارد. انگار پاهایم روی زمین کشیده می‌شود تا من را به جلو ببرد. به سر پیچ کوچه که می‌رسم چشم می‌بندم و عمیق بو می‌کشم. بوی کاهگل تازه نمی‌آید. با خود فکر می‌کنم شاید به خاطر سرماخوردگی بویایی‌ام را از دست داده‌ام، اما نه چند کوچه پایین‌تر عطر شب‌بوها غوغا کرده بود. چشم باز می‌کنم. نگاهم مسیرش را بلد است. زمین خشک است و خبری از آب پاشی کوچه نیست. در دلم دلشوره ولوله بر پا می‌کند و ترس چنگ می‌اندازد بیخ گلویم. این روزها چشمه‌ی اشکم زبان به گوشش نمی‌رود و راه و بیراه جلوی کوچک و بزرگ سرریز می‌شود. پاهایم به سرعت کشیده می‌شود سمت در نارنجی. در بسته است. باور نمی‌کنم. محکم فشار می‌دهم. ذره‌ای جابجا نمی‌شود. چهل سال است من این در را بسته ندیده‌ام. چهل سال است که هر روز صبح این کوچه را آب‌پاشی شده دیده‌ام. ترس در رگ‌هایم می‌دود. نکند برای ماه‌بی‌بی اتفاقی افتاده؟ چادرم را محکم می‌گیرم و قدم‌هایم را بلندتر برمی‌دارم. باید خبری از او بگیرم. هزار فکر و خیال هجوم می‌آورد به سرم. نکند پیرزن مریض باشد، نکند زبانم لال افتاده باشد، نکند خدای نکرده... فکرم را پس می‌زنم و سمت خانه‌ی دختر خواهرش می‌دوم و خودم را آرام می‌کنم که شاید شب را آن‌جا مانده. جنگ است و دل آشوبه‌هایش. شاید پیرزن تنها را پیش خود نگه داشته‌اند. با این‌که عجله دارم تا زودتر به محل قرار بروم، اما فکر ماه‌بی‌بی جلوی رفتنم را می‌گیرد. به خانه‌ی دختر خواهرش می‌رسم. در می‌زنم. کسی خانه نیست. شاید هم خوابیده‌اند. دیشب احیا بوده و احتمالا بعد از نماز صبح خوابیده‌اند. خجالت می‌کشم تا بیشتر در بزنم. برمی‌گردم. نگاهی به ساعتم می‌اندازم. زمان دارد از دست می‌رود و من باید زودتر به موکب برسم. آیت‌الکرسی می‌خوانم به نیت سلامت ماندن ماه‌بی‌بی و تند کوچه‌ها را پشت سر می‌گذارم. کوچه خلوت است و این سکوت جان به لبم می‌کند. زانوهایم می‌لرزد. فکری مثل خوره به جانم می‌افتد. نکند کسی نیاید؟ پیچ آخر را رد می‌کنم. پیرزنی پیچیده در چادر سیاه و قد خمیده را می‌بینم که عصا زنان جلو می‌رود. قدم‌هایم را تند می‌کنم تا کنارش برسم. عطر گلابش دستی می‌شود تا من را به آغوشش بکشاند. با صدای قدم‌هایم رو بر می‌گرداند. صورت سفیدش در قاب سیاه چادر می‌درخشد. لبخندش نور می‌پاشد به قلبم. ذوق‌زده تنگ در آغوشش فرو می‌روم. _ ماه بی‌بی. نگرانت شدم. کجا شال و کلاه کردی، ماشاالله. _ آی بی‌بی. دور سرت بگردم. اگه تو نگرانم بشی، دارم مرم تظامُرات. می‌خندم، بلند. _تظاهرات، بی‌بی. _همون. مدونی ننه. گفتی نگران شدی دلم خش شد. همیشه مترسیدم تنها توی خونه بمیرم و کسی... میان حرفش می‌پرم تا جمله‌اش نیمه‌تمام بماند. _ کوچه آب پاشی نکرده بودی، بو کاهگل زیر ساباط نپیچیده بود. دلم تنگشون شد. ریز ریز می‌خندد. بازویش را جلو می‌آورد. دست زیر بغلش می‌اندازم و هم قدم می‌شویم. _ منخو پا ندارم ننه، ترسیدم دیر بشه. گفتم یروز اوو نپاشم دم در، آسمون خو زمین نمیاد. دستور رهبر واجبه. صدای قدم‌هایمان با تق‌تق عصا زیر طاقی‌های ساباط چه صلابتی دارد. ✍ط. ع
هدایت شده از زمانه
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هم اکنون مردم در زیر بمباران در خیابان انقلاب الله اکبر میگویند ⚜"زمانه خود را بشناس" _____________________ 🟡 | @zamanehh
📷 پرچمی که به خون علمدارش آغشته شد ولی مدافعان ایران دوباره آن را بلند کردند‌ خیابان انقلاب تهران | دقایقی بعد از بمباران نقطه‌ای در نزدیکی مسیر راهپیمایی
⭕️اسطوره فوتبال جهان خطاب به مردم ایران: قوی بمانید!🇮🇷 🔹پست کریستیانو رونالدو با پرچم ایران ۳ میلیارد بازدید خورد.
✍🏻 اگر شک کنیم‌بین موج ۴۳ هستیم یا ۴۴؟ بنا را می‌ذاریم روی موج ۴۳ و یه موج احتیاطی شلیک می‌کنیم .. رساله توضیح الموشکین 🚀 🚀 🚀
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا مجتبی خیالت راحت ما پشتتیم..... توجه شود که این مصاحبه در لحظه ی حمله ی دشمن به محل نزدیک تظاهرات صورت گرفته است و این واکنش های حماسی مردم ایران به جای ترس است..... @mrtahlilgar1