6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اسرائیل اینترنشنال؛ از نسخهپیچی برای حمله به ایران تا اشک تمساح و انکار ادعاهای پیشین!
🔸️این شبکه صهیونیستی طی ماههای گذشته بر طبل جنگ میکوبید و تبلیغات گستردهای را برای جنگ به راه انداخت. حالا پس از حمله نظامی اربابانش، چهره حق به جانب گرفته، اشک تمساح میریزد.
🔺️این رسانه باید به درستی «رسانه جنگطلب و تروریستی» نامیده شود
┏━━ °•🖌•°━━┓
@jahad_tabein خط مقدم جهاد
┗━━ °•🖌•°━━┛
🔴وحیدآنلاین کیست؟/ امروز مختصات جغرافیایی دقیق تیمی که پشت این حساب قرار دارد، در ساعات اخیر توسط محور مقاومت شناسایی شده و با حملات موشکی هدف قرار گرفته است
شروع افشاگری حنظله علیه کانال ها و اشخاص خائن به وطن:
🔸جنایات و حماقتهای رهبران فرقه اپستین و فرقه کاهانیست به جایی رسیده است که امروز نهتنها نخبگان و آزادیخواهان جهان، بلکه حتی دولتهای غربی و تودههای یهودیان، مسیحیان و مسلمانان نیز بهروشنی مرز خود را با این دو فرقه خونخوار و منفور جدا کردهاند. هیچکس حاضر نیست با چنین جنایتکاران وحشی همکاری کند.
🔸اما محصول شوم ائتلاف این دو فرقه، تولد مزدورانی بیریشه و بیهویت است؛ رباتهایی بیفکر که تنها مهارتشان خدمتگذاری و خیانت است و در زندگی معنایی جز اطاعت کورکورانه از اربابان خود نمیشناسند.
🔸در میان این مزدوران، حساب «Vahid Online» که هویت واقعی آن «میر وحید حسن تبار» است، نمونهای آشکار به شمار میرود: فردی که سالها تحت هدایت و مدیریت مستقیم خانم سیما شاین، معاون پیشین موساد و از مقامات ارشد کنونی در ساختار امنیتی رژیم صهیونیستی، دستورات این رژیم را علیه ایران اجرا کرده است. این مزدور که دستورهای صریح از موساد دریافت میکرد، به مجری دستورکارهای ضدایرانی و تجزیهطلبانه در داخل کشور تبدیل شد.
🔸وحید که سابقه فعالیت در وبسایت «کلمه» را نیز دارد، آگاهانه مسیر خیانت را انتخاب کرد؛ بیآنکه بداند حتی بسیاری از همفکران و همراهانش نیز از او و افرادی مانند او فاصله گرفتهاند و برخلاف او، میهندوست و شریف باقی ماندهاند. او بهتر است از حمزه غالبی درس بگیرد؛ کسی که راه بازگشت را انتخاب کرد.
🔸نکته قابل توجه دیگر این است که برادر او، نوید حسن تبار، در یکی از شرکتهای اصلی ارائهدهنده زیرساخت فناوری اطلاعات بانکی کشور مشغول به کار بوده است. او پس از برقراری ارتباط با موساد و انجام عملیات خرابکاری سایبری علیه یکی از بانکهای کشور در جریان جنگ ۱۲ روزه، در نهایت برای فرار از پاسخگویی به انگلستان گریخت.
🔸اما امروز مختصات جغرافیایی دقیق تیمی که پشت این حساب قرار دارد، در ساعات اخیر توسط محور مقاومت شناسایی شده و با حملات موشکی هدف قرار گرفته است؛ و این تنها آغاز پاسخ ماست. صدها مزدور داخلی که در ازای مبالغ ناچیز عکسها و اطلاعات را برای دشمن ارسال میکردند، مدتهاست تحت رصد اطلاعاتی ما هستند و بازداشت آنها در ساعات آینده قطعی است.
🔸مردم باید بدانند اختلالات روزمرّهای که در زندگی شما رخ میدهد، نتیجه جنایات مزدورانی است که سالها از بیتالمال مسلمانان تغذیه کردند و اکنون با خیانت خود، آرامش و امنیت مردم را هدف قرار دادهاند. سنگینی جرم این خائنان کمتر از جرم کسی نیست که کودکی سهروزه را به قتل برساند.
🔸این خائنان باید بدانند که «در حقیقت آنان تنها آتش در شکمهای خود فرو میبرند»؛ آنچه از این راه به دست میآورند، آتشی است که در وجود خود و خانوادههایشان خواهند کاشت.
🔸حنظله همیشه بیدار است؛ هر خیانتی بهایی دارد و زمان حسابرسی بسیار نزدیک است.
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#موکبشهیددانش
#حیعلیالخیابان
💠 میرزا محسن دهقانی کارشناس سیاسی
هرشب سخنرانی تبیینی ساعت ۱۰ شب موکب شهید دانش
🚗 پارک فلسطین جلو آزمایشگاه نیکان (فرهنگیان)
کانال موکب شهید دانش
👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2070742535C79b8006344
🕰 ســاعــت فـعالیـت مـوکــب
از افـــــــــطــــار تـــــــــــا ســــاعـــــت
ســــــــــ3⃣ـــــــــــــه بـــــــــــامـــــــداد
"کاش می آمدند حرف میزدند!"
همین که کنار جمعیت میرسم . خانمی آشنا کنار می ایستد و شروع به احوالپرسی می کند. دستم را می گیرد و می گوید: « بیا بریم تو جمعیت بشینیم . من که کمر ندارم . نمتونم رو پام وایسم »
سخنران پر صلابت و با شکوه مشغول سخنرانی است . از همه شب هایی که به اینجا آمده ام ، امشب شلوغ ترین جمعیت را دارد.
روبروی پارک فلسطین در جایی دنج ، جمعیت فراوانی ایستاده و نشسته اند .
سخنران صحبت می کند . از عوامل بروز جنگ و از انواع مختلف جنگ می گوید .
آنکه کنارم نشسته تسبیح به دست مدام صلوات میفرستد.
صحبت ها آنقدر جالب شده که آن خانم آشنا می گوید :
«کاشکی اینا میومدن برا مردم صحبت مکردن »
خنده ام گرفته .آرام میگویم :« خوب اومده صحبت کنه »
سخنرانی آنچنان جذاب است که همه را میخکوب کرده .
هر چند دقیقه یکبار کلمات عجیب علمی تحویل جمع می دهد و تا جمعیت میاید از خودش بپرسد این یعنی چه ؟ سریع اصلاحات عامیانه اش را هم می گوید .
اقتضای یک سخنرانی خوب آن است که در اوج ترس و اضطراب و البته امیدهای جمعیتی از جنگ آنچنان صحبت کنی که خوف و رجا را با هم ترکیب کرده باشی.
صحبت از جنگ که می شود بعضی ها مضطربند که امکانات طرف مقابل بالا باشد .
سخنران با تبحر تمام از واقعیت های حال حاضر جنگ می گوید . از داشته های ما و از داشته های طرف مقابل . از جنگنده f35 می گوید که رد یابی نمی شود و تا به حالا منهدم نشده اما از قابلیت های ویژه ایران که می تواند با امواج کلاهک هایش اختلالات گسترده ای را ایجاد کند می گوید . از داشتن بمب اتم آمریکا و اسرائیل می گوید و از آن طرف از عدم استفاده آنها از این گزینه می گوید دلیلش هم آن است که هر کسی بخواهد از سرزمینی استفاده کند که آن را غنیمتی بزرگ برای خود می داند آن را نابود نمی کند و .....
از حاشیه های جذاب این سخنران طنزهایی است که سخنران با مهارت کامل در حین اجرا از آن استفاده می کند و یخ جمعیت را باز می کند .
از اغتشاشات اخیر می گوید . از گروههای چند نفره خیلی کوچک با داشتن لیدر و عدم ارتباط لیدرها با همدیگر برای لو نرفتن کل مجموعه . که اتفاقا همان رضا پهلوی ملعون به آن اقرار کرد .
آخر سر تیر خلاص را می زند و می گوید رهبر انقلاب در آخرین پیامشان می گوید خداوند شما مردم را مبعوث کرده . و مردم برای مقابله با حوادث کار را تمام خواهند کرد. بسیاری از کارها ، به خاطر حضور شما مردم . گزارشات شما و .... نقشه های دشمن را نقش بر آب کرده است . همین حضور شما در تجمعات .
آشنایی که کنارم نشسته سرش را نزدیکم می کند و می گوید:« این بنده خدا چقه خوب صحبت مکنه . مشناسیش کیه ؟ »
آرام میگویم :« آقای امامی هستند . سید جواد امامی»
تعجب می کند و می گوید: « میبد چه سخنرانهای خوبی داره . »
مردم نزدیک به دو ساعت پای سخنرانی نشسته اند . بی آنکه خسته شوند. ساعت ۱۲ شب شده و سخنرانی علی الظاهر تمام شده و پا منبری ها تازه فرصت پرسش و پاسخ پیدا کرده اند .
✍سرکار خانم م.
#سرای_اهل_قلم_میبد
#اختصاصی_ماهقصهها
ساعت ۱۲ شب است . برای لحظه ای چشمانم را می بندم . انگار زمین و زمان می لرزد . صدای سخنرانی داخل موکب شهید دانش ، صدای موکب آن طرف خیابان که به نام شهدای میناب معروف است ، صدای ماشینی که باند بزرگی بر روی آن سوار است و آهنگ حماسی گذاشته . انگار چند صد متر آنطرف هم موکبی دیگر بر پاست و بساط سخنرانی و شعار نویسی های پشت ماشین ، صدای بوق ماشین ها و ....
این حس را تجربه کرده ام .
شاید شما هم با من هم تجربه باشید .
درمسیر پیاده روی اربعین.
آنها که رفته اند می دانند چه می گویم .
از شور موکب ها به خصوص بعد از نماز مغرب تا نیمه های شب .
از حرکت های دسته های مختلف عزاداری در هر نقطه از مسیر .
از ماشین های پر از باند و آهنگ های حماسی .
از حضور اعجاز انگیز زنان و کودکان .
از امنیتی که زیر موشک باران بر سطح خیابان های شهر ایجاد شده .و این تناقض عجیب را ایجاد کرده .
✍سرکار خانم م.
#سرای_اهل_قلم_میبد
#اختصاصی_ماهقصهها
ماشینی از کنارم رد میشود .
از آن ماشین های کلاس بالا که اسمش را هم نمی دانم .
اما نگاهم که به داخلش می افتد کلی ذوق می کنم .
پر از بچه قد و نیم قد است با پرچم های کوچک و بزرگ .
هر کدامشان پرچمشان را از ماشین بیرون آورده اند و می چرخانند.
به سرعت از کنارم میگذرند. جایی ماشینم را پارک میکنم و پیاده به سمت محل تجمع می روم که ناگهان ماشین دیگری نظرم را به خودش جلب می کند. این بار دخترکی کوچک با چادری به سر و پرچمی به دست خودش را به زور از در ماشین بیرون داده و داد می زند: سپاهی، ارتشی، انتقام انتقام. آنقدر صدایش بلند است که هر که در پیاده راه می رود، نگاهش می کند. دو سه نفری جلوتر از من در حال حرکتند . تا صدای دخترک شیرین زبان به گوششان میخورد صدایشان را بلند می کنند و پاسخ شعارش را می دهند. پسر کوچکم به تقلید از بچه هایی که دیده پرچم بزرگی خریده و روی دوشش انداخته تا به مقصد برسد . قرار است کنار خیابان بایستد و پرچمش را بگرداند و کلی کیف کند.
به محل تجمع می رسم . سخنران روحانی سیدی است که بیشتر شب ها همین جا سخنرانی دارد. در میانه سخنرانی اش گاه ماشین هایی که باندهای بزرگی بر رویشان سوار است می آیندو با نماهنگ ها و سرودهای حماسیشان برای لحظاتی سخنران را به سکوت فرا میخوانند. سخنران از مردم صلوات می طلبد تا بعد از رفتن ماشین ها بتواند صحبت کند.
هنوز آرامش کاملا برقرار نشده که وانتی آبی رنگ با کلی پسر بچه از آن سمت خیابان می آید و یکی جلویشان شعارهای حماسی می دهد و بقیه بلند بلند پاسخش را می دهند.
دلم میخواهد دهها قسمت شوم و هر جای این شهر باشم و این زیبایی ها را ببینم و هیچ کدامشان را از دست ندهم .
راستی کودکان ما چقدر در این شب ها بزرگ شده اند!!!
کارهای بزرگ می کنند.
در تجمعات حضور فعال دارند.
اصلا اصل قضیه شده اند . همان جا که در مدرسه میناب جان فدا شدند .
همان مدرسه که قصه پر غصه اش تا عرش رفته و جن و انس برایش غصه خورده اند و عزاداری کرده اند.
بچه هایمان در این امتحان جلوتراز بقیه راه می روند . همان هایی که پدر و مادرهایشان را همراهی در حضور می کنند . همان ها که بقیه را مجبور به حضور می کنند و انگار دل بیقرارشان فقط در خیابان و تجمعات آرام می گیرد.
سربازهای کوچک ایران
✍سرکار خانم م.
#سرای_اهل_قلم_میبد
#اختصاصی_ماهقصهها