26.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
با آموزش وحشتناک کلاه سبزهای ارتش آشنا شوید
حالا همچین تکاورانی منتظر ورود زمینی آمریکا هستند /در صورت حماقت ترامپ، کلاه سبزهای ارتش گوشت آمریکایی ها را خواهند جوید .
📝اخبار معیشتی و خدماتی
🇮🇷@yeksansazi
آقااااا
بدو که ظریف توییت زد.
بدو که یه عالمه کد داده و گرای همه چیزمون رو داده!
بدو که فقط من فهمیدم و بقیه اگه قبول نکنن، یا وفاقی اند یا کلا شوت تشریف دارن.
۱. ظریف اسم قلب آورده! ینی نترس و بزن قلب ایران را بترکون!
۲. اسم گهواره آورده! ینی به صغیر و کبیرمون رحم نکن!
۳. اسم اروپا آورده! ینی با اروپا بزن دهنمون سرویس کن!
۴. اسم نقشه آورده! ینی از رو نقشه حذفمون کن!
۵. گفته عصر! ینی اگه عصر بزنی بهتره. صبح تا ظهر کار داریم و توفیق توطئه نداریم!
۶. آهان! ببین. ببین گفته صورت رنگی! ینی قبلش بزک دوزک کنین که کسی شما را نشناسه! چقدر خبیثه این نفوذی!
۷. کد داده و گفته ما کاری میکنیم که با چماق به جون هم بیفتیم.
۸. تهش هم اسم نظم و قانون و هنر آورده! ینی بزن نیروی انتظامی و مجلس و وزارت فرهنگ و ارشاد!
میبینین؟!
میبینین چقدر آدم ناجوریه و داره کد میده؟!
هشتک من چقدر میفهمم
هشتک همه در همه حالت خائنن الا من
هشتک هر کی قبول نکنه، دستش با اونا تو یه کاسه است.
هشتک همینه که هست
👈 به لحظات ملکوتی کدگشایی توسط انقلابی های به اصطلاح اصیل نزدیک میشویم😂
✨ پن: ذاتا از جماعت اصلاحطلب و حسن روحانی و ظریف متنفرم اما هیچ قرابت فکری به جریان مدعی همه چیز فهمی و عشق حرف های بی اساس ندارم.
✍ کانال #حدادپور_جهرمی
@mohamadrezahadadpour
آقای شهیدمون اگه بودن
می گفتن:
اهم و مهم را جابه جا نکنیم...
باز هم می گویم:
این غربزده ها، دیگر حنایشان رنگی ندارد
دلیل:
یک راهبرد داریم به نام "پلیس خوب، پلیس بد"
یعنی شما خلافی می کنید
پلیس خوبه میاد میگه:
ببین به من رشوه بده، امتیاز بده
و گرنه اون پلیس بده بد اخلاقه اون ور خیابون رو می بینی؟! اون میاد پدرت رو در میاره!!
این غرب زده های حقیر، سی سال گفتن هوای ما رو داشته باشین، ما خودمون با پلیس بده کنار میاییم
به ما امتیاز بدین، حلش می کنیم
می ریم "مذاکره" می کنیم!
حالا که#پلیس_بد، با وحشیانه ترین حالت، خودش اومده سر وقتت،
اونی که ادای پلیس خوبه رو در میاورده،
الان باید یه گوشه وایسته
و هم ما، هم پلیس بده بهش چش غره برن!
این وضع اون فلک زده هایی هست که میگن کودتا کرد
و من می گم:
نه وزن شون، نه عرضه شون اینجوریا نیس
بیخود چنان بزرگ شون نکنین که خودتون هم ازشون بترسین!
مثل یارو که اسم بچه ش رو گذاشته بود:رستم
خودش هم میترسید صداش بزنه
همین
#سیدجواد
در یک کلام، ما مار گزیده ایم
از ریسمان سیاه و سفید مذاکره هم می ترسیم راستش
حواسمون هم حسابی جمع باشه
ولی توی بازی ترامپ و دلسرد کردن و مشکوک کردن مردم نسبت به تصمیم گیران ایران، نیفتیم
نیروی نظامی از نیروی سیاسی دستور نمی گیرد
چه برسد به آدم های فراموش شده ی بدون جایگاه و لال!
الان در شرایط تهاجمی هستیم
هرکس از آتش بس و... حرف زد
اگر به عنوان یک احتمال کنار سایر گزینه ها حرف می زند، خب تحلیل است و می شنویم
اگر به عنوان تنها راه حل، میگوید
شرمنده
نادیده اش می گیری
الان وقت مناسبی برای پایان جنگ نیست
و اتفاقا اعضای تصمیم گیر در شوراهای عالی، هیچ کدام چنین موضعی ندارند
به گیج بازی های مسعود آقا توجه نکنید
تمرکز روی تبدیل قیام مردمی به چهش تمدنی باشد، نه چهارتا کلام ناقص
یاحق
و اما امشب ...
در میانه میدان ،دختر دهه ی نودی ام پرچم به دست و هم صدا با جمعیت ،سلام فرمانده را فریاد میزد
روبه رویش عکس امام شهیدمان بود با لبخند زیبایش ...
رسید به جایی که دلم لرزید ...
سید علی دهه ی نودی هاشو فراخوانده ....
چقدر دهه ی نودی کف میدان (خیابان) بود ...
اما جای خود سید علی مان خالی ....
چقدر دلمان برایش تنگ شده است 😭
#اسعدی
#سرای_اهل_قلم_میبد
#اختصاصی_ماهقصهها
#روایت_مردمی_میبد
@qesseha
برای خواندن حدود سی روایت این شب ها
#روایت_مردمی_میبد را جستجو کنيد درکانال
#داستان_آنلاین
#قسمت_اول
#جنگ_ناموسی
صدای سوت ممتد، گوش هایم را از کار انداخت. خواستم تکان بخورم که درد پیچید توی استخوان هایم. همه جا تاریک شده بود، تاریک تر از قبل و پر از هیاهویی مبهم. شدّت انفجار زیاد بود و بوی دود و باروت همه جا را پر کرده بود. داشتم تقلّا میکردم، برای نفس کشیدن، برای پیدا کردن هوایی که زیر آوار گم شده بود...
دهان باز کردم بلکه هوا راهش را پیدا کند که مشتی خاک رفت توی دهانم.
به سرفه افتادم. ته گلویم میسوخت اما مزّه ی گل خیس برای زبانم آشنا بود. طعم مهر های جانماز مادر بزرگ را میداد، تا کلاس اول دبستان این عادت مهر خوردن برایم آرامش عجیبی داشت، مامان و عزیز دیگر مقاومت نمی کردند، مخصوصا وقتی توی دعوا از پسر قلدرهای توی کوچه کتک میخوردم، با اینکار حرصم را خالی میکردم و کمی آرام میشدم، حالا بماند که شب نشده توی کوچه تله میگذاشتم و وقتی زمین میخوردند به سر و کله ی خاکی شان می خندیدم. به هر حال کسی نمی توانست برایم زورگویی کند و قسر دربرود. جوری حساب کار دست شان آمده بود که اگر بلایی از غیب هم سرشان می آمد، می گفتند کار ناخون سیاهه، فرار کنید...
چقدر دلم برای آن روزها تنگ شده؛
و چقدر زندگی طعم بهتری داشت،همان روزها.
آمدم آه بکشم که تکه ای گچ پرید توی گلویم. به سرفه افتادم، خواستم دستم را مشت کنم و به سینه ام بکوبم اما دستم بالا نیامد، سرفه امانم را بریده بود،
تازه داشتم متوجه میشدم که دست هایم محبوس شده اند، اما جایی دور از بدنم، جایی که من هیچ اختیاری برای آزاد کردن شان نداشتم. سرفه دست بردار نبود،
از شدت درد و سوزش پلک هایم را محکم فشردم و دوباره باز کردم، اما سیاهی فقط جرقه ای خورد و بازهم تکرار شد، بغض ناخن کشید توی گلویم، راهش را بازکردم و گرمای اشک، خیلی زود خودش را به لب هایم رساند،
نمیدانم چقدر گذشت اما دیگر سرفه نمی کردم، تنها مزّه ی تکه گچی خونی و شور توی دهانم جا مانده بود ...
✍ نازنین آقایی
ادامه دارد،،،
@aghaeii
https://ble.ir/aghaeii
کربلایی محسن محمدیپناه11)sorood payani-moharam1404-shab2-14040406.mp3
زمان:
حجم:
13.3M
هر مصر فرعونی دریا دارد، این قوم مستضعف موسی دارد...
#محسن_محمدی_پناه
#صوت_شب_جمعه
دوست خوبم آقا محسن محمدی پناه
این ایام رفته روی موج حماسه سازی
ماشاء الله بهت آقا محسن جانم
هدایت شده از بیدهای بیمجنون / انصارینژاد
• داغ سردار •
✍🏻ده دوبیتی برای سردار شهید،
علیرضا تنگسیری
.
.
۱
سر شب شروه بر لب داری ای دل
که نمنم تا سحر میباری ای دل
دوبیتی در دوبیتی داغ سردار
کجای ساحل دلواری ای دل؟
۲
میون نمنم بارون میآرن
دارن از کربلا مهمون میآرن
خبر اومه، محرم اومده باز
شهیدی رو به تنگستون میارن
۳
گمونم "ریسلی" تو راهه امشو
و با "خالو" به "چاکوتاهه" امشو*
همهش برنو به دس نخلای دلوار
تموم تنگسون خونخواهه امشو
۴
جوونمردای بندربی نظیرن
همه برنو به دوش تنگسیرن
شبا آتیش به دریامی زنن باز
می رن تا انتقامت رو بگیرن
۵
غم اون مرد زد آتیش به جونم
که میسوزه تموم استخونم
شب بارون توی نخلای دلوار
میرم تا صب همهش فایز بخونم
۶
به قربون چشای شروه خونت
یه نخلستون دوبیتی ارمغونت
چشات تو آسمون میگرده هر شو
کجایه پس ستارهی آسمونت؟!
۷
تموم سینه داغ و دردی ای دل
یه باغی از گلای زردی ای دل
بگو هر شو به دنبال ستارهت
کجای آسمون میگردی ای دل؟!
۸
کدوم غم کرده دیگرگونت ای دل
که خون میریزه از چشمونت ای دل
میگن تو بندرعباسه شهیدت
میبینم گریهی کارونت ای دل
۹
دو چشمم رو به عکس پشت میزه
به اون لبخند سردار عزیزه
دوبیتیهام تیکهتیکه ابره
میآیه بر سر خاکش بریزه
۱۰
غروب اومه، چه دلتنگی دل مو
که با ابرا هماهنگی دل مو
به چشمون تو داغ تنگسیریست
شهید چندم جنگی دل مو؟
.
.
*خالو حسین چاکوتاهی،
مبارز بزرگ جنوب و همرزم
رئیسعلی دلواری
.
.
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
.
.
📍آدرس کانال « بیدهای بیمجنون»
در پیامرسان ایتا:
https://eitaa.com/joinchat/2117599237C01145ee29a
این هم هنرنمایی درجه یک استاد عزیزم
حاج آقا انصاری نژاد
توی اولین جشنواره ای که رتبه آوردم داور بودن
استقبال گرم شون از شعرهایم
و بوسه ای که به پیشانی ام زدند، چنان شوق برانگیز است که فراموش نشدنی است
دلتنگ دیدارم استادجان🌺