مرگ بر ضند ولایت فقید
مرگ مرگ وطن فروش خاله
میمیریم میجنگیم ثابت نمیپذیریم(اول میمیره بعد میجنگه😆)
هیهات ذِلَه بِلَه
هیهات مِلَه ذِلَه
گرسنمه تهمتنی😂
مرگ بر منافقین و خفاش
✍️🏻اینا رو دیدم ملت میگن
بچه هاشون میگن😅🤣🥰
☑️@tanzonaghz
37.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#هم_اکنون
🏴 مراسم اربعین رهبر شهید
همراه با اجرای برنامه های حماسی و فرهنگی
🕌 امامزاده میرشمس الحق میبد
🔹 سخنرانی دکتر سید جواد امامی
با موضوع توان نظامی هوا و فضای ایران
❇️ استودیو سیار مقاومت
شهرستان میبد
◻️پخش مستقیم
از صدا و سیمای یزد
به سیدمجتبی خامنهای بگویید پدرتان ما را طوری تربیت کرده که در شبی که همه دنیا ساعتشمار معکوس مرگ ما را گذاشتهاند، خیمه شما را ترک نخواهیم کرد. ما امشب همان جملهای را میگوییم که جناب زهیر و آقای ما عباس بن علی در شب عاشورا پشت خیمههای سیدالشهدا گفتند: بخدا قسم اگر کشته شوم، سپس مرا بسوزانند و خاکسترم را بر باد دهند، سپس باز زنده شوم و همینطور هزار مرتبه مرا بکشند و بسوزانند، تو را ترک نخواهم کرد. لبیک یا حسین!
«مهدی مولایی»
میدان رهبر شهید پر بود از جمعیت.مرد،زن،کودک، پیر وجوان،همه پرچم به دست آمده بودند. غافل میشدی سیل جمعیت تو را با خود میبرد. یک صدا با بغض فریاد می زدند:
بزن که خوب می زنی.
مجری اعلام کرد مراسم امشب، یادبود شهید دنا برگزار می شود. فرزند ایران بوده است.شما امشب برایش مادری و پدری کنید.خیابان تاریک بود.هق هق مادرها به گوش می رسید.خانمی میانسال از پشت سر گفت:
_لعنت بر حامیان حقوق بشری که کارکنان ناو دنا را مظلومانه شهید کردند.
عده ای که صدایش را شنیدند فریاد زدند: مرگ بر آمریکا
دختر بچه کنار پارک گریه می کرد.پرچم ایران روی صورتش کشیده بود. اشک، عکس پرچم ایران را خراب کرد.باد پرچم ایران را محکم تکان داد.جمعیت با انرژی مضاعف به سمت سید قنبر حرکت کردند.قدم ها محکم تر میشد. چه روزها و شب هایی که در محوطه ی پارک قدم زده بودیم و بی اعتنا به پرچم از کنارش رد شده بودیم. اما جنگ رمضان، به ما فهماند حیاتمان با حیات پرچم ایران گره خورده است.اگر سرزمین مادری نباشد ما ذلیل و خوار می شویم. صدای هیهات من الذله بلند شد. حالا مشت ها بودند که گره شده آسمان میبد را میلرزاندند.
✍سرکار خانم حکیمی
#سرای_اهل_قلم_میبد
#روایت_مردمی_میبد
✍️ یادداشت روزانه(۴۰۵/۱/۱۷)
حقیقتِ امر اینه که با توجه به نوع افرادی که از فامیل و بعضی دوستان دارم و مباحثی که شکل میگیره وانگار که امثالِ ماها کلا مقصر این وضعیتیم بهم تاختند که حالا وقتی مهلت ترامپ تموم بشه اون وقت می بینی چه بر سرتون میاره، انگار که اونا شامل مثلا اون بلاها(البته از نگاه اونا) نمی شن و از نابودی زیرساختها و مصیبتی که اونا میگفتن تازه بعدش شروع میشه و مقصرش هم ما هستیم گفتن و نیش زدن.
تو گروهی معمولی اما باکیفیت که آدمای مسن ،جاافتاده،سردوگرم چشیده و جنگ دیده و با مدارک و مدارج علمیِ بالا عضوم سوال یا دغدغه را مطرح کردم وانصافا پاسخهای خوبی هم گرفتم.
🕋 اما نکته اصلی از اینجایِ قضیه اس ؛ از اونجایی که چندان آدمِ مذهبیِ تیری نیستم(به قول معروف دوآتیشه) اما گاهی مثلا شاید یکی دو روز در هفته هر جا که پیش بیاد جماعت مغرب و عشاء میرم؛ خلاصه امروز طبق معمول یه دفعه ای تصمیم گرفتم برم مهدیه امیرآباد
همه چیز روال عادی داشت تا این که پس از نماز عشاء و اذکار و دعاهای بعدش نوبت خواندن قرآن شد ،اومدم برم که یهو به خودم گفتم: اشکال نداره چند دقیقه ای هم پای قرآن مینشینم و آرامشی هم پیدا می کنم که قاری اعلام کرد:صفحه ۵۱۱، سوره فتح و شروع به خواندن کرد و من که معمولا معانی را هم حتما میخوانم سریعا متن عربی را خواندم و برگشتم به معنی کلماتِ خدا ؛ بله عزیزان *بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ* إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً
*بنام خداوند بخشنده مهربان* ما براى تو پیروزى آشکارى [= فتح مکه] را فراهم ساختیم.
و اینجا بود که فهمیدم همون خدایی که در همین امروزی که این دغدغه در من بوجود آمد به دلم انداخت بیام برای نماز جماعت و به این سوره برسم و علاوه بر آرامشِ درونی به یک اطمینانِ خاطری دست پیدا کنم(بعد از دلایلِ واضح دوستانِ گروه) باز هم همون خدا دوباره ذهن و قلبم را به آیه ای دیگر کشاند که : ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَتَطۡمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكۡرِ ٱللَّهِۗ أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَّهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ يعنى : كسانى را كه ايمان آورده اند، دل هايشان به ياد خدا آرام مىگيرد [و] آگاه باشيد كه دل ها تنها با ياد خدا آرام مىگيرد.
البته که از نخودکی و سایر عرفا مطالبی خوانده بودم که مواقع نگرانی و اضطراب دستت را روی قلبت بگذار و سه بار در حالتِ نشسته و سه بار در حالتِ ایستاده این آیه را بخوان که البته من به لطف همون خدا چندین ساله که این کار را میکنم.
✍جناب آقای ح. خلیلی
#روایت_مردمی_میبد
#اختصاصی_ماهقصهها