eitaa logo
ماه قصه‌ها/ جهاد علمی میبد/امامی
2.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
6.1هزار ویدیو
477 فایل
آموزش چند بعدی/برای يادگیری و یاددهی نوین 📌آموزش در ۶ ساحت تربیتی؛ #هوش_مصنوعی #استعدادسنجی #سواد_رسانه #فهم_قرآن #بسیج_علمی_پژوهشی_میبد ارتباط باما: @sijima
مشاهده در ایتا
دانلود
یکی از ملاک های دختران برای خواستگار آیا اهل خیابان هست؟😂 الله اکبر تاحالا میگفتن به پسرخیابانی دخترندید حالا میگن هرچی بیشتر خیابانی باشه بهتره 😂😂
وای .پسرا هم دنبال دختر خیابانی هستن . خاطره داغ بگم براتون دیشب من و دوستم.تعدادی مقوا و کارتن و‌ماژیک و.. برای تهیه پلاکارد خریدیم .و کنار میدون امام حسین زیرانداز انداختیم .. بین مردم پرسیدم کی خط خوبی داره؟ یه دختر ۱۸.۱۹ساله اومد و خطاطی رو قبول کرد یه پسری هم اونجا ایستاده بود گفتیم شما میتونی چسب چوب بزنی و مقوا ها رو به کارتن بزنی ؟ قبول کرد.. بعد مدتی دیدیم .مادر پسر اومد ..و از ما پرسید دختر خانم خطاط قصد ازدواج دارن؟ و خلاصه مادر پسر و دختر شماره رد و بدل کردن..برای امر خیر😂😅 تا خانم خطاط بود ..آقا پسر پرشور کمک میداد دختره که رفت ..آقاپسر هم غیبش زد😅
چه قدر الان آسون شده یاری امام عصر بری تو موکب چایی بخوری😁
اگر یک نفر را به او وصل کردی منتهی شده به اینکه دستشو بگیری ببری تو موکب بگی بریم چایی بخوریم خدایا چه قدر مهربونی هوامونو داری
اینا دیگه جدیه👆👆✌️✌️✌️🚀🚀🚀
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تو بیت رهبری بودیم، حاج قاسم بغلم کرد گفت «هرکول من» 🔺حضرت آقا اومدن گفتن هرکول آمریکاییه، بگو رستم، بگو سهراب
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
آتش بس ساعت دوازده شب است . تلفنم به صدا در می آید . خانم همسایه است . _دل تو دلم نیست . امشب شوهرم شیفت شب کارخونس . میشه بیای خونه ما؟ _این وقت شب؟ _بیا با هم حرف بزنیم تا نگرانیمون کم بشه . تا به خانه برسم، ساعت دوازده و نیم شده است . درب خانه همسایه را میزنم و داخل میشوم . کلی حرف می زنیم . بچه هایمان ده دور اسم فامیل بازی کرده اند و کلی به آنها خوش گذشته است . از ترس ها و نگرانی هایمان در آینده ای که هنوز نیامده می گوییم و از این شب ها و شور و حماسه راهپیمایی های شبانه حرف می زنیم. ساعت دو بعد از نصف شب است . کم کم از جایم بلند میشوم و با کلی التماس، پسرم را از خانه همسایه بیرون می آورم . همین که آماده خوابیدن میشوم تلفنم به صدا در می آید . خانم همسایه است : _سلام هنوز که نخوابیدی؟ _نه .چه خبر شده؟ _تلوزیونو دیدی؟ آتش بس شده!!!! _آتش بس؟ مگه داریم ؟ مگه میشه؟ _برو شبکه خبر رو ببین . و من پای تلوزیون میخکوب میشوم . بعد از شهادت آقا منتظر هر اتفاقی بودم . چون میدانستم دشمن مقابل هیچ بویی از انسانیت و شرف نبرده و هر عمل نابخردانه ای از او بعید نیست . اما شنیدن خبر آتش بس از شنیدن خبر حمله اتمی هم برایم دردناک تر و تعجب آور تر بود !!!! دهها کانال خبری در گوشی داشتم. تک به تکشان را چک کردم که شاید یکی این خبر را تکذیب کند اما خبری از تکذیب نبود. منتظر اطلاعیه رهبری بودم اما از آن هم خبری نبود . ظاهرا باید همه این اتفاقات عجیب و غریب را قبول میکردیم . ما محکوم به صبر و اطاعت بودیم . من تحلیل گر سیاسی نبودم . من نظامی حاضر در عرصه جنگ نبودم. من یک انسان معمولیم که خون انتقام رهبر شهیدم در رگ هایم در حال جریان است . من منتقم خون بهترین سردارها ی این نظام هستم. من غصه دار خون های پاک کودکان مظلوم میناب بودم و هستم . من داغدار هموطنانی که در این چهل روز شهید شده بودند بودم اما من الان فقط کف میدان و خیابان را برای ادامه راه میشناسم . منتظرم تا ببینم چه خواهد شد . و می دانم مملکت صاحب دارد . اصلا رهبر این مملکت با این خونخوارها پدر کشتگی دارد . من گوش به فرمان رهبر و نیروهای نظامی مملکتم هستم اما خیابان را رها نخواهم کرد. ✍سرکار خانم ف. م
راهپیمایی خلاقانه باید قبول کرد همه چیز این روزها با روال عادی قبلش فرق دارد. اما برای من که در مراسم های شبانه شرکت میکنم هیجان انگیز ترین اتفاقاتِ کفِ خیابان ، شرکت در راهپیمایی است . کافی است یکبار در آن شرکت کرده باشی . ترکیب بی نظیر شعارهای پشت سر هم، با سرود ها و مداحی های حماسی ،یک آش شله قلمکار بی نظیر و خوشمزه را تحویلت می دهد که از خوردنش سیر نمیشوی . پرچم رکن اصلی این زیبایی است و هیچ جمله ای نمی تواند آنرا توصیف اساسی کند. بزن که خوب میزنی را آنچنان فریاد می زنند که انگار تک تک مشت های گره کرده محکم بر سر تک تک دشمنان فرود می آید. ضربه آخرو بزن این شبها به این شور حماسی جان تازه داده است . بچه های داخل راهپیمایی آنچنان ضربه آخرو بزن را داد می زنند که صدایشان گرفته است. امیر کرمانشاهی نود میلیون ایرانی را رجز خوانی می کند و ملت همراهش به شور می آیند. من سرودهای حماسی مختلفی را در مسیر میشنوم و گذر زمان را احساس نمیکنم . اما نقطه اوج این حضور همان تجمع در میدان رهبر شهید است با خواندن سلام فرمانده و دعای عهد . ساعت صفر عاشقی که میشود همه امیدهامان می شود دعای فرج .و دلی که مالامال از امید و غم است . ✍سرکار خانم ف. م